زهرا جلیلی (مجله سفرنویسان)
تجربه یک سفر درمانی با موجسواری در مراکش برای غلبه بر ترس از دریا
دیگر دقیقا یادم نیست که وحشت از امواج از چه زمانی شروع شد. شاید یک اتفاق خاص آن را به وجود آورد، مثل آن موج عظیم در ساحل بیاریتز فرانسه، حدود بیست سال پیش که مرا با شدت به کف دریا کوبید و پوست چانهام را کند.
احتمالا این تغییر از بیباکی به ترس، روندی تدریجی و منطقی بوده، به خصوص وقتی خطر جریانهای شکافنده، صخرههای پنهان، کوسهها و ضربه مغزی را در نظر بگیریم. اما برای من، احساس میکنم ریشههای عمیقتری دارد. تقریبا قطعی است که شغلم در این موضوع نقش داشته. نزدیک به دو دهه فعالیت به عنوان روزنامهنگار و گزارشدهی از بدترین کارهایی که انسانها میتوانند در حق یکدیگر انجام دهند، به تدریج این باور را در من تضعیف کرده که میتوانم خودم و دیگران را در جهانی پرخطر از آسیب حفظ کنم.
در سالهای اخیر، دریافتهام که هر بخش از دریا با موجهایی بلندتر از کمر، برایم به منطقهای ممنوع تبدیل شده، با وجود اینکه شناگر خوبی هستم و عاشق بودن در آبم. در تعطیلات، اغلب نگران در ساحل میمانم، در حالی که خانوادهام با شادی و بدون من سوار امواج میشوند.
این موضوع مرا بسیار غمگین میکند. بنابراین، وقتی اخیرا خودم را در آستانه تغییر شغل برای اولین بار در چهارده سال گذشته یافتم، تصمیم گرفتم به یک وقفه نیاز دارم و این وقفه باید یک اردوی درمانی یکهفتهای موجسواری در مراکش باشد. اینجا، تصور میکردم میتوانم بخشی از محتوای روحیهخردکنندهای که در معرضش قرار گرفتهام را پردازش کنم و همزمان، امیدوارم بالاخره با ترسم از امواج روبرو شوم.
یک وعده غذایی پس از موجسواری در ریاد دار هون. عکس: کریس ورت
شرکت برگزارکننده این اردو، رِسِرْفیس نام دارد. این شرکت را جاش دیکسون، روانشناسی که تخصصش در زمینه تروما، بهبودی و رشد فردی است، بنیان نهاده. ایده اصلی، ارائه یک تجربه جامع با ترکیب یوگای صبحگاهی و درسهای موجسواری با جلسات گروه درمانی در بعدازظهر است.
جاش در یک تماس تلفنی پیش از شروع اردو گفت قصد دارد حالت «جریان» را ایجاد کند، جایی که بدن و ذهن بتوانند با حمایت آفتاب، آب خنک و قطع ارتباط با سختیهای زندگی روزمره، با هم برای التیام و نوسازی همکاری کنند.
موجسواری فقط یک ورزش عالی جسمانی نیست، بلکه موجسوار را ملزم میکند در طبیعت غوطهور شود و کاملا بر کاری که لحظه به لحظه انجام میدهد متمرکز بماند. همچنین، این فعالیت طیفی از هورمونهای مفید را تحریک میکند – اندورفین، دوپامین و سروتونین برای تقویت خلق و خو، و آدرنالین و نوراپینفرین برای هیجان و تمرکز. همه اینها به ایجاد بستری ایدهآل برای کار درمانی کمک میکنند.
ما به سواحل زیبای اطراف تامراغت رفتیم، جایی که امواج آنقدر کوچک بودند که حتی برای من هم ترسیدن سخت بود
در ابتدا برای یکی از اولین اردوهای «بازتنظیم» این شرکت ثبتنام کرده بودم که برای تقویت تابآوری و جلوگیری از فرسودگی شغلی طراحی شده. اما به دلایل مختلف پیچیده، در نهایت در اولین اردوی گروهی EMDR (حساسیتزدایی و پردازش مجدد با حرکت چشم) آن شرکت کردم.
این روش که در دهه ۱۹۸۰ توسط روانشناس آمریکایی فرانسین شاپیرو توسعه یافت، هدف اصلیاش کمک به کاهش احساسات پریشانکننده مرتبط با خاطرات خاص یا آسیبهای گذشتهای است که ممکن است بدن همچنان نگه داشته باشد.
نظریه این است که رویدادهای آسیبزا به شیوهای مشابه خاطرات سالم از نظر عصبی پردازش نمیشوند و بنابراین میتوانند دوباره ظاهر شده و مزاحم شوند. درمان EMDR از تحریک دوطرفه استفاده میکند – مثلا حرکت سریع چشمها از یک نقطه به نقطه دیگر یا ضربه زدن به بدن به صورت چپ و راست همزمان با تمرکز بر یک رویداد آسیبزا. طبق این نظریه، این کار به مغز اجازه میدهد خاطره را به صورت عادی پردازش و ذخیره کند.
نویسنده از فضای آرام تامراغت لذت برد. عکس: موریس ایماژز/آلامی
بدیهی است که انجام این کار در یک محیط گروهی، در میان غریبهها، بسیار صمیمی و در معرض دید قراردهنده احساس میشود، بنابراین با مقداری دلهره یک بعدازظهر آفتابی اکتبر به شهر کوچک موجسواری تامراغت، درست شمال آگادیر، رسیدم تا اردو را آغاز کنم.
تامراغت دوستداشتنی است. این شهر، خواهر آرامتر و خونسردتر کانون پررونق گردشگری موجسواری تاغازوت است که چند کیلومتر به سمت شمال فاصله دارد. خیابانهای خاکی آن پر از رستورانهای شلوغ، مغازههای سفال و موجسواری است و یک منظره ساحلی دلپذیر دارد که میتوانید در آن با شترهای ساحلی وقت بگذرانید.
یادگیری گرفتن یک موج، تقریبا همیشه شکست خوردن و سپس پارو زدن دوباره به سمت دریا برای تلاش مجدد، خودش نوعی مراقبه بود
آن شب، در ریاد دار هون، خانه زیبا و پذیرای ما برای شش روز اردو، گروه ما – مجموعهای متنوع و چندنسلی – برای شام مرغ با زیتون سبز و لیمو که توسط سرآشپز مقیم پخته شده بود، دور هم جمع شدیم.
صبح روز بعد، پس از یک جلسه کوتاه معرفی با جاش که شامل برخی تمرینهای آشناسازی نسبتا عجیب اما سرگرمکننده بود، سوار مینیون شدیم و به سمت ساحل رفتیم، جایی که با سختی لباسهای غواصی را پوشیدیم و به گروههایی تقسیم شدیم. برخی از ما هرگز موجسواری نکرده بودیم (از جمله خودم)، و برخی دیگر تجربه بیشتری داشتند.
مربیان ما، به سرپرستی یونس اربهی، مربی موجسواری محلی، عالی بودند – صبور، بامزه و بدیهی بود که در متقاعد کردن تازهکارهایی با لگنهای سفت تجربه دارند که شانسی برای ایستادن روی تختههای فومی بزرگ مخصوص مبتدیان داریم.
هر صبح به سواحل مختلف و زیبای اطراف تامراغت میرفتیم، جایی که امواج آنقدر ریز بودند که حتی برای من هم ترسیدن سخت بود. تجربه بودن در آب شور و سرد برای سه یا چهار ساعت پشت سر هم را خستهکننده و در عین حال نشاطآور یافتم. و اگرچه قطعا استعداد ذاتی نداشتم، اما فرآیند یادگیری گرفتن یک موج، تقریبا همیشه شکست خوردن و سپس پارو زدن دوباره به سمت دریا برای تلاش مجدد، خودش نوعی مراقبه بود.
پس از درسها، گروه دوازدهنفره ما همگی کنار هم روی ساحل مینشستیم، در حالی که آفتاب به صورتمان میتابید، ناهار میخوردیم و پیروزیها و ناکامیهای تجربیات موجسواریمان را به اشتراک میگذاشتیم. سپس سوار اتوبوس میشدیم و به ریاد بازمیگشتیم، جایی که جلسه درمانی بعدازظهر را آغاز میکردیم.
در ابتدای هفته، این بخش از روز کاملا در معرض دید قراردهنده احساس میشد، اما جاش در هدایت ما در این فرآیند، متفکر، بااعتمادبهنفس و آگاه بود.
آنی کلی در تامراغت مراکش
در ابتدا، EMDR را چندان دگرگونکننده نیافتم، اگرچه جالب بود که آنچه در طول جلسات ظاهر میشد، اغلب خاطره یا رویدادی نبود که در ابتدا تصمیم به تمرکز بر آن گرفته بودم. با این حال، با پیشرفت هفته، با تعجب کشف کردم که این جلسات تبدیل به دگرگونکنندهترین بخش اردو برای من شدند.
در مورد موجسواری، هفته را تقریبا به همان بدی روز اول به پایان بردم، اما واقعا مهم نبود
پس از سالها از دست دادن تدریجی و خورنده ایمان به جهان، امید و ارتباط واقعی را در سهیم شدن با گروهی از افراد یافتم که مایل بودند با شکستهای عاطفی، آسیبها و دردهای شخصی خود روبرو شوند. این مرهمی بود که بیش از هر میزان تأمل شخصی، به بازگرداندن ایمان و امیدم به مردم کمک کرد.
در مورد موجسواری، هفته را تقریبا به همان بدی روز اول به پایان بردم، اما واقعا مهم نبود. در آخرین روزم، امواج تغییر کرده بودند، و اگرچه به طور معقول نمیشد آنها را بزرگ توصیف کرد، اما به اندازهای بودند که من بترسم. با این حال، با تشویق مربیمان – و کمی گریههای پالایشدهنده روی ساحل وقتی همه چیز بیش از حد سخت شد – ادامه دادم.
و فقط یک بار، در نیمساعت پایانی درس، توانستم با زحمت بلند شوم و روی پاهایم بایستم. وقتی دستانم را به نشانه پیروزی به هوا بلند کردم، صدای هلهله از ساحل شنیدم و دیدم که گروه از جا بلند شدند و در جشن من شریک شدند.
این سفر توسط رِسِرْفیس ارائه شد که اردوهای درمانی موجسواری هفتشبه را از ۲۵۰۰ پوند به ازای هر نفر ارائه میدهد. این هزینه شامل اقامت، ترانسفر، تمام وعدههای غذایی، درسهای موجسواری، جلسات درمانی و فعالیتها میشود. سفر بعدی از ۱۱ آوریل آغاز میشود.
چرا این تجربه مهم است: تحلیل هزینه، ایمنی و تصمیمگیری مسافران
این نوع سفرهای ترکیبی که درمان روانی را با یک فعالیت ماجراجویانه مانند موجسواری تلفیق میکند، در حال تبدیل شدن به روندی نوظهور در گردشگری سلامت و تندرستی است. از منظر هزینه، قیمت حدود ۲۵۰۰ پوند برای یک هفته ممکن است در نگاه اول بالا به نظر برسد، اما وقتی خدمات ارائه شده شامل اقامت در اقامتگاههای باکیفیت، تمام وعدههای غذایی، آموزش حرفهای، جلسات درمانی گروهی تحت نظر روانشناس متخصص و ترانسفر را در نظر بگیریم، این هزینه قابل توجیه و حتی رقابتی است. این قیمت معمولا معادل یا کمتر از هزینه یک هفته اقامت در برخی مراکز لوکس سلامتی در اروپا است، با این مزیت که یک تجربه سفر بینالمللی کامل را نیز شامل میشود.
نکته کلیدی در مورد ایمنی، حضور مربیان محلی با تجربه و آگاهی از شرایط آب و هوایی و دریایی منطقه است. انتخاب مکانهایی با امواج ملایم برای مبتدیان، همانطور که در این گزارش ذکر شد، ریسک را به حداقل میرساند و فضای امنی برای مواجهه تدریجی با ترس ایجاد میکند. برای مسافران، تصمیمگیری برای انتخاب چنین سفری باید بر اساس اهداف شخصی باشد: آیا به دنبال یک تعطیلات فعال معمولی هستید یا یک تجربه تحولآفرین برای غلبه بر یک مانع ذهنی؟ این سفرها برای کسانی مناسب است که ارزش سرمایهگذاری بر سلامت روان خود را درک میکنند و به دنبال راهحلی فراتر از تعطیلات معمول هستند. بررسی دقیق صلاحیت تیم درمانی و مربیان، و همچنین خواندن نظرات شرکتکنندگان قبلی، گامهای ضروری پیش از رزرو است.
چرا این مطلب برای مخاطب ایرانی ارزشمند است؟
جامعه ایران امروز با چالشهای متعدد روانشناختی از جمله استرس، اضطراب و فرسودگی شغلی روبرو است. با افزایش آگاهی نسبت به اهمیت سلامت روان، ایرانیان بیش از پیش به دنبال راهکارهای موثر و غیردارویی برای مدیریت این شرایط هستند. این گزارش، الگویی عملی و الهامبخش ارائه میدهد که نشان میدهد چگونه میتوان سفر را به ابزاری قدرتمند برای بهبود ذهن و غلبه بر ترسهای ریشهدار تبدیل کرد. برای مخاطب ایرانی که ممکن است دسترسی به خدمات روان درمانی تخصصی در قالبهای خلاقانه محدود باشد، آشنایی با چنین مدلهایی میتواند دریچهای به روی گزینههای جدید بگشاید.
از سوی دیگر، مراکش به عنوان یک مقصد گردشگری برای ایرانیان جذابیتهای خاص خود را دارد: نزدیکی نسبی جغرافیایی، عدم نیاز به ویزا برای اتباع ایرانی، فرهنگ و معماری غنی و هزینههای سفر نسبتا معقول. معرفی جنبههای متفاوت سفر به این کشور، مانند گردشگری درمانی-ماجراجویانه، میتواند به غنیتر شدن انتخابهای سفر ایرانیان کمک کند. این مطلب همچنین بر اهمیت انتخاب مربیان و راهنمایان محلی با تجربه تاکید دارد، نکتهای که برای هر مسافر ایرانی در هر مقصدی حیاتی است تا هم ایمنی تضمین شود و هم تجربهای اصیل و غنی شکل بگیرد.
تحلیل مدیریتی برای فعالان صنعت گردشگری ایران
این گزارش نمونهای عینی از ظهور و رشد پرشتاب بخش «گردشگری تندرستی تجربی» یا Experiential Wellness Tourism در سطح جهانی است. این نیچ مارکت دیگر محدود به اسپاهای لوکس و مراکز یوگا نیست، بلکه به سمت ادغام درمانهای روانشناختی ساختاریافته با فعالیتهای مبتنی بر طبیعت و ماجراجویی در حال حرکت است. برای مدیران و سرمایهگذاران ایرانی صنعت گردشگری، درک این روند فرصتهای استراتژیک متعددی ایجاد میکند. ایران با دارا بودن داراییهای طبیعی متنوع (از سواحل طولانی دریای عمان و خلیج فارس گرفته تا کوهستانهای زاگرس و البرز و بیابانهای وسیع) و همچنین میراث غنی طب سنتی و گیاهان دارویی، پتانسیل عظیمی برای توسعه محصولات مشابه اما با هویت ایرانی-اسلامی دارد.
توسعه چنین محصولاتی نیازمند رویکردی بینرشتهای و تشکیل کنسرسیومهایی متشکل از فعالان گردشگری، متخصصان سلامت روان معتبر، مربیان ورزشهای طبیعتمحور (مانند کوهنوردی، موجسواری، بیابانگردی) و متخصصان تغذیه و طب مکمل است. مدل کسبوکار میتواند بر اساس پکیجهای همهشامل با قیمتگذاری پریمیوم طراحی شود. نکته کلیدی، تضمین کیفیت و ایمنی خدمات درمانی و آموزشی است که مستلزم تدوین استانداردهای عملیاتی دقیق و گزینش دقیق پرسنل است. بازاریابی این محصولات باید بر پایه قصهگویی دیجیتال قوی و تأثیرگذار باشد که سفرهای تحولآفرین واقعی مشتریان را به تصویر بکشد. تمرکز بر بازارهای داخلی در مرحله اول و سپس هدفگیری بازارهای منطقهای همفرهنگ یا گردشگران بینالمللی علاقهمند به پزشکی جایگزین میتواند مسیر توسعه را مشخص کند. این رویکرد نه تنها به تنوعبخشی به اقتصاد گردشگری کشور کمک میکند، بلکه میتواند تصویر ایران را به عنوان مقصدی برای سفرهای معنوی و سلامتیمحور تقویت کند.
مطالب مرتبط
کمپین جدید کارناوال کروز برای مشاوران سفر در فصل اوج فروش
خط کشتی های تفریحی کارناوال، کمپین جدیدی با عنوان «آرکید موج قیفی» برای مشاوران سفر راه اندازی کرده است. در این برنامه تعاملی که تا ۱۵ مارس ادامه دارد...
برزیل میزبان دختر پارسی
سفر من به برزیل، به صورت انفرادی بود و سه ماه به درازا کشید. سفرهای من همیشه بدون برنامه ریزی است و فقط ابتدا و انتهای سفر را به دلیل ساعت پرواز و مک...
تجربهای منحصربهفرد در دل قطب شمال؛ هتل بوتیک آرکورا در لاپلند
هتل بوتیک و ویلاهای لوکس «آرکورا» در دل طبیعت بکر لاپلند و پارک ملی پالاس–یلاس تون توری در حال ساخت است. این مجموعه با ۶۲ واحد اقامتی، بخش سلامتی پیشر...