مدیریت ریسک در گردشگری سلامت؛ تأثیر بحرانهای بهداشتی بر صنعت
تهیه شده توسط مجله سفرنویسان
صنعت گردشگری سلامت، که شامل سفرهایی برای دریافت خدمات درمانی، بهداشتی و تندرستی است، در سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم اقتصاد دانشبنیان و ارزآوری در سطح جهانی تبدیل شده است. با این حال، این صنعت بهطور عمیقی از بحرانهای بهداشتی مانند همهگیری کووید-۱۹ و سایر بیماریهای عفونی نوظهور آسیب دیده است. این گزارش تحلیلی از سوی مجله سفرنویسان تنظیم شده و به بررسی جامع وضعیت گردشگری سلامت در ایران، چالشهای مدیریت ریسک، تأثیر بحرانهای بهداشتی، مقایسه با کشورهای پیشرو و راهکارهای سیاستی و عملیاتی میپردازد. با استفاده از دادههای آماری، گفتههای مسئولان دولتی و خصوصی، نظر کارشناسان و تحلیلهای نظری، این گزارش به دنبال ارائه یک نقشه راه واقعبینانه و چالشی برای بازسازی این صنعت در ایران است.
وضعیت فعلی و شاخصهای عملکردی گردشگری سلامت در ایران
گردشگری سلامت به سه شاخه اصلی تقسیم میشود: گردشگری پزشکی (Medical Tourism)، گردشگری طبیعتدرمانی (Curative Tourism) و گردشگری تندرستی (Wellness Tourism). اولی شامل جراحیها، درمانهای تخصصی و ناباروری است، دومی بر استفاده از منابع طبیعی مانند آبهای معدنی و لجن برای درمان بیماریها تمرکز دارد و سومی به فعالیتهایی برای بهبود سلامت عمومی بدون نظارت پزشکی میپردازد. این صنعت جهانی، طبق پیشبینیهای بانک جهانی، تا سال ۲۰۲۵ به ارزش ۲ تریلیون دلار برسد و بیش از ۱۱۰ میلیون نفر سالانه برای دریافت خدمات سلامت به خارج سفر کنند.
ایران با دارا بودن بیش از ۵۰ دانشکده پزشکی، ۱۰۰۰ چشمه آب معدنی شناساییشده و تخصص بالا در زمینههایی مانند جراحی قلب، پیوند اعضا، جراحی زیبایی و ناباروری، پتانسیل قابل توجهی در این حوزه دارد. هزینه خدمات پزشکی در ایران نیز بین ۳۰ تا ۸۰ درصد کمتر از کشورهای غربی است؛ بهطور مثال، هزینه انژیوپلاستی در ایران حدود ۱۵۰۰ دلار و در آمریکا بیش از ۴۷ هزار دلار است. این مزیت قیمتی، ایران را به مقصدی جذاب برای گردشگران سلامت از کشورهای همسایه و حتی برخی کشورهای غربی تبدیل کرده است.
اما آمارهای مربوط به حجم واقعی این صنعت در ایران نشاندهنده ناهماهنگی شدید است. برخی مقامات اعلام میکنند که در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲–۲۰۲۳) بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار گردشگر سلامت به ایران سفر کردهاند و حدود ۲ میلیارد دلار هزینه کردهاند. در مقابل، گزارشهای دیگری از سوی سازمان مرکز آمار ایران حاکی از ورود ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار گردشگر سلامت در همان سال است. از سوی دیگر، برخی تحلیلهای کارشناسی این عدد را بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر برآورد میکنند. این تفاوت چشمگیر در آمارها نشاندهنده فقدان یک سامانه جامع و مرکزی برای ثبت و گزارشدهی اطلاعات در این حوزه است.
درآمد سالانه ایران از این بخش نیز با تناقض همراه است. برخی منابع اعلام میکنند که این رقم در سال ۱۴۰۱ بیش از یک میلیارد دلار بوده، در حالی که دیگران به ۱.۲ یا حتی ۲ میلیارد دلار اشاره میکنند. این عدم شفافیت، سیاستگذاری دقیق را دشوار میسازد. به عنوان مقایسه، هند در سال ۲۰۲۳ بیش از ۲.۲ میلیون گردشگر سلامت پذیرا بوده و حدود ۲.۲ میلیارد دلار درآمد داشته است. ترکیه و سنگاپور نیز هر کدام حدود ۱.۵ میلیون گردشگر سلامت را پذیرایی کرده و درآمدی نزدیک به ۲.۵ میلیارد دلار داشتهاند. در مقابل، ایران با وجود پتانسیل بالا، در شاخص گردشگری پزشکی جهانی (Medical Tourism Index) در سال ۱۴۰۰ در میان ۴۶ کشور، در رتبه چهلوششم قرار داشته است.
این شکاف بین پتانسیل و عملکرد، نه تنها نشاندهنده ضعف در ثبت اطلاعات، بلکه نشانگر عدم وجود یک سیاست جامع، بازاریابی بینالمللی و ساختار مدیریتی قوی است. برنامه هفتم توسعه ملی هدف دستیابی به ۶ میلیارد دلار درآمد از این بخش را تعیین کرده، اما بدون شفافیت در دادهها و بدون اجرای سیاستهای اثربخش، دستیابی به این هدف امری دشوار به نظر میرسد.
تأثیر بحران کووید-۱۹ و سایر بحرانهای بهداشتی بر صنعت
همهگیری کووید-۱۹ بهعنوان یک بحران بهداشتی جهانی، صنعت گردشگری سلامت را در سطح جهانی به شدت تحت تأثیر قرار داد. سفرهای بینالمللی متوقف شد، بیمارستانها درگیر مهار بیماری شدند و اعتماد گردشگران به مقاصد درمانی بهشدت کاهش یافت. در ایران، این بحران تأثیرات شدیدی داشت. ورود گردشگران سلامت به کشور در سال ۱۳۹۹ بهطور کامل متوقف شد و تنها اتباع افغانستان و عراق بهعنوان استثنا مجاز به ورود بودند. بر اساس گزارشهای کارشناسی، این وقفه باعث شد تا حجم گردشگری سلامت در ایران در آن سال حدود ۹۵ درصد کاهش یابد.
این کاهش نه تنها اقتصادی بود، بلکه اجتماعی و ساختاری نیز تأثیرگذار بود. طبق گزارشهای صنفی، حدود ۹۵ درصد از شرکتهای خدمات مسافرتی فعال در این حوزه مجبور به تعطیلی شدند. این وضعیت با تحریمهای اقتصادی و مشکلات پرداختی ترکیب شد و فضایی ناامن برای سرمایهگذاری ایجاد کرد. با این حال، این بحران فرصتی نیز فراهم کرد: فرصت بازنگری در مدلهای قدیمی این صنعت.
در طول این بحران، ضعفهای ساختاری ایران آشکار شد. نبود سیستم یکپارچه برای پیگیری گردشگران، عدم وجود پروتکلهای بهداشتی استاندارد برای ورود بیماران خارجی و عدم هماهنگی بین نهادهای مربوطه (وزارت بهداشت، میراث فرهنگی، امور خارجه) از جمله این ضعفها بود. اما از سوی دیگر، این بحران به مدیران و متخصصان این حوزه یادآوری کرد که امنیت بیمار، اعتماد و شفافیت، اولویتهای اصلی در گردشگری سلامت هستند. برخی کارشناسان معتقدند که اگر ایران بتواند از این بحران بهعنوان فرصتی برای اصلاح ساختارها استفاده کند، میتواند نه تنها به حالت قبل بازگردد، بلکه به سمت یک سیستم مدرن و قابل اعتماد حرکت کند.
این بحران همچنین نشان داد که گردشگری سلامت فقط به قیمت پایین وابسته نیست، بلکه به ایمنی، کیفیت و اعتبار بینالمللی بستگی دارد. کشورهایی مانند ترکیه، هند و تایلند، با وجود تأثیرات کرونا، به سرعت با بازگشایی بازارها و اجرای پروتکلهای بهداشتی بینالمللی، بازیابی کردند. ایران نیز باید از این تجربه درس بگیرد و به جای تمرکز صرف بر قیمت، بر ایمنی و اعتماد به عنوان عامل رقابتی اصلی تأکید کند.
چالشهای داخلی: از فقدان شفافیت تا ناسازگاری سیاستگذاری
یکی از بزرگترین چالشهای گردشگری سلامت در ایران، فقدان یک مرجع بالادستی و یکپارچه است. این صنعت تحت نظارت چندین نهاد از جمله وزارت بهداشت، سازمان میراث فرهنگی، وزارت گردشگری، وزارت امور خارجه و سازمان امداد و نجات قرار دارد، اما هماهنگی بین این نهادها ضعیف است. شورای راهبری گردشگری سلامت ایران، با وجود تشکیل شدن، فاقد مصوبه هیات دولت و قدرت اجرایی است. این ناهمگونی منجر به ایجاد یک بازار غیررسمی و اقتصاد سایه شده است.
برآوردها حاکی از آن است که بیش از ۳۰۰۰ واسطه غیرمجاز در این حوزه فعالیت میکنند که خدمات را با افزایش قیمت و بدون نظارت ارائه میدهند. این واسطهها نه تنها هزینه را برای بیماران افزایش میدهند، بلکه از کیفیت خدمات میکاهند و اعتماد گردشگران را از بین میبرند. این وضعیت باعث شده است که بسیاری از بیمارستانهای معتبر نیز مجبور به همکاری با این شبکهها باشند و از این طریق، کیفیت و شفافیت کاهش یابد.
چالش دیگر، عدم وجود معیارهای قانونی و اخلاقی واحد است. بهویژه در مورد بیمه گردشگران سلامت، هیچ سیستم ملی یا بینالمللی برای پوشش هزینههای پیشبینینشده یا عوارض عمل وجود ندارد. این امر باعث ایجاد مشکلات حقوقی و مالی برای بیماران و مراکز درمانی میشود. همچنین، بازاریابی دیجیتال این صنعت در ایران بسیار ضعیف است. در حالی که ۷۷ درصد از گردشگران سلامت جهانی از موتورهای جستجو برای یافتن پزشک و مراکز درمانی استفاده میکنند، وبسایتهای معتبر و محتوای چندزبانه برای جذب این گردشگران در ایران کمرنگ است.
ضمناً، کمبود خدمات جانبی مانند مترجم، هماهنگی اقامت، انتقال به بیمارستان و پیگیری پس از درمان، از دیگر موانع مهم است. بیماران خارجی اغلب با مشکلات ارتباطی و اداری مواجه میشوند که تجربه آنها را منفی میکند. همچنین، تحریمهای بینالمللی و مشکلات پرداخت بانکی، مانع اصلی برای جذب گردشگران از کشورهای غربی است. این چالشها در قالب یک چرخه معیوب قرار دارند: نبود سیاست → ناشفافیت → اعتماد ناپایدار → کاهش گردشگر → کاهش درآمد → کاهش سرمایهگذاری → تداوم مشکلات.
رقابت در سطح جهانی: تحلیل نقاط قوت و ضعف ایران در مقابل پیشروان
در مقایسه با کشورهای پیشرو در گردشگری سلامت، ایران در بسیاری از ابعاد عقبتر است. کشورهایی مانند هند، ترکیه، سنگاپور و تایلند، با سیاستهای بلندمدت، سرمایهگذاری در زیرساختهای بینالمللی و بازاریابی حرفهای، به قطبهای جهانی این صنعت تبدیل شدهاند. هند با رشد سالانه ۳۰ درصدی و بیش از ۲.۲ میلیون گردشگر سلامت، از طریق برندسازی قوی و همکاری با بیمههای جهانی، موفق شده است. ترکیه نیز با ایجاد شبکههای خدماتی معتبر و تسهیل ویزا، به مقصدی محبوب برای بیماران اروپایی و عربی تبدیل شده است.
سنگاپور با بیمارستانهای دارای گواهی JCI (Joint Commission International) و تمرکز بر جراحیهای پیچیده، به یکی از مراکز درمانی برتر جهان تبدیل شده است. این گواهی، که نشاندهنده کیفیت بالا و ایمنی بیمار است، در ایران بسیار نادر است. تنها تعداد محدودی از بیمارستانها در ایران این گواهی را دارند، در حالی که در ترکیه و تایلند، دهها بیمارستان از این اعتبار بینالمللی برخوردارند.
در حوزه بازاریابی، کشورهای پیشرو سالانه صدها میلیون دلار در تبلیغات بینالمللی، شرکت در نمایشگاههای تخصصی و ایجاد "شهرهای سلامت" سرمایهگذاری میکنند. ایران در این زمینه فعالیت محدودی دارد. همچنین، این کشورها از زیرساختهای کامل هتلداری، حملونقل و خدمات جانبی برای گردشگران سلامت بهره میبرند، در حالی که در ایران، این خدمات بیشتر به صورت پراکنده و غیراستاندارد ارائه میشوند.
بنابراین، ایران با وجود مهارتهای بالای پزشکی و هزینههای پایین، در رقابت جهانی به دلیل نبودن سیستم مدیریتی، برندسازی ضعیف، کمبود اعتبار بینالمللی و خدمات جانبی ناکافی، از موقعیت خود عقبافتاده است. این وضعیت نشاندهنده این است که مزیت رقابتی ایران تنها در "قیمت" نیست، بلکه باید در "کیفیت"، "ایمنی" و "اعتماد" نیز تقویت شود.
سیاستها و راهکارهای مدیریت ریسک: از ناتوانی سیستمی تا فرصتهای نوظهور
اگرچه چالشها زیاد است، اما اقداماتی نیز در سطح ملی و محلی در حال انجام است. از جمله، تلاش برای راهاندازی سامانه جامع گردشگری سلامت توسط وزارت گردشگری و امور خارجه که قرار است تا پایان سال ۱۴۰۲ اجرایی شود. این سامانه میتواند نقطه شروعی برای ثبت اطلاعات، صدور ویزای درمانی و پیگیری بیماران باشد. همچنین، وزارت بهداشت در سال ۱۳۹۹ مجوز پذیرش بیماران خارجی را به ۲۰۰ بیمارستان معتبر اعطا کرد و شورای سیاستگذاری گردشگری سلامت در سازمان میراث فرهنگی تشکیل شد.
اما این اقدامات بدون یک مرجع بالادستی و بودجه اختصاصی، بهندرت میتوانند تحولی ایجاد کنند. کارشناسان معتقدند که نیاز به ایجاد یک "هیات ملی گردشگری سلامت" با مصوبه دولت و اختیارات اجرایی وجود دارد. این هیات باید مسئولیت تدوین سیاست، هماهنگی بین نهادها، تقویت بیمه گردشگران، ایجاد بانک اطلاعاتی یکپارچه و تشویق به اخذ گواهیهای بینالمللی را بر عهده داشته باشد.
راهکارهای عملیاتی نیز مطرح شده است. از جمله، ایجاد "تسهیلگران سلامت" (Health Facilitators) که در سه مرحله قبل، حین و بعد از سفر، به بیماران خارجی خدمات دهند. همچنین، تدوین پروتکلهای بهداشتی استاندارد در استانهای پرتردد مانند خراسان رضوی و تهران، گامی مهم در جهت مدیریت ریسک بحرانهای آینده است. ایجاد بیمههای ویژه گردشگری سلامت با پوشش جهانی نیز یکی از پیشنهادات کلیدی است که میتواند اعتماد را افزایش دهد.
در حوزه بازاریابی، نیاز به سرمایهگذاری در محتوای چندزبانه، شرکت در نمایشگاههای بینالمللی و استفاده از شبکههای اجتماعی است. همچنین، تمرکز بر رضایت بیماران خارجی بهعنوان بهترین نوع تبلیغات، میتواند تأثیر زیادی داشته باشد. موفقیت درمان در ایران در برخی تخصصها از میانگین جهانی بالاتر است، اما این موفقیتها بهصورت سیستماتیک به بازار ارائه نمیشود.
تحلیل پایانی: فرصت بازسازی سیستمی در پس از بحران
تحلیل جامع این گزارش نشان میدهد که گردشگری سلامت در ایران در یک نقطه عطف قرار دارد. از یک سو، پتانسیلهای انسانی، علمی و طبیعی بینظیری وجود دارد. از سوی دیگر، ساختارهای مدیریتی، سیاستگذاری و بازاریابی به شدت ضعیف و ناهمگون هستند. بحران کووید-۱۹ نه تنها آسیبهای اقتصادی ایجاد کرد، بلکه ضعفهای سیستمی را به وضوح آشکار ساخت.
این بحران میتواند به عنوان یک فرصت تاریخی برای بازسازی این صنعت تلقی شود. به جای بازگشت به مدل قدیمی وابسته به واسطهها و قیمت، ایران باید به سمت ایجاد یک سیستم مدرن، شفاف و قابل اعتماد حرکت کند. این سیستم باید بر سه محور استوار باشد: مدیریت یکپارچه (با یک مرجع بالادستی)، ایمنی و کیفیت (با اخذ گواهیهای بینالمللی و پروتکلهای بهداشتی) و اعتماد و بازاریابی (با سرمایهگذاری در برندسازی و بیمه گردشگران).
در نهایت، گردشگری سلامت تنها یک صنعت اقتصادی نیست، بلکه یک ابزار استراتژیک برای ارتقای سطح سلامت، ایجاد اشتغال، جذب ارز و بهبود تصویر ملی است. اگر ایران بتواند از این بحران درس بگیرد و با سیاستهای جاهطلبانه و اجرایی، سیستمی را ایجاد کند که بیماران خارجی را نه به دلیل قیمت، بلکه به دلیل کیفیت و ایمنی جذب کند، میتواند به یکی از قطبهای منطقه در این صنعت تبدیل شود. این بازسازی، تنها با نگاهی نظاممند، چالشی و نقدسازنده ممکن خواهد بود.
مطالب مرتبط
تفاوت گردشگری سلامت با دیگر انواع گردشگری
تفاوت گردشگری سلامت با سایر انواع گردشگری تفاوت گردشگری سلامت با دیگر انواع گردشگری مفهوم و تاریخچه گردشگری سلامت تفاوت گردشگری سلامت با...
چالشها و راهکارهای توسعه گردشگری سلامت در ایران
در این مصاحبه، خانم رقیه حاتمی پور فرشی، مدیرعامل هلدینگ گردشگری فلامینگو، به بررسی دغدغه های صنعت گردشگری سلامت ایران می پردازد. او ضمن تأکید بر ضرور...
نقش بیبدیل ایرانیان خارج از کشور در توسعه گردشگری سلامت: گفتگوی سید مجید حلاجزاده
گردشگری سلامت ایران: سید مجید حلاج زاده از مرکز خدمات مشاوره ایرانیان خارج از کشور، درباره نقش ایرانیان مقیم خارج و پر کردن جای خالی سفارت ها در توسعه...
دیدگاه ها