سفر جاده ای؛ شرق تا غرب آمریکا
برای بسیاری "امریکا[1]" کشور رویاها و موفقیتها است (American Dream)، اما برای ما دوستداران سفر و طبیعت، آمریکا کشوری است با تنوع آب و هوایی، تنوع خرده فرهنگها و طبیعت فوقالعاده. از کوههای یخ "آلاسکا" تا بیابانهای "آریزونا" و "تگزاس"، از کوههای "کلارادو" تا دشتهای "کالیفرنیا"، از فرهنگ سیاهپوستان تا "هیسپنیکها[2]". انواع گوناگون قومیتها با ادیان و باورهای مختلف، کشوری را شکل داده که برای هر علاقهمند به سفر و طبیعتگرد، یک مقصد ایدهال است.
در آخرین روزهای سال 2020 میلادی (دی ماه 1399) فرصتی فراهم شد تا سفری در آمریکا داشته باشم و گوشهایی از این تنوع و زیبایی را از نزدیک، بیشتر از پیش ببینم. شهر "بوستون" و ساحل اقیانوس اطلس، در شرق آمریکا، مبدا سفری شد که بنا بود با گذر از چندین ایالت و رانندگی به ساحل اقیانوس آرام در شهر "سیاتل"، درمنتهیالیه شمال غرب آمریکا برسد. نزدیکترین راه برای این سفر عبور از بزرگراه شمالی آمریکا در جنوب مرز کشور "کانادا" است که به دلیل شرایط فصلی، آب و هوای بسیار سرد و احتمال برف، بویژه در ایالت "مونتانا"، به اجبار از این مسیر منصرف شدم و بزرگراه میانی را انتخاب کردم که از قسمت مرکزی عبور میکرد. مشکل این بزرگراه هم عبور از قسمت کوهستانی ایالت "کلرادو" و بخشهایی از ایالت "یوتا" است که احتمال وجود کولاک و یخ بندانهای شدید در آن منطقه بسیار بالا است و اجازه تردد بدون تجهیزات مناسب، (لاستیک زمستانی، زنجیر چرخ و ... ) دراین فصل سال وجود ندارد. در نهایت تصمیم به انتخاب بزرگراه مرکزی گرفتم، با این تفاوت که در میانهراه به سمت جنوب حرکت کنم و با دور زدن کوهها مجددا به سمت شمال بازگردم. "بوستون"، مبدا این سفر، مرکز ایالت "ماساچوست" از قدیمیترین شهرهای آمریکا شمرده میشود که نقش پررنگی هم در استقلال آمریکا داشته است.
مهمترین ویژگی بوستون تعداد زیاد دانشگاهها و مراکز علمی بسیار معتبر است که این شهر و منطقه را به نوعی از مهمترین مراکز علمی و دانشگاهی آمریکا و حتی جهان کرده است. از مهمترین این مراکز میتوان به دانشگاه "هاروارد[3]" و "ام ای تی[4]" اشاره کرد. وجود این مراکز علمی بوستون را تبدیل به شهری جوان با فرهنگی چند ملیتی و پویا کرده است. از اولین روز سفر تصمیم گرفته بودم که برنامه ریزی خیلی دقیق و جزیی نداشته باشم و بنا به شرایط آب و هوایی و اتفاقات سفر، پیش بروم. اولین اتفاق در روز اول پیش آمد وبه دلیل بارش سنگین برف به اجبار سفر را یک روز عقب انداختم، تا نهایت شنبه 12 دسامبر 2020 ساعت 5 صبح شهر "بوستون" با سرمای 15 درجه زیرصفر را به سمت غرب ترک کردم.
اولین مقصد شهر "پیتزبرگ" در ایالت "پینسیلوانیا" بود که پس از 12 ساعت رانندگی، به مقصد رسیدم. پس از گشت و گذار در شهر و استراحت به مسیرم به سمت غرب در ایالت "اوهایو" ادامه دادم تا به شهر "کولومبوس" برسم. اما قبل از رسیدن به شهر "کولومبوس" از مسیر اصلی منحرف شدم تا یک دهکده متفاوت را ببینم. در ایالت "اوهایو" بزرگترین دهکدههای گروه "آمیش" قرار دارد. آمیشها دارای شاخهایی از مذهب مسیحی هستند که درقرن 17 بنیانگذاری شد و امروز بیشتر در آمریکای شمالی زندگی میکنند، هر چند جمعیتشان از 200-300 هزار نفر تجاوز نمیکند. مهمترین ویژگی آمیشها عدم برخورداری از دستآوردهای نوین مانند: برق، بیمه، خودرو و ... است. آمیشها به مدارس دولتی نمیروند و مدارس و سیستمهای اجتماعی خود را دارند. زیبایی گردش در این دهکده دیدن رفت و آمد مردم با اسب و گاری با لباسهای محلی و کارکردن آنان در مزرعه و مغازههای خودشان به روش کاملا سنتی است. نکته خیلی جالب برای من هنگام صحبت با یکی از این افراد آشنایی وی با روستای "خاموشانطالقان" بود، که گروهی از مردم در آنجا هم بدون بهره برداری از تکنولوژی زندگی میکنند. پس از بازدید از دهکده آمیشها و شهر کولومبوس مسیرم به سمت غرب را ادامه دادم.
در ادامه مسیر به سمت غرب از ایالت های "ایندیاناپولیس"، "میزوری" و "کنزاس" عبور کردم. این منطقه از آمریکا به غرب میانه[5] معروف است. جایی که فرهنگ های گوناگون با هم دیدار میکنند. این منطقه در گذشته از مراکز مهم سرخپوستان بوده که متاسفانه امروز جمعیت زیادی از آنان باقی نماده است. رودخانه "می سی سی پی" و دشتهای حاصلخیز این منطقه را تبدیل به یکی از قطبهای کشاورزی آمریکا کرده است. در شهر "سنتلويیس"، طاقی نمادین به ارتفاع 200 متر (2برابر مجسمه آزادی) طراحی شده تا نمادی از گسترش کشور آمریکا به سمت غرب باشد. "جلال آل احمد" در خاطرات خود، این بنا را اینگونه توصیف میکند، "دیگر اینکه این سنتلوئیس دوازدهمین شهر آمریکاست[6]، با یک طاق نصرت بلند دروازه مانند… علامتی برای شهر. وسیله پز اهالی، و نیز وسیله جلب سیاح. چون این سنتلوئیس را از قدیم، دروازه غرب میگفتهاند و هر که میرفته سمت غرب آمریکا، اینجا آب و آذوقه و اسب و استر تهیه میکرده… والخ… بدک نبود. طرح بلند کشیدهای داشت… طاق نصرتش که دروازه باشد، سخت نظرمان را جلب کرد." گذشتن از این طاق و حرکت به سمت غرب در روزهای آخر سال میلادی چندان ساده نیست. ایالتهای کلرادو و یوتا و کوه های "راکی" مسیر چندان مناسبی برای رانندگی در زمستان نیست. در نتیجه به سمت جنوب حرکت میکنم تا با عبور از ایالت "اکلاهاما"، کوه های راکی را دور بزنم و با ادامه مسیر به سمت غرب وارد ایالت "نیومکزیکو و الباکرکی[7]" شوم.
البارکرکی به عنوان یک پاسگاه نیروهای اسپانیایی در سال 1706 دایر شد ولی به تدریج با گسترش منطقه حول کلیسای قدیمی، تبدیل به دهکده و در سال 1832 به عنوان شهر شناخته شد. حدود نیمی از مردم شهر ریشه و اصالت لاتین تبار دارند که این خصیصه در معماری، رستورانها و موسیقیخیابانی به طور پررنگی دیده میشود. این تفاوت فرهنگی را در خونگرمی مردم و رفتارشان نیز میتوان دید. مردم لاتین تبار باورهای مذهبی نسبتا قوی دارند و مراسمی چون کریسمس را با شکوه و جلوه بیشتری برگزار میکنند که متاسفانه به دلیل کرونا امسال جشنهای کریسمس و موسیقیهایخیابانی برگزار نشدند. در توقف بعدی کمی از شهرها فاصله گرفتم و به منطقه منحصر به فرد طبیعی رسیدم. مقصد بعدی شهر "سدونا" در شمال ایالت "آریزونا" بود، یکی از بهترین مناطق طبیعت گردی آمریکا. تغییرات اقلیمی و فرسایش آب و خاک در طول میلیونها سال منطقهایی منحصر به فرد ایجاد کرده است. شن و ماسههای سرخ رنگی که در طول این سالها به سنگهای مستحکم و عظیمی تبدیل شدهاند و کوههای سنگی را در این منطقه شکل دادهاند. پارک ایالتی "سنگ سرخ"، "پلشیطان" و "کلیسای صلیب مقدس" از مهمترین جاذبههای این منطقه است. کلیسای صلیب مقدس بنا بود در "بوداپست" ساخته شود، اما با شروع جنگ جهانی، محل ساخت بنا به این منطقه تغییر کرد. معماری متفاوت و همخوان با طبیعت منطقه ویژگی جالبی به این کلیسا داده است. این طبیعت زیبا در کنار هوای بسیار خوب منطقه که در این فصل سال به حدود 20 درجه در طول روز میرسد، باعث توقف چند روزه برای کوهنوری و پیادهروی در این منطقه شد. سپس زمان ادامه مسیر به سمت مقصد فرا رسید.
بعد از ترک آریزونا برای ادامه مسیر با عبور از بین دو شهر "لسانجلس و لاس وگاس" باید کمکم به سمت شمال حرکت میکردم. به خاطر طولانیتر نشدن مسیر و نداشتن زمان کافی، امکان بازدید از این دو شهر فوقالعاده وجود نداشت. اما برای عبور از بین این دو شهر باید از صحرای "موهاوی" عبور میکردم که به سبب درختهای "جاشوا" به صحرای جاشوا نیز معروف است. درخت جاشوا که به نخل "یوکا" نیز معروف است، درخت بومی منطقه جنوب و جنوب غربی آمریکاست که نقش مهمی در زیستبوم منطقه دارد و زیستگاه بسیاری از پرندههای بومی است. صحرای موهاوی با اختلاف دمایی بسیار شدید در طول شبانه روز دارای گونههای بسیار متفاوت جانوری به ویژه خزندگان است. موهاوی نام خود را از قبایل سرخ پوست منطقه گرفته است. با عبور از درختان جاشوا و یک رانندگی طولانی در طول ایالت کالیفرنیا به شهرهای "ساکرامنتو و سان فرانسیسکو" میرسم که تقریبا در فاصله یک ساعت از همدیگر در شمال ایالت کالیفرنیا قرار دارند.
سانفرانسیسکو یکی از بزرگترین و ثروتمندترین شهرهای آمریکا است. پل "گلدنگیت" مهمترین جاذبه توریستی این شهر است که تبدیل به سمبل شهر شده است. پل گلدن گیت بعد از مجسمه آزادی از مهمترین نمادهای آمریکا است. به علت مه شدید در این منطقه رنگ پل نارنجی انتخاب شده. یکی از دیگر از نکات جالب درباره این پل تعداد زیاد رخدادهای خودکشی با سقوط از روی پل است. از دیگر جاذبههای این شهر زندان "آلکاتراز" است که در دورهایی مقر معروفترین و خطرناک ترین زندانیان مانند "آلکوپن" بوده. از دیگر نکات بسیار جالب شهر، محله چینیها است که یکی از بزرگترین اجتماع مردم چینیتبار در خارج از چین است. با خارج شدن از سانفرانسیسکو و حرکت به سمت شمال کم کم به روزهای آخر سفر هم نزدیک میشوم. با خروج از کالیفرنیا، وارد ایالت زیبای "اورگان" میشوم. جادههای زیبای این ایالت که پوشیده از درخت های سربه فلک کشیده است و متاسفانه، آثار آتش سوزیهای سال 2020 گاهگاهی بر درختان دیده میشود. یکی از جاذبههای طبیعی زیبای اورگان غارهای اورگان است که به دلیل شیوع کرونا، امکان بازدید در حال حاضر وجود ندارد. در نتیجه به رانندگی و لذت بردن از جادههای زیبا و سرسبز شمالغرب آمریکا ادامه دادم تا با عبور از ایالت اورگان وارد ایالت "واشنگتن" شوم و به مقصد نهایی خود برسم، شهر "سیاتل"؛ شهر باران و گل. این سفر بیست روزه تبدیل به یکی از خاطرهانگیزترین سفرها برای من شد. در طول نزدیک به 8000 کیلومتر رانندگی، فرصت دیدن چندین شهر و ایالت با مردم، طبیعت و فرهنگهای کاملا متفاوت و گوناگون را بدست آوردم. از طرفی فرصت بسیار با ارزشی برای تنهایی و خلوت کردن با خود بدست آوردم که در دنیای پر سرعت امروز شاید کمتر فرصت چنین کاری فراهم شود. در نهایت امروز با تجربههای جدید و خاطرات شیرین، آماده برنامهریزی برای سفرهای آینده و مقصدهای جدید هستم.
[1] - آمریکا نام قاره ایی است، شامل کشورهای متعدد که در یک دوره تاریخی (1787 میلادی تا 1959) با یکدیگر متحد شدند و ایالات (دولت ها) متحد آمریکا را تشکیل دادند. در این نوشته به پیروی از این اشتباه رایج مراد از آمریکا، ایالات متحده آمریکاست.
[2] - هیسپانیک (Hispanic) صفتی است که به مردم اسپانیاییزبان یا پرتغالیزبان به ویژه در آمریکای لاتین اطلاق میشود. [3] - دانشگاه هاروارد که همواره بین 5 دانشگاه برتر دنیا شمرده میشود 215 سال پیش از دارالفنون تاسیس شد.
[4] - مشخص نیست منظور جلال از دوازدهمین شهر آمریکا چیست. از لحاظ جمعیت این شهر 65امین شهر پرجمعیت آمریکاست. شاید مراد جلال 12امین شهر پرجمعیت غرب میانه است که با واقعیت سازگارتر است.
Massachusetts Institute of Technology (MIT) [5]
Midwestern states [6]
[7] - Albuquerque
مطالب مرتبط
هودو یا دودکشهای جن، در استان زنجان
یکی از زیباترین منطقه هایی که از نظر زیبایی های طبیعی و زمین شناسی در کشور عزیزمان ایران است در منطقه ماهنشان در استان زنجان قرار دارد که یکی از غنی ت...
موزه ای به نام پاریس؛ پاریس، عروس شهرهای جهان
من ماندم با خاطرات و تجربیاتی بسیار از شهرعشاق، پاریس زیبا، عروس شهرهای جهان، که امروز جز خاطره ای شیرین، چند عکس و یادگاری، چیزی برایم نمانده است.
تنوع قومیتی: فرصت نهفته در توسعه گردشگری آذربایجان غربی
آذربایجان غربی با تنوع قومیتی و فرهنگی بی نظیر، پتانسیل های فراوانی در حوزه گردشگری دارد. وجود بناهای تاریخی، غذاهای محلی متنوع، گویش های مختلف و اقام...