گذری بر کردهای سرزمین مادری

سفر به کردستان، یعنی سفر به قلب فرهنگ کردها. برای دختر طبیعتگردی چون من، با پیش فرض­هایی نادرست از این قوم مهربان و البته ریشه­دار، این سفر، یک خاطره ارزشمند و البته آموزنده دربر د...

سفر به کردستان، یعنی سفر به قلب فرهنگ کردها. برای دختر طبیعتگردی چون من، با پیش فرض­هایی نادرست از این قوم مهربان و البته ریشه­دار، این سفر، یک خاطره ارزشمند و البته آموزنده دربر داشت.   از دوران کودکی، به غلط، نگاه خوبی به قوم شریف کرد نداشتم. در جمع­های دوستان و خانواده زمانی‌که صحبت از کردها به میان می­آمد، همیشه از قومی جنگجو، سرکش و جدایی خواه از کل ایران، یاد می­شد. این داستان‌ها باعث ترس برای کودکانی چون من می‌شد. (البته، شاید به دلیل شرایط آن روزها بود و نباید همه‌ی کردها را یکی دانست.) روزگار سپری شد و من به یک طبیعت‌گرد و ماجراجو تبدیل شدم. برای کشف دنیای پیرامونم ، با همه محدودیت­ها، به یک دختر جسور تغییر کردم.  

 

تور کردستان

  آگهی تور کردستان، یکی از بزرگترین چالش­های زندگی من بود. گویی دیدن این آگهی، تمامی آن پیش فرض­های ذهنی غلط، و ترس‌هایم را یک جا از خواب بیدار کرد. اما قدرت ترس­های کودکی مقابل یک دختر جسور، حرفی برای گفتن نداشتند. با این تفکر در تور کردستان ثبت نام و سفری را نه فقط برای لذت بردن، بلکه برای غلبه بر ترس و همینطور شناخت واقعی قوم کرد ایران، شروع کردم.   یک شب پاییزی اوایل مهر ماه، ساعت ۸ شب راه افتادیم، از همدان گذشتیم و ساعت 6 صبح، به جاده­های پر پیچ و خم کوهستانی سنندج نزدیک شدیم. خودنمایی کوه­های سبز و طلایی که چشمان هر مسافری را محو تماشای خود می­کرد، سبزی از درخت­ها و طلایی از علف­های بلند و انبوهی بود که گرمای هوا، آن­ها را خشک کرده بود. گاهی باریکه آبی از کنار دیواره کوه، به پایین جاری شده بود.   حدود ساعت 7 صبح، پس از طی جاده­ای باشکوه، به شهر مریوان رسیدیم و مستقیم به سمت دریاچه دلربای زریبار، رهسپار شدیم. پس از صرف صبحانه زیر آلاچیق­های کنار دریاچه، برای گشت و گذار و لمس زریبار، نگین کردستان، به راه افتادیم. شنیده­هایم، به واقعیت تبدیل شد. با این تفاوت که گویی زریبار، نگین الماس است. آنقدر زیبا که حد و مرز ندارد؛ فضای سرسبز اطراف دریاچه، قرار گرفتنش بین کوه­ها، دشت­ها و نیزارهای آبی، منظره‌ی تماشایی و بی نظیری را خلق کرده بود.   شنای پرنده‌های بومی و مهاجر در قلب دریاچه، زیبایی را دوچندان می­کرد. گویی اینجا قطعه­ای از بهشت است. منظره دریاچه وقتی زیباتر می­شود که با قایق­های کرایه­ای، به قلبش می­روی و خود را میان آن حس می­کنی و ناگفته نماند که درآمد محلی­های آنجا نیز از راه کرایه دادن قایق­ها بود و برای حمایت از کسب و کارهای محلی و لذت لمس قلب دریاچه تجربه­اش را به همه شما سفردوستان پیشنهاد می­کنم.  

مهمان‌نوازی

  حدود ساعت 1 ظهر، زمان خوش ناهار فرا رسید و من که به فکر غذای محلی بودم با پیشنهادی خوب، روبروی شدم. "ماهی کبابی"  با پلوی مخصوص که با لپه و دوغ تهیه می­شد و در کنار آنها روغن محلی خوشمزه‌ی آنجا، که غذا را لذیذتر می­کرد. واقعا مزه‌ی این غذا هنوز به یادم هست و چقدر برایم جالب بود، این چنین غذایی در دل کردستان، الحق که غذاهای محلی تمام ایران بسیار خوش طعم است.   در همین مدت زمان کم که با مهمان‌نوازی، مسئولیت­پذیری و فرهنگ زیبای محلی کردها آشنا شدم، تمام ترس­های کودکیم از بین رفت و تمام تفکرهای غلطم، در هم شکست. چقدر باورهای اشتباه از بچگی به من داده بودند. حالا می­دیدم کردها انسان­های متفاوتی هستند، اما این تفاوت در خلوص، پاکی، شرافت، مردانگی، غیرت و مهربانی آن­ها است!   دل کندن از مریوان و الماسی چون زریبار بسیار سخت بود، ولی کردستان جلوه­های دیگرش را برای ما آماده کرده بود. از مریوان به سمت اورامان یا به قول کردها «هه اورامان» رفتیم، یک روستای زیبای پلکانی که در تاریکی شب، نمای پلکانی­اش به‌زیبایی مشخص بود. در خانه­هایی که از قبل رزرو شده بود، شب را گذراندیم و صبح روز بعد به سمت روستای ژیوار و باغ­های انار راه افتادیم. مینی­بوس­های محلی، استاد رانندگی در جاده­های باریک و پر پیچ و خم بودند و با لباس محلی و آهنگ کردی زیبایی که درکل مسیر شنیده می­شد، گویی پرواز می­کردند.  

 

ژیوار

  ژیوار، به معنای زندگی است. در این روستا زندگی، به معنی واقعی، در جریان بود. یک روستای بسیار زیبا و پلکانی که مردمانی بسیار مهربان و صمیمی دارد. ژیوار را، باغ­های انار در برگرفته­اند و کافی است انار بخواهید، تا لذت طعم انار را بچشید. از لحظه ورود، عشق کودکانه‌ی بچه­هایی که در گوشه و کنار در حال بازی هستند و به چشمانت خیره می­شوند، هر مهمانی را شیفته خود می‌کند. بعد از لبریز شدن از زیبایی روستا و صرف انار، به سمت روستای هجیج و دیدن دریاچه سیروان و آبشار بِل راهی شدیم.   کردستان یعنی زاگرس   کردستان یعنی زاگرس، با هر کردی صحبت کنید دل در گرو مهر زاگرس دارد و من واقعا معنی رشته کوه را، آنجا فهمیدم. بعد از تمام درس­هایی که مطالعه کردم، تازه اینجا میفهمم که چرا باید به رشته کوه­های زاگرس علاقه داشت. علاقه­ای که از زمان هخامنشیان، کردها به این منطقه دارند و این علاقه، پایانی برای کرد­ها و تمام ایرانیان ندارد.  

گذری بر کردهای سرزمین مادری

 

داریان

  تابلوی سد «داریان» را دیدم که روی رودخانه سیروان بسته شده و در واقع جلوی رودخانه را بسته بودند و آب در دره جمع شده بود. نزدیک رفتیم، آب از همه جای کوه به بیرون فوران می­کرد. پایین، جایی که آب فرو می­ریخت، دریاچه سیروان قرار داشت که قایق­های تفریحی درحال حرکت بودند. از پله­ ها که پایین می­رفتم، ابهت و عظمت و زیبایی دریاچه مبهوتم کرده بود و من دلم می­خواست همان جا بمانم. آب، عجیب انرژی بخش و با طراوت است و من همیشه آب را، انرژی بخش­ترین عنصر طبیعت می­دانم.   بعد از تماشای این نقاشی بی­نظیر خداوند و عکاسی، با قایق­های پنج، شش نفره به سمت آبشار بل که آبشاری زیبا است، حرکت کردیم، آبشاری با سخاوت و مهربان که از دل کوه جاری بود. به علت شلوغی و البته خرید محصولات محلی برای یادگاری، زودتر برگشتیم و به سمت اورامانات حرکت کردیم.  

 

بیشتر بخوانید:

دریاچه ارواح مخوف، مرموز و شگفت انگیز

سفر به آفریقا؛ ته دنیا

خاطرات سفر با موتور

 

کلانه

  "کلانه" نانی محلی که با پیازچه و روغن بومی درست می­شود و ما که در دل شب گرسنه بودیم و خدایی که در این نزدیکی­ها بود. در مسیر زمانی‌که همه به سختی گرسنه بودیم، به یک مغازه محلی رسیدیم و دو خانمی که در حال پخت کلانه بودند. همه ما مانند کسانی بودیم که گنج پیدا کرده­اند و حسابی خودمان را با این نان خوشمزه سیر کردیم.   صبح روز بعد، پس از صرف صبحانه­ای بی‌نظیر در اورامانات مشغول گشتن شدیم و بعد از طی یک جاده آسفالت وارد یک مسیر سنگفرش شدیم. خیابان­ها تمیز و کودکان مشغول بازی بودند و خنده­های کودکانه­ای که نشان از زندگی زیبای این روستا می­داد. گویی این روستا با خانه­های نقلی­اش، یک شهر مینیاتوری است.   سقف هر خانه، حیاط خانه دیگری بود. زنان میانسال و سالمند در حیاط کوچک خانه­هایشان با لباسهای کُردی به تن، در حال کار بودند. سلام می­کردم و همه با مهربانی جواب می­دادند. مردها و پیرمردها اکثرا جلوی در مغازه و خانه­هایشان نشسته بودند با لباس کردی و اکثرا با سیبیل­هایی که یک جور ابهت و غیرت مردانه را نشان می­داد.   از جوانی که در یک مغازه کار می­کرد، پرسیدم: معنی اورامان چیست؟ گفت: «هور آمان یعنی آب آمد.» با خودم فکر کردم، آب این مایه حیات، همیشه مهم بوده و هست که حتی اسم این روستا هم، با آب مزین شده و واقعا روستا مثل خود آب، پر از انرژی و زیبایی بود. از خانه­ها گذشتیم و در ادامه مسیر، به ساختمان سنگی و زیبای مسجد روستا رسیدیم.  

 

پیر شالیار

  دو گلدسته کوتاه در کنار سردر دیده می­شد. در و پنجره­ها، چوبی و خوش نما بودند. بالای درها، نام  «الله» و  «محمد» دیده می­شد. بعد از دیدن مسجد و عکاسی، به سمت خانه قدیمی پیر شالیار، راه افتادیم. پیر شالیار داستان طولانی و جذابی دارد و کردها پیر شالیار را، بسیار مقدس می­دانند و هر ساله برایش جشن می­گیرند. خانه پیر شالیار در میان باغی واقع شده که حالا آرامگاهش است و یک پنجره نرده­ای کوچک و سبز رنگ دارد و مزارش از پشت پنچره معلوم است.   بیشتر از مزار پیر، نوارهای پارچه­ای زیادی که به هر جای ممکنی گره خورده، توجه را جلب می­کند. حتی بر شاخه­های درختان سبز! اعتقاد مردم کردستان این است که "این پیر، حاجت می­دهد!"   از خانه پیر شالیار که در ارتفاع قرار داشت، اورامانات بسیار زیبا بود و زیبایی­اش چشم را مسحور خودش می­کرد. با پیر شالیار خداحافظی کردیم و سوار بر اتوبوس شدیم و به سمت تهران راه افتادیم.   تجربه سفر به کردستان برای من بی­نظیر بود ، به این دلیل که به یک باور واهی و ترسی که از کودکی داشتم حمله کردم و دیدن این شهر و این مردم بی نظیر، کل باورهای من را زیر و رو کرد. امیدوارم این سفرنامه کمک کرده باشد که کردستان را تا حدودی تصور کرده باشید و احساسی که من در این شهر بی نظیر داشتم.            

مطالب مرتبط

دریاچه ارواح مخوف، مرموز و شگفت انگیز

طــی بررســی هایــی کــه راجــع بــه ایــن دریاچــه انجــام دادم متوجــه شــدم قدمــت دریاچــه طبیعــی ارواح یــا ممــرز بــه دوره کرتاســه میانــی تـ...

جاذبه های ژئوتوریسم ایران

دریاچه های ایران، گنجینه های طبیعی و جاذبه های منحصربه فرد ژئوتوریسمی که زیبایی، تنوع و پتانسیل گردشگری را به نمایش می گذارند. از دریاچه گهر لرستان تا...

معرفی جنگل‌ها و پارک‌های ملی ایران

ایران با تنوع آب و هوایی و جغرافیایی خود، دارای بسیاری از جنگل ها و پارک های ملی است که به عنوان یکی از جاذبه های گردشگری برجسته این کشور محسوب می شون...