چهارشنبه، 05 شهریور 1404 - 11:15

گردشگری پزشکی: استانداردها و چالش‌ها

گزارش تحلیلی مجله سفرنویسان: نگاهی به وضعیت گردشگری پزشکی در ایران، چالش های آمار و ارقام، نقش دلالان، موانع کسب گواهی های بین المللی و راهکارهای رسیدن به استانداردهای جهانی

اعتبار گمشده: نگاهی چالش‌برانگیز به استانداردهای جهانی و جایگاه ایران در گردشگری پزشکی

این گزارش، به همت مجله سفرنویسان، نگاهی دقیق و بی‌پرده به صنعتی دارد که می‌تواند دروازه‌ای برای ورود ارز و اعتبار به کشور باشد: گردشگری پزشکی. صنعتی که در سال‌های اخیر، مسافرانش نه برای تماشای تاریخ و فرهنگ کهن، بلکه برای درمان و بهبود سلامت خود به ایران سفر می‌کنند. این پدیده، نمایانگر تناقضی عمیق است؛ از یک سو، پتانسیل‌های بی‌نظیری چون پزشکان حاذق، تعرفه‌های درمانی پایین، و نزدیکی فرهنگی با کشورهای همسایه، ایران را به مقصدی جذاب تبدیل کرده است، اما از سوی دیگر، موانع و چالش‌های ساختاری و نهادی، همچون سدی در برابر تحقق کامل این ظرفیت‌ها ایستاده‌اند. این گزارش در پی آن است که با تحلیل آمارهای متناقض و بررسی موشکافانه موانع و راهکارها، تصویری جامع از وضعیت فعلی ایران در این بازار پررونق جهانی ارائه دهد.

 

 

اژدهای سرگردان: آمارهای متناقض و جایگاه ایران در بازار چند میلیارد دلاری

صنعت گردشگری پزشکی یک اقیانوس مالی بزرگ با موج‌های پرخروش است که کشورهای پیشرو با برنامه‌ریزی‌های دقیق، سهم خود را از آن برداشت می‌کنند. بر اساس گزارش‌های معتبر، حجم بازار جهانی گردشگری پزشکی در سال 2024 بین 31.23 میلیارد دلار تا 41.79 میلیارد دلار برآورد شده است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که این بازار با نرخ رشد مرکب سالانه (CAGR) در بازه 16 تا 23 درصد، به ترتیب به 38.20 میلیارد دلار و 48.53 میلیارد دلار در سال 2025 خواهد رسید. این رشد سریع، نشان‌دهنده جذابیت فزاینده این حوزه برای کشورهای میزبان است، به‌ویژه با در نظر گرفتن این حقیقت که هر گردشگر سلامت به طور متوسط بین 3,000 تا 10,000 دلار در کشور مقصد هزینه می‌کند. اروپا با سهمی معادل 36.41 درصد در سال 2024، در صدر این بازار قرار دارد و کشورهایی نظیر هند و ترکیه نیز به عنوان بازیگران اصلی در بازارهای منطقه‌ای و جهانی شناخته می‌شوند.   

در این میان، آمارهای داخلی ایران تصویری متناقض و ناهماهنگ ارائه می‌دهد که به جای شفاف‌سازی، معماگونه عمل می‌کند. در حالی که مقامات دولتی از رشد قابل توجه در جذب گردشگر سلامت خبر می‌دهند، ارقام مالی اعلامی با برآوردهای بین‌المللی تفاوت فاحشی دارند. به عنوان مثال، دبیر شورای راهبری گردشگری سلامت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، اعلام کرده است که برآوردها نشان می‌دهد ایران در سال 1403 میزبان حدود یک میلیون گردشگر سلامت از 160 کشور مختلف بوده است. در همین راستا، معاون درمان وزارت بهداشت نیز از پذیرش 1.2 میلیون گردشگر سلامت از 164 ملیت در سال 1401 سخن گفته است.   

اما این آمارها در حوزه مالی دچار یک شکاف آماری عمیق هستند. سعید کریمی، معاون درمان وزارت بهداشت، درآمد ارزی سالانه از این صنعت را یک میلیارد دلار اعلام می‌کند. این در حالی است که سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در اظهارنظری، درآمد حاصل از 1.2 میلیون گردشگر سلامت در سال 1403 را بالغ بر 2 میلیارد دلار عنوان کرده است. در مقابل این ارقام رسمی، یک گزارش مستقل بین‌المللی از گروه IMARC، حجم کل بازار گردشگری پزشکی ایران در سال 2024 را تنها 578 میلیون دلار برآورد می‌کند و برای سال‌های آینده نیز رشد تدریجی آن را پیش‌بینی کرده است.   

این تفاوت فاحش در آمارها، تنها یک خطای محاسباتی نیست، بلکه نشان‌دهنده یک اقتصاد زیرزمینی و نامنظم در این صنعت است. بسیاری از گردشگران خارجی، به ویژه از کشورهای همسایه، به جای ویزای درمانی (که توسط وزارت امور خارجه رصد می‌شود)، با ویزای عادی وارد کشور می‌شوند. این شرایط، بستری برای فعالیت دلالان و واسطه‌های غیررسمی فراهم می‌آورد که با هدایت بیماران به مراکز درمانی، ارز حاصله را از چرخه رسمی کشور خارج می‌کنند. این عدم شفافیت در نظام آماری، برنامه‌ریزی‌های کلان را نیز با چالش روبه‌رو می‌کند. چگونه می‌توان به هدف بلندپروازانه کسب درآمد سالانه 6 میلیارد یورویی از گردشگری سلامت در برنامه هفتم توسعه دست یافت ، در حالی که آمار و ارقام پایه نیز با چنین تناقضات جدی مواجه هستند؟ این هدف‌گذاری‌ها، بدون حل ریشه‌ای مشکل ثبت و شفافیت مالی، چیزی فراتر از یک شعار نخواهد بود.   

 

 

اعتباربخشی بین‌المللی: گمشده‌ای در هزارتوی تحریم و بوروکراسی

در دنیای رقابتی گردشگری پزشکی، اعتباربخشی‌های بین‌المللی همچون JCI (کمیسیون مشترک بین‌المللی) و GHA (اعتباربخشی جهانی مراقبت‌های بهداشتی)، گواهی اعتمادی هستند که به بیمار خارجی اطمینان می‌دهند استانداردهای بالایی از کیفیت و ایمنی رعایت شده است. این گواهی‌ها یک «زبان مشترک» میان بیماران، ارائه‌دهندگان خدمات و شرکت‌های بیمه بین‌المللی ایجاد می‌کنند. JCI بر کیفیت و ایمنی بالینی کل سازمان تمرکز دارد و بیش از 24,000 سازمان در سراسر جهان را ارزیابی می‌کند. در مقابل، GHA مکمل این استانداردهاست و بر تجربه بیمار در طول کل سفر درمانی، از اولین تماس تا پیگیری‌های پس از درمان، نظارت می‌کند.   

اما ایران در این عرصه با یک چالش حیاتی و فرابخشی مواجه است. بر اساس گفته‌های کارشناسان، به دلیل وجود تحریم‌های بین‌المللی، امکان اعطای برخی از گواهی‌نامه‌های معتبر مانند JCI به مراکز درمانی و بیمارستان‌ها در ایران وجود ندارد. این وضعیت، ایران را از رقابت با کشورهایی مانند هند، ترکیه و برزیل که بیمارستان‌های متعدد خود را به این استانداردها مجهز کرده‌اند، باز می‌دارد. این کشورها با اتکا به همین گواهی‌نامه‌ها و کمپین‌های بازاریابی هدفمند مانند "Heal in India"، توانسته‌اند به بازارهای پرارزش جهانی مانند آمریکا و اروپا که به دنبال کیفیت و استانداردهای شناخته‌شده هستند، دست یابند.   

در غیاب استانداردهای شناخته‌شده جهانی، ایران بر تقویت سیستم «اعتباربخشی ملی» خود و اعطای مجوز IPD (بخش بیماران بین‌الملل) به بیمارستان‌ها متمرکز شده است. بیمارستان‌هایی همچون بیمارستان تهران، گواهی «رتبه درجه یک اعتباربخشی ملی» را دریافت کرده‌اند که نشان‌دهنده تلاش برای بهبود کیفیت در سطح داخلی است. با این حال، مشکل اصلی این است که این استانداردها، علی‌رغم ارزشمندی در چارچوب ملی، در بازار جهانی و برای بیماران کشورهای پیشرفته شناخته‌شده نیستند. این مسئله باعث می‌شود که ایران نتواند به بازار جهانی با ارزش بالاتر وارد شود و تنها به بازار منطقه‌ای اکتفا کند. وابستگی بیش از 80 درصد گردشگران سلامت ایران به کشورهای عراق و افغانستان ، گواهی بر این مدعاست. این بیماران، عمدتاً به دلیل «قیمت پایین»، «نزدیکی جغرافیایی» و «اشتراکات فرهنگی»، ایران را انتخاب می‌کنند، نه به دلیل وجود استانداردهای بین‌المللی معتبر. این شرایط، در حالی که مزیت رقابتی قیمتی را تقویت می‌کند، در درازمدت مانع از کسب سهم واقعی و ورود به بخش‌های پردرآمد بازار جهانی می‌شود.   

 

 

ناهماهنگی، دلالان و زیرساخت‌های فرسوده: چالش‌های درونی از خودی‌ها

در کنار موانع خارجی همچون تحریم‌ها و عدم دسترسی به استانداردهای بین‌المللی، صنعت گردشگری سلامت در ایران با چالش‌های درونی و ساختاری متعددی نیز دست و پنجه نرم می‌کند.

 

آفت دلالان؛ خدشه‌دار کردن اعتبار ملی

یکی از اصلی‌ترین موانع درونی، پدیده دلالان و واسطه‌های غیرمجاز است که اعتبار نظام درمانی کشور را خدشه‌دار کرده‌اند. این دلالان، با استفاده از روش‌های غیرشفاف، بیماران خارجی را به مراکز غیرمجاز هدایت کرده و با تحمیل هزینه‌های اضافی، تجربه تلخی را برای آن‌ها رقم می‌زنند. در بسیاری از موارد، این افراد که برخی از آن‌ها اتباع خارجی هستند، ارز حاصله را از چرخه رسمی کشور خارج می‌کنند. تلاش‌های دولت برای مقابله با این معضل از طریق راه‌اندازی «سامانه ملی گردشگران سلامت» در استان‌هایی مانند خراسان رضوی، با هدف شفاف‌سازی فعالیت‌ها و حذف واسطه‌های غیرمجاز، آغاز شده است. اما این اقدامات هنوز به صورت جامع و ملی اجرا نشده‌اند و این مشکل همچنان به عنوان یک آفت ریشه‌دار، ادامه دارد.   

 

ناهماهنگی نهادی و قوانین دست‌وپاگیر

صنعت گردشگری سلامت در ایران، مدیریتی چندوجهی دارد و نیازمند هماهنگی میان چندین وزارتخانه کلیدی است: وزارت بهداشت (که مسئول صدور مجوز IPD برای بیمارستان‌هاست)، وزارت میراث فرهنگی (که مجوز فعالیت شرکت‌های تسهیل‌گر را صادر می‌کند) و وزارت امور خارجه (مسئول صدور ویزا). این تقسیم وظایف، در عمل به ناهماهنگی و بوروکراسی اداری منجر شده است. برگزاری جلسات مستمر شورای راهبری گردشگری سلامت در دولت چهاردهم با حضور نمایندگان این وزارتخانه‌ها، خود نشانه‌ای از اعتراف ضمنی به این ناهماهنگی است. به گفته معاون درمان وزارت بهداشت، بدون «تغییر در قوانین، رفتارها و رویکردهای موجود»، تحقق اهداف بلندپروازانه ممکن نخواهد بود. این ناکارآمدی ساختاری، سرمایه‌گذاران بخش خصوصی را نیز از ورود به این صنعت پربازده دلسرد می‌کند.   

 

ضعف زیرساختی و نیروی انسانی

علی‌رغم توانمندی‌های علمی پزشکان ایرانی، زیرساخت‌های فیزیکی و نیروی انسانی در برخی زمینه‌ها با استانداردهای جهانی فاصله دارند. سرانه تخت بیمارستانی در ایران حدود 1.5 تخت به ازای هر 1,000 نفر جمعیت است، در حالی که استاندارد سازمان بهداشت جهانی حداقل 3 تخت است. همچنین، کارشناسان به فرسودگی تجهیزات پزشکی در برخی مراکز درمانی، به‌ویژه در مناطق دور از پایتخت، اشاره کرده‌اند. در حوزه نیروی انسانی، کمبود کادر متخصص در برخی رشته‌ها و همچنین عدم تسلط کافی کادر درمان و راهنمایان به زبان‌های خارجی، از دیگر موانع جدی بر سر راه ارائه خدمات در سطح جهانی است.   

 

 

تحلیل نهایی: از نقد تا راهکار؛ نقشه راهی برای بازیابی فرصت‌های از دست رفته

صنعت گردشگری سلامت در ایران، با وجود تمامی پتانسیل‌های بومی و منطقه‌ای، در یک دوراهی حساس قرار گرفته است. بررسی دقیق وضعیت نشان می‌دهد که ایران، در مقایسه با کشورهای پیشرو همچون ترکیه و هند، در چهار گام کلیدی عقب‌مانده است:

  1. عقب‌ماندگی در «اعتبار جهانی»: ناتوانی در اخذ گواهی‌نامه‌های بین‌المللی به دلیل تحریم، ایران را از بازارهای پردرآمد جهانی محروم کرده و باعث شده تنها در بازارهای منطقه‌ای با معیارهای قیمتی رقابت کند.

  2. عقب‌ماندگی در «شفافیت آماری»: وجود آمارهای متناقض و اقتصاد زیرزمینی، برنامه‌ریزی‌های کلان را دچار اختلال کرده و امکان نظارت دقیق بر درآمدهای ارزی را از بین برده است.

  3. عقب‌ماندگی در «برندسازی و بازاریابی»: برخلاف رقبایی که با کمپین‌های ملی و پلتفرم‌های دیجیتال یکپارچه جایگاه خود را تثبیت کرده‌اند، ایران در این زمینه با ضعف جدی روبه‌روست که منجر به رشد دلال‌پروری شده است.

  4. عقب‌ماندگی در «هماهنگی نهادی»: فقدان یک مدیریت واحد و قوانین شفاف، این صنعت را با موانع بوروکراتیک روبرو کرده و سرمایه‌گذاران و فعالان را دلسرد می‌سازد.

برای برون‌رفت از این چالش‌ها و تحقق اهداف بلندمدت، نیازمند یک تحول اساسی در نگرش و عملکرد هستیم. یک نقشه راه عملی و سازنده می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • ایجاد پلتفرم ملی و یکپارچه: راه‌اندازی و اجباری کردن یک پلتفرم ملی دیجیتال با پشتیبانی دولتی برای تسهیل ارتباط مستقیم بیماران خارجی با مراکز درمانی مجاز. این سامانه باید به چندین زبان دنیا ارائه شود و تمامی مراحل سفر، از اخذ ویزا تا پیگیری‌های پس از درمان را پوشش دهد. این اقدام، مؤثرترین راهکار برای حذف دلالان و شفاف‌سازی فرآیندهاست.   

     

  • تقویت زیرساخت‌ها و نیروی انسانی: سرمایه‌گذاری هدفمند در بخش خصوصی برای به‌روزرسانی تجهیزات پزشکی و افزایش سرانه تخت‌های بیمارستانی. همچنین، توجه به بخش مغفول‌مانده «گردشگری تندرستی» (Wellness Tourism) و «طبیعت‌درمانی» که پتانسیل بالایی در ایران دارند، ضروری است. در کنار آن، برگزاری دوره‌های آموزشی برای کادر درمانی و فعالان صنعت گردشگری به منظور افزایش تسلط آن‌ها به زبان‌های خارجی و آشنایی با استانداردهای میزبانی بین‌المللی امری حیاتی است.   

     

  • تدوین و اجرای استراتژی ملی: تشکیل یک ستاد دائمی با اختیارات فرابخشی و با مشارکت جدی بخش خصوصی و دانشگاه‌ها برای تدوین و اجرای یک استراتژی جامع که تمامی جنبه‌های صنعت از ویزا تا بازاریابی را هماهنگ کند. این ستاد باید با تکیه بر «دیپلماسی سلامت»، در پی تسهیل ویزا برای بیماران خارجی باشد.   

     

  • سرمایه‌گذاری در برندسازی دیجیتال: استفاده از ظرفیت‌های فضای مجازی برای معرفی توانمندی‌های پزشکی و علمی ایران به صورت حرفه‌ای و هدفمند، و ساخت یک برند ملی قوی برای گردشگری سلامت ایران در سطح جهانی امری ضروری است.   

در پایان، باید پذیرفت که ایران با وجود مزیت‌های رقابتی فراوان، در یک دوراهی حساس قرار دارد. راه اول، ادامه وضعیت موجود و رضایت به سهمی محدود از بازارهای منطقه‌ای است. راه دوم، پذیرش بی‌پرده چالش‌های موجود و اتخاذ یک استراتژی جامع و همه‌جانبه با عزمی فرابخشی است. تحقق هدف‌گذاری‌های بلندمدت در این صنعت، نیازمند یک تحول اساسی در نگرش و عملکرد است. تنها با تلفیق توانمندی‌های پزشکی با یک سیستم هوشمند، شفاف و هماهنگ، می‌توان از فرصت‌های بی‌نظیر این صنعت بهره‌برداری کامل کرد و جایگاه واقعی ایران را در نقشه جهانی گردشگری سلامت به دست آورد.

 

 

دیدگاه ها

مطالب مرتبط

گردشگری سلامت و فناوری‌های نوین

گردشگری سلامت و فناوری های نوین گردشگری سلامت و فناوری های نوین تولید شده توسط هوش مصنوعی آینده گردشگری سلامت و استفاده از...

تبریز در مسیر تبدیل به قطب گردشگری علمی و سلامت

تبریز با داشتن زیرساخت های مناسب در گردشگری علمی و سلامت، در حال تبدیل شدن به یکی از قطب های مهم این حوزه در منطقه است.

بینش دکتر پریم جاگیاسی در مورد گردشگری سلامت ایران

رشد گردشگری پزشکی در چند سال گذشته و قبل از شیوع پاندمی بسیار چشمگیر و قابل توجه بود. همانطور که دنیا با شک و تردید شروع به بازگشایی می کند، ایران به...