کوهی که برف مصنوعی را رد کرد؛ تجربه طبیعت واقعی در اتریش
در حالی که در مسیری پیچدرپیچ در پارک طبیعی دبراتش در ایالت کرنتن اتریش قدم میزنیم و مناظر پوشیده از برف و کاجهای پراکنده را تماشا میکنیم، فریادهای شادی از پشت پیچ راه به گوش میرسد. عرض مسیر به اندازه یک خیابان یکطرفه است، اما بیرگیت پیچورنر، راهنمای پارک که من را همراهی میکند، اشاره میکند کنار برویم. یک زوج با لبخندهای پهنی سوار بر سورتمهای چوبی از کنارمان رد میشوند.
خانوادههایی را با کودکان کوچک در حال کوهنوردی دیدهایم و افرادی که برای رسیدن به قله تند میروند. در مسیری بالاتر از ما، چهار اسکیباز در حال بالا رفتن از یکی از مسیرهای مشخصشده برای اسکیتوری در پارک طبیعی هستند. برای ساکنان فیلاخ، شهر جنوبی اتریش در پای کوه دبراتش، اینجا واقعاً کوه محلی و موردعلاقهشان است، همان چیزی که به آن «هاوسبرگ» میگویند.
تا سال ۲۰۰۲، اینجا یک پیست اسکی بود. بیرگیت به شیبهایی اشاره میکند که خودش در آنجا اسکی یاد گرفت و بعداً به فرزندانش آموزش داد. اما پس از چندین زمستان ناموفق در آستانه قرن جدید، شهر با انتخابی مشابه بسیاری از پیستهای اسکی سراسر آلپ امروز مواجه شد، چرا که بحران آبوهوایی دما را بالا برده و بارش برف را کاهش داده است. آیا باید از ماشینهای تولید برف استفاده کرد و برف طبیعی را با نمونه مصنوعی تکمیل کرد؟ یا باید مسیر متفاوتی را در پیش گرفت؟
هزینه زیستمحیطی برف مصنوعی بسیار بالاست – این فرآیند به انرژی و آب زیادی نیاز دارد
هزینه زیستمحیطی «ماشیناشنه» – همانطور که اتریشیها به برف مصنوعی میگویند – بسیار بالاست. این فرآیند به انرژی و آب زیادی نیاز دارد و بسیاری از پیستها آب را از درهها به بالا پمپاژ میکنند تا شیبهای خود را سرویس دهند. همچنین با ورود باکتریهای بالقوه بیماریزا و مقاوم به استرس به برف، آب ذوبشده و خاکها، تأثیر منفی بر این اکوسیستمهای شکننده میگذارد.
در دبراتش، ساکنان نگران تأثیرات «ماشیناشنه» بر پاکیزگی آب آشامیدنی خود بودند که از طریق سیستم آهکی کارستی کوه جریان مییابد. آنها تصمیم گرفتند که این ریسک ارزشش را ندارد، بنابراین پیست اسکی را تعطیل کردند و در عوض یک پارک طبیعی با محوریت جامعه محلی ایجاد کردند.
این پارک طبیعی علاوه بر فراهمآوری تفریحات مقرونبهصرفه در تمام طول سال برای مردم محلی و گردشگران – که با اتوبوسی به قیمت ۵ یورو از فیلاخ یا با پرداخت هزینه کمی بیشتر در یکی از جایگاههای پارکینگ قابل دسترسی است – از گیاهان و جانوران بومی نیز محافظت میکند. این جانوران شامل خرگوش کوهی، شوکا، سیاهخروس و قرقاول برفی میشود و دانشآموزان بهطور منظم در کلاسهای آموزشی روی کوه شرکت میکنند.
از بازدیدکنندگان خواسته میشود از «مناطق حفاظتشده طبیعت» خاصی دوری کنند و در مسیرهایی بمانند که روزانه برای آنها آماده شده است. سه مسیر پیادهروی زمستانی وجود دارد که از ۳۰ دقیقه تا دو ساعت طول میکشد، بسته به اینکه چقدر میخواهید فعالیت کنید. چهار مسیر اسکیتوری وجود دارد که از یکساعتونیم تا سه ساعت زمان میبرد. علاوه بر این، یک پیست اسکی صحرانوردی و یک شیب سورتمهسواری نیز موجود است.
ما قصد داریم یک مسیر دو ساعته تا قله (۲۱۶۶ متری) از طریق دبراتش گیپفلههاوس را پیادهروی کنیم، اگرچه وقتی مه میآید و دید به اسلوونی و ایتالیای نزدیک را از ما میگیرد، مسیر خود را کمی تغییر میدهیم و به جای آن به کلبه دیگری نزدیک قله سر میزنیم که قبلاً محل تلهسیژن قدیمی اسکی بود. منظره زمستانی بسیار زیبایی است و پیادهروی روی برف واقعی لذت بخش است. امروز برف به اندازهای نیست که به کفشهای مخصوص برف نیاز داشته باشیم – من چکمه اسنوبردم را پوشیدهام، اگرچه بیرگیت با چکمه پیادهروی مشکلی ندارد – اما برف همچنان آن صدای جیرجیر دلنشین را زیر پایم ایجاد میکند و حس نوستالژی تعطیلات زمستانی گذشته را در من زنده میکند.
مشکل برف مصنوعی، علاوه بر تأثیرات زیستمحیطی و مالی آن (هزینه تولید آن بسیاری از پیستهای اسکی را مجبور به افزایش قیمتها کرده است)، این است که راه رفتن روی آن چندان خوشایند نیست، چه برسد به اسکی یا اسنوبرد. این برف بیشتر شبیه یخ است و بسیار سختتر و سنگینتر از برف طبیعی است. قبل از آمدن به کرنتن، چند روزی را در سنت آنتون در غرب کشور گذراندم، جایی که وزوز چندین توپ برفساز که ابرهایی از مه سفید مانند نفس اژدها بیرون میدادند، حتی در شب نیز مداوم بود.
تجربه عجیبی از اسنوبرد روی نوارهای سفید پیستها در میان تپههای سبز کمرنگ داشتم و حرکت در میان این مه با هر هوایی که تا به حال تجربه کردهام متفاوت بود. این مه سبکتر و کمتوانتر از باران است اما زبرتر از برف واقعی. وقتی روی ژاکت شما مینشیند، هیچیک از زیباییهای پیچیده دانه برف را ندارد و تقریباً بلافاصله ناپدید میشود.
اما به راحتی میتوان فهمید چرا ایستگاههای اسکی برای روشن نگهداشتن چراغها به توپهای برفساز متوسل میشوند. سنت آنتون آخرین بار در نوامبر برف واقعی دیده بود، اما تقریباً به طور کامل برای جمعیت تعطیلات سال نو باز بود، که دستاورد کوچکی نیست و بسیاری از کسبوکارهای محلی، البته، به این هزینه گردشگران وابسته هستند.
این دره یخی تماماً در اختیار ماست – نقطه مقابل کامل اسکی کارخانهای
من از روستای کوهستانی کوچک مالنیتس، حدود ۵۰ دقیقه با قطار از فیلاخ، برای یک روز اسنوبرد توری با کلاوس آلبر، راهنمای کوهنوردی که هتل آلبر را نیز مدیریت میکند، بازدید میکنم. این هتل چهار نسل است که در خانواده اوست و کلاوس، که با وجود دمای حدود منفی ۱۰ درجه، با لباس محلی لدرهوزن به استقبالم آمد، تأثیرات چشمگیر تغییرات آبوهوایی بر دره را از نزدیک مشاهده کرده است.
او با اشاره به پنجرههای هتل به من میگوید که برف در بیشتر زمستانهای گذشته تا نیمه پنجره انباشته میشد، اما در سالهای اخیر به زودی سطح پیادهرو را پوشانده است. او میگوید: «اکنون دورههای طولانی هوای سرد و خشک بدون برف داریم.» پیست اسکی کوچک روستا به نام آنکوگل، که هنوز توپ برفساز ندارد، به دلیل کمبود برف تعطیل است.
او میگوید: «مهمانان میآیند چون میخواهند اسکی کنند، اما ما آنها را تشویق میکنیم که انعطافپذیر باشند و از طبیعت همانطور که هست لذت ببرند. اگر در دسامبر برف نبود، میتوانیم تا قله کوهنوردی کنیم، که این هم کار بسیار خوبی است.» او اضافه میکند که این موضوع او را مجبور به خلاقیت بیشتر و یافتن فعالیتهای جدیدی برای مهمانان میکند، مانند اسکی توری، جایی که با استفاده از «پوست»های چسبنده برای گرفتن اصطکاک از کوه بالا میروید، سپس پایین میآیید.
ما در پارک ملی هوه تاورن، در میان منظره برفی کوهستانی بلند و وحشی با زیبایی خارقالعاده حرکت میکنیم. کلاوس فکر میکند ممکن است شرایط خوبی برای توری پیدا کنیم، چون اخیراً کمی برف باریده که برفهای اوایل فصل را نرم کرده است، و حق با اوست.
در حال بالا رفتن از یک سری پشتههای ملایم، با چشماندازهای وسیعی از یک محدوده دراماتیک آمفیتئاتر مانند در سمت چپمان، مشخص است که این دره یخی کامل در اختیار ماست – نقطه مقابل کامل اسکی کارخانهای در یک پیست اسکی هدفمند. اما این فقط مربوط به محیط نیست؛ لذت واقعی روز بودن در این منظره با برف طبیعی فوقالعاده در اطراف است. این برف بسیار درخشانتر از معادل ساختدست انسان به نظر میرسد، بهویژه زیر آسمان آبی و آفتاب.
پس از چند ساعت، به کلبه هاگنر در ارتفاع ۲۴۴۶ متری میرسیم و کلاوس به منطقهای از طبیعت وحشی پوشیده از برف اشاره میکند که قرار بود در اواخر دهه ۱۹۶۰ به یک پیست اسکی تبدیل شود، قبل از آنکه این منطقه به پارک ملی تبدیل شود – پیستی که امروز بدون شک در حال بحث بر سر انتخاب بین توپهای برفساز یا تعطیلی خواهد بود.
پس از خوردن تنقلات و چای شیرین داغ، فرود خود را آغاز میکنیم، در حالی که هیچ ردپایی در برف پیش رو نیست – کلاوس فکر میکند ما اولین افرادی هستیم که این مسیر را در این زمستان میرویم. برف در پایینتر کم و وصلهوصله خواهد شد، اما احساس شگفتانگیزی است که در این بخش بالایی چرخشهای نرم انجام دهیم، جایی که برف به اندازهای عمیق است که به صورت قوسهایی روی صورتم پاشیده میشود، که یک هدف مقدس در اسنوبرد است، اما این روزها اگر فقط سالی یک بار به کوه بروید بسیار نادر است.
این تجربهای است که فقط با برفی که از آسمان باریده میتوان داشت، و هرگز با یک ماشین قابل تقلید نیست. اشکهای پشت عینک من فقط از سرما نیست.
به گزارش پایگاه خبری سفرنویسان، این سفر توسط بازدید از فیلاخ، منطقه پارک ملی هوه تاورن و گردشگری اتریش ارائه شده است. یک پیادهروی با کفش برف در پارک طبیعی دبراتش با یک راهنما ۳۰ یورو هزینه دارد که شامل اجاره کفش برف و چوبدستی است. یک روز اسکی یا اسنوبرد توری با کلاوس آلبر در هوه تاورن برای هر نفر ۲۴۰ یورو هزینه دارد (حداقل دو نفر، سپس ۶۰ یورو برای هر نفر اضافی).
چرا این موضوع اهمیت دارد: تحلیل هزینهها، ایمنی و تصمیمات مسافران
انتخاب بین حفظ یک پیست اسکی سنتی با استفاده از برف مصنوعی یا تغییر مسیر به سمت گردشگری طبیعتمحور، فراتر از یک بحث زیستمحیطی است و مستقیماً بر هزینه سفر، تجربه مسافر و حتی ایمنی تأثیر میگذارد. تولید برف مصنوعی نیازمند سرمایهگذاری سنگین اولیه در تجهیزات و هزینههای عملیاتی مداوم برای انرژی و آب است. این هزینهها نهایتاً به دوش گردشگران گذاشته میشود و قیمت بلیتهای اسکی، اقامت و خدمات را افزایش میدهد. از طرفی، برف مصنوعی کیفیت و لذت تجربه اسکی را کاهش میدهد؛ سطح سختتر و یخزدهتر آن میتواند برای اسکیبازان بهویژه مبتدیان خطرناکتر باشد و ریسک آسیب را بالا ببرد.
در مقابل، مدل پارک طبیعی مانند دبراتش، اگرچه ممکن است درآمد متمرکز و فصلی پیست اسکی را نداشته باشد، اما گردشگری چهارفصل و متنوعتری را ایجاد میکند که کمتر در برابر نوسانات آبوهوایی آسیبپذیر است. این مدل هزینه کمتری برای مسافر دارد (دسترسی ارزان با اتوبوس، فعالیتهای رایگان یا کمهزینه) و تجربه اصیلتر و ایمنتری در طبیعت ارائه میدهد. برای مسافری که به دنبال آرامش، مناظر بکر و فعالیتهای سالم است، این گزینه میتواند جذابتر از شلوغی و هزینه بالای پیستهای مصنوعی باشد. بنابراین، این داستان به مسافران یادآوری میکند که در انتخاب مقصد زمستانی، علاوه بر وجود برف، به پایداری، هزینه واقعی و کیفیت تجربه نیز فکر کنند.
درسهایی برای گردشگری ایران: چرا این گزارش برای ما مهم است؟
ایران با دارا بودن رشتهکوههای عظیم البرز و زاگرس، پتانسیل بسیار بالایی برای توسعه گردشگری زمستانی و طبیعتگردی دارد. گزارش تجربه اتریش بهوضوح نشان میدهد که وابستگی صرف به یک فعالیت مانند اسکی و تقلا برای حفظ آن با روشهای مصنوعی و پرهزینه، تنها راه توسعه نیست. بسیاری از مناطق کوهستانی ایران زمستانهای پربرف دارند، اما زیرساخت اسکی محدود یا فصلی است. به جای تمرکز صرف بر ایجاد پیستهای اسکی پرهزینه که ممکن است با چالش کمآبی و هزینه انرژی مواجه شوند، میتوان به الگوی پارکهای طبیعی چندمنظوره فکر کرد.
ایجاد شبکهای از مسیرهای مشخص پیادهروی و کوهنوردی زمستانی، مناطق امن برای اسکیتوری، مسیرهای سورتمهسواری طبیعی و کلبههای کوهستانی میتواند گردشگری زمستانی را در ایران democratize کند. یعنی آن را از یک فعالیت لوکس و هزینهبر به تجربهای در دسترس و لذتبخش برای خانوادههای ایرانی تبدیل کند. این رویکرد نهتنها فشار بر منابع آب و انرژی را کاهش میدهد، بلکه فرصتهای کسبوکار برای جوامع محلی در تمام طول سال ایجاد میکند و از همه مهمتر، احترام به محیطزیست و طبیعت بکر ایران را نهادینه میسازد. این گزارش چراغ راهی است برای برنامهریزان و سرمایهگذاران ایرانی تا نگاهی نو به ثروتهای زمستانی کشور داشته باشند.
تحلیل مدیریتی برای صنعت گردشگری ایران: گذار از گردشگری تکمحصولی به اکوسیستم تابآور
تجربه منطقه دبراتش در اتریش یک مطالعه موردی کلاسیک در مدیریت تحول استراتژیک (Strategic Transformation Management) در صنعت گردشگری است. آنها با تشخیص یک ریسک سیستمی (Systemic Risk) ناشی از تغییرات اقلیمی، به جای اتخاذ راهحلهای کوتاهمدت و پرهزینه (مانند برف مصنوعی)، به بازتعریف مدل کسبوکار (Business Model Redefinition) خود پرداختند. این گذار از یک «گردشگری تکمحصولی و فصلی» (Monoproduct Seasonal Tourism) به یک «اکوسیستم گردشگری چهارفصل و جامعنگر» (Holistic Four-Season Tourism Ecosystem) نیازمند رهبری تحولآفرین (Transformational Leadership) و مشارکت ذینفعان محلی (Local Stakeholder Engagement) بود.
برای مدیران صنعت گردشگری ایران، این案例 چندین درس کلیدی دارد. نخست، ضرورت انجام «تحلیل ریسک اقلیمی» (Climate Risk Assessment) برای مقاصد کوهستانی است. مدیران باید سناریوهای مختلف آینده را مدلسازی کنند. دوم، مفهوم «تابآوری مقصد» (Destination Resilience) مطرح میشود. به جای افزایش وابستگی به یک جاذبه شکننده، باید با تنوعبخشی به محصولات گردشگری (Tourism Product Diversification)، پایه درآمدی مقصد را گسترش داد. ایجاد ترکیبی از محصولات طبیعتمحور (اکوتوریسم)، فرهنگی، ماجراجویانه و سلامتمحور میتواند ریسک را کاهش دهد.
سوم، این گزارش بر اهمیت «ارزش آفرینی مشترک» (Co-Creation of Value) با جامعه میزبان تأکید دارد. موفقیت دبراتش مرهون پذیرش و مشارکت ساکنان محلی بود که نگران آب آشامیدنی خود بودند. در ایران نیز هر پروژه توسعهای باید با «مشاوره ذینفعان» (Stakeholder Consultation) و ایجاد منافع مشهود برای جامعه محلی همراه باشد تا مقبولیت و پایداری بلندمدت داشته باشد. چهارم، بحث «بازاریابی تجربهمحور» (Experience-Based Marketing) مطرح است. به جای فروش صرف «برف و اسکی»، میتوان تجربههایی مانند «سکوت زمستانی کوهستان»، «تماشای حیات وحش در برف» یا «کوهنوردی در هوای پاک» را به بازار عرضه کرد. این امر نیازمند آموزش راهنمایان محلی و استانداردسازی خدمات است.
در نهایت، این تحول نیازمند همکاری بیندستگاهی (Inter-Organizational Collaboration) است. سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، سازمان محیطزیست، منابع طبیعی و ادارات کل استانی باید با یک «نقشه راه مشترک» (Shared Roadmap) برای توسعه مناطق کوهستانی هماهنگ شوند. سرمایهگذاری در زیرساختهای نرم (مانند آموزش، برندسازی، دیجیتال مارکتینگ) و سخت (مانند مسیرهای ایمن، علائمگذاری، سرویسهای بهداشتی) باید توأمان صورت گیرد. الگوی اتریش نشان میدهد که گردشگری پایدار (Sustainable Tourism) نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری هوشمند برای ایجاد مزیت رقابتی (Competitive Advantage) پایدار در بازار جهانی سفر است. ایران میتواند با تکیه بر طبیعت بکر و فرهنگ غنی خود، و با درسگیری از چنین تجاربی، به قطب گردشگری چهارفصل و مسئولیتپذیر در منطقه تبدیل شود.
مطالب مرتبط
ژئوتوریسم روایی ایران؛ وقتی سنگها افسانه میگویند
کشف رازهای زمین شناسی ایران از دریچه اساطیر؛ تحلیل جامع ژئوتوریسم روایی، از زندان ضحاک در دماوند تا معبد سبلان. آینده گردشگری و استراتژی های نوین سفر...
آموزش راهنمایان بومی در روستای درک برای شناخت بهتر اقوام ایران
دوره آموزشی ویژه ای برای راهنمایان محلی در روستای گردشگری درک سیستان و بلوچستان برگزار شد. در این کارگاه، ۳۵ بلد محلی با فرهنگ و آداب رسوم اقوام مختلف...
رکوردشکنی پارکهای ملی آمریکا؛ میلیونها گردشگر در طبیعت بکر
پارک های ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ رکورد بی سابقه ای در جذب گردشگر شکستند. آکادیا با بیش از ۴ میلیون بازدید پیشتاز است و پارک های نمادینی مانند زیون، یلو...