زهرا جلیلی (مجله سفرنویسان)
سفر خانوادگی به ولز: چرا اقامت در مهمانسراهای مشترک دوباره مد شده است
«پنگوئن؟ اینجا در اسنودونیا؟» با ناباوری پرسیدم. «درسته!» این پاسخ پرانرژی از طرف یکی از هممهمانهای جدیدمان در آشپزخانه بزرگ مهمانسرای «صخرهها» در کَپِل کوریگ، روستایی در شمال شرقی پارک ملی اِری (اسنودونیا) بود. در حالی که منتظر دم کشیدن چایمان بودیم، گرم گفتگو شده بودیم.
او گفت: «بروید بالا به سمت دریاچه در کوه موئل سیاباد، پنگوئنها آنجا هستند. حتی تابلو هشدار هم دارد که به آنها غذا ندهید. اما حتی اگر پنهان شده باشند و یکی را نبینید، این مسیر یکی از بهترین پیادهرویهای منطقه است.»
دیدن پنگوئن در کوهستانهای ولز بعید به نظر میرسید، اما این موضوع کمترین اهمیت را داشت، مخصوصاً برای پسر ۱۱ سالهام که از فکر یک روز شکار پنگوئن به وجد آمده بود. و به این ترتیب، برنامه ماجراجویی روزانه ما، نه با جستجوی اینترنتی یا کتاب راهنما، بلکه با تبادل آسان پیشنهاداتی که اغلب در فضاهای مشترک مهمانسراها اتفاق میافتد، مشخص شد.
خاطرات کودکی از شامهای دستهجمعی پر از خنده مرا به فکر فرو برد که چرا حریم خصوصی اینقدر مطلوب شده است
این چهارمین و آخرین روز اقامت ما در «صخرهها» بود و با خیال راحت، به ریتمی آرامشبخش رسیده بودیم: کاوش در کوهستانها در طول روز و گذراندن شبها در مهمانسرا در کنار سایر مهمانان. در ابتدا، پیشنهاد من برای امتحان کردن چیزی متفاوت در تعطیلات خانوادگی با ماندن در یک مهمانسرا با تردید مواجه شد. همسرم، با یادآوری خاطرات سفرهای مدرسه، خوابگاههای تاریک با تختهای آهنی جیرجیرکننده و فضاهای عمومی سرد را تصور میکرد، در حالی که پسرانم (یک نوجوان و یک کودک) چندان اشتیاقی به زندگی مشترک و گپهای مودبانه نداشتند.
با این حال، من مشتاق تجربه کردن بودم. اخیراً از تعطیلات در بریتانیا احساس بیحوصلگی میکردم. پیمایش بیپایان فهرستهای اقامتگاههای خصوصی – کلبهها، خانههای چوبی، کابینها – خستهکننده و کاملاً غیرقابل پرداخت بود. به نظر میرسید انزوا بسیار ارزشمند شده و قیمت گزافی داشت. با این حال، به یاد خاطرات کودکی از تعطیلات در مهمانسراها افتادم: شامهای دستهجمعی پر از خنده و شبهایی که با بچههای دیگر به بازی میپرداختم. این مرا به فکر فرو برد که چرا حریم خصوصی اینقدر مطلوب شده است.
در دوران طلایی سفر، حدود اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، ملاقات با آشنایان جدید در سفر امری رایج بود. به سفر دگرگونکننده لوسی هانیچرچ به فلورانس در رمان «اتاقی با منظره» اثر ایام فورستر فکر کنید، که تا حد زیادی تحت تأثیر ملاقاتش با امرسونها در پانسیون آنها شکل گرفت. «مرگ در نیل» آگاتا کریستی نیز به ما یادآوری میکند که سفرها زمانی بسیار اجتماعیتر بودند – حتی اگر مسافران یکدیگر را از بین میبردند. آیا با پناه بردن به انزوا، همان جوهره سفر را از دست دادهایم: لذت ملاقات با افراد جدید؛ به اشتراک گذاشتن داستانها؛ شنیدن نکات شفاهی؛ و خارج شدن از روال آشنایمان؟
اتاق خصوصی راحت و شیک خانوادهمان با تشکهای نرم، ملحفههای لطیف و پتوهای پشمی ولزی تجهیز شده بود
مهمانسراها دری به سوی آن شیوههای قدیمی سفر هستند. این مکانها که نخستین بار در دهه ۱۹۳۰ در بریتانیا با هدف فراهم کردن اقامت مقرونبهصرفه، به ویژه برای مسافران جوان، و همچنین تشویق به فعالیتهای بیرون از خانه و معاشرت تأسیس شدند، هدف اصلی خود را در طول زمان کموبیش حفظ کردهاند. آنچه تکامل یافته، استانداردها و جمعیتشناسی است. امروزه، اتاقهای خصوصی در کنار اتاقهای چندتخته رایج هستند و مهمانان از مسافران تنها و دانشجویان تا خانوادهها، زوجها و گروههای دوستانه را شامل میشوند.
با خوشحالی، استانداردهای «صخرهها» استثنایی بود: دکوراسیونی روشن و شیک در سراسر آن جریان داشت، با مبلمان چوبی اسکاندیناویایی و کوسنهای رنگارنگ. آتش در سالن مشترک نماد گرمابخشی بود، در حالی که آتشگاههای بیرونی به ما امکان دادند شبی را به تماشای ستارهها و برشته کردن مارشمالو بگذرانیم. در طبقه بالا، اتاق خصوصی خانوادهمان، دنج اما شیک، گرم و راحت بود و با تشکهای نرم، ملحفههای لطیف و پتوهای پشمی ولزی تجهیز شده بود. حتی پسر بزرگم که عاشق لوکسگرایی بود نیز تحت تأثیر قرار گرفت.
اما عنصر اجتماعی چطور؟ آیا این فرصتی برای ملاقات با افراد همفکر خواهد بود، یا فقط مجموعهای از برخوردهای ناخوشایند است که باید تحمل شوند قبل از اینکه به اتاقمان فرار کنیم؟ جای نگرانی نبود. گفتگوها به راحتی بین مهمانان جریان داشت، چه در حال پختن شام در آشپزخانه مجهز، چه در حال غذا خوردن با هم در سالن غذاخوری روشن، در میان نقشهها، بازیها و پازلها، یا دور آتش جمع شده بودند. الگوی دلگرمکنندهای از تغییر وجود داشت، با آمدن و رفتن افراد و شکلگیری سریع دوستیهای جدید.
همانطور که به سمت موئل سیاباد بالا میرفتیم، با صدای خرد شدن برف زیر پا و وعده دونات کوهستانی در کولهپشتیمان، عمیقاً احساس رضایت میکردم
بعد از ماجراجوییهای روزانه، مشتاق بازگشت به مهمانسرا و به اشتراک گذاشتن تجربیاتمان بودیم. یک شب، روی بازی ورق و یک لیوان رام با دو جوان از میدلندز، دستور پخت «دونات کوهستانی» را یاد گرفتیم (موز، مربا و کره بادام زمینی که بین نان مالیده میشود، در فویل آلومینیومی پیچیده و در طول کوهنوردی به تدریج در کولهپشتی له میشود). نکاتی درباره دستکشهای حرارتی از یک پرستار ارتش که ناامیدی من از سردی انگشتان را به اشتراک گذاشت، آموختم و درباره موسیقی رِیو دهه ۹۰ با زوجی از اسپانیا صحبت کردم. بچهها فوراً دوست شدند و تا وقت خواب برای جنگ با گلوله برفی و بازیهای رومیزی ناپدید میشدند. هیچ فشاری برای معاشرت وجود نداشت – برخی مهمانان به اتاقها یا کتابهایشان پناه میبردند، برخی دیگر به زندگی مشترک وارد و خارج میشدند – و این انعطاف بخشی از جذابیت بود.
پس از چند سال چالشبرانگیز دوران کووید، مهمانسراها شاهد احیای آرامی هستند. به گفته سم دالی، بنیانگذار شبکه «مهمانسراهای مستقل»، «وضعیت مهمانسراها از همیشه بهتر است. مردم اقامتهای کمهزینهای میخواهند که معاشرت بخشی از ماجراجویی باشد. امروزه تعداد مهمانسراها بیشتر از اوج جنبش مهمانسراهای جوانان در دهه ۱۹۵۰ است.»
با ترکیب مکانهایی مانند «صخرهها» از راحتی با مقرونبهصرفه بودن، و حریم خصوصی با جامعه، آینده برای مهمانسراهای بریتانیایی روشن به نظر میرسد، گواهی بر این که ملاقات با افراد جدید و به اشتراک گذاشتن تجربیات هنوز هم میتواند در قلب سفر یافت شود.
همانطور که به سمت موئل سیاباد بالا میرفتیم، با صدای خفه خرد شدن برف زیر پا و وعده دونات کوهستانی در کولهپشتیمان، عمیقاً احساس رضایت میکردم. این سفر قدردانی از چیزی را برانگیخته بود که متوجه نبودهایم تعطیلاتمان فاقد آن است؛ حس جامعه. از این پس، مهمانسراها به جای درهای بسته اقامتگاههای خصوصی، مقصد اول من برای ماجراجوییهایی مانند این خواهند بود. ما هرگز آن پنگوئنهای گریزان را ندیدیم و هنوز هم از تابلو مرموز «به پنگوئنها غذا ندهید» که بر آن کوهستان دورافتاده ولزی نصب شده بود در حیرتیم، اما چه کسی میداند اقامت بعدی ما در مهمانسرا ممکن است به چه ماجراجوییهایی منجر شود؟
هزینه تخت در اتاقهای اشتراکی «صخرهها» از ۳۶ پوند به ازای هر نفر و اتاقهای خصوصی خانواده از ۱۱۵.۶۰ پوند شروع میشود.
چرا این موضوع اهمیت دارد: تحلیل هزینه، امنیت و تصمیمات مسافران
احیا و محبوبیت دوباره مهمانسراها تنها یک ترند گذرا نیست، بلکه پاسخی عملی به چالشهای مالی و اجتماعی دنیای امروز سفر است. از منظر هزینه، مهمانسراهای مدرن با ارائه گزینههای اقامتی مقرونبهصرفه، فشار مالی سفرهای خانوادگی یا گروهی را به شدت کاهش میدهند. در مقایسه با ویلاها یا هتلهای خصوصی که هزینههای سرسامآوری دارند، مهمانسراها امکان سفر طولانیتر یا تکراریتر را فراهم میکنند. این موضوع به ویژه برای خانوادههای جوان یا مسافرانی با بودجه محدود بسیار حیاتی است.
از جنبه امنیت و تصمیمگیری، مهمانسراهای امروزی با استانداردهای بالا و نظارت مناسب، نگرانیهای قدیمی درباره امنیت و بهداشت را برطرف کردهاند. وجود اتاقهای خصوصی خانوادگی در کنار فضاهای اشتراکی، انعطاف لازم را به مسافران میدهد. مهمتر از همه، محیط اجتماعی این مکانها، به ویژه برای مسافران تنها یا خانوادههای کوچک، لایهای از امنیت اجتماعی ایجاد میکند. تبادل اطلاعات محلی و حضور در جمعی از هممسافران، احساس تعلق و اطمینان خاطر بیشتری نسبت به اقامت در یک اقامتگاه کاملاً مجزا و ناشناس به همراه دارد.
این گزارش چرا برای مخاطب ایرانی مهم است؟
برای جامعه مسافر ایرانی که همواره به دنبال تجربیات جدید و مقرونبهصرفه در سفرهای داخلی و خارجی است، این گزارش دریچهای به روی گزینهای جذاب و کمتر دیده شده باز میکند. فرهنگ مهماننوازی و معاشرت در جامعه ایران ریشه دارد، و مهمانسراهای مدرن میتوانند این ارزش فرهنگی را در بستری بینالمللی احیا کنند. بسیاری از خانوادههای ایرانی که از هزینههای سنگین اقامت در هتلهای لوکس یا اجاره ویلا در مقاصد اروپایی هراس دارند، میتوانند با کشف این نوع اقامتگاهها، فرصت سفر به نقاط دوردست را برای خود فراهم کنند.
علاوه بر این، این گزارش الگویی عملی برای توسعه کسبوکارهای گردشگری داخل ایران نیز ارائه میدهد. مفهوم مهمانسرا یا اقامتگاههای مشترک با استانداردهای بالا میتواند در مناطق گردشگری ایران مانند شمال کشور، اصفهان، شیراز یا حتی کویر مرکزی توسعه یابد. این امر نه تنها گزینهای اقتصادی برای مسافران داخلی و خارجی ایجاد میکند، بلکه میتواند به ایجاد جامعهای پویا از جهانگردان، تبادل فرهنگی و رونق اقتصادی محلی منجر شود. آشنایی با این مدل موفق در جهان، میتواند الهامبخش سرمایهگذاران و فعالان صنعت گردشگری ایران باشد.
تحلیل کاربردی برای مدیران صنعت گردشگری ایران
روند رو به رشد محبوبیت مهمانسراهای مدرن در جهان، حاوی درسهای ارزشمندی برای مدیران و سرمایهگذاران بخش گردشگری ایران است. این مدل نشان میدهد که تقاضا برای تجربه سفر فراتر از اقامت صرف است. مسافران امروزی، به ویژه نسلهای جوانتر، به دنبال تعامل اجتماعی، تبادل فرهنگی و حس جامعه در طول سفر هستند. بنابراین، توسعه اقامتگاههایی که فضای خصوصی راحت را با فرصتهای معاشرت برنامهریزی نشده ترکیب میکنند، میتواند یک مزیت رقابتی قوی در بازار گردشگری ایران ایجاد کند.
برای اجرای این ایده، میتوان با بازسازی و ارتقای خانههای قدیمی، بناهای تاریخی یا حتی ایجاد واحدهای جدید در مناطق هدف گردشگری شروع کرد. کلید موفقیت، تمرکز بر طراحی داخلی شیک و راحت، امکانات مشترک باکیفیت (مانند آشپزخانههای مجهز و فضای جمعی گرم) و مهمتر از همه، آموزش کارکنانی است که بتوانند این محیط اجتماعی و دوستانه را مدیریت و تسهیل کنند. این مدل نه تنها میتواند جاذبهای برای گردشگران بینالمللی مشتاق تجربههای اصیل باشد، بلکه پاسخگوی نیاز بخش بزرگی از مسافران داخلی که به دنبال گزینههای متفاوت و اقتصادی هستند نیز خواهد بود.
مطالب مرتبط
تور جدید لوکس گلد در اسکاتلند: اقامتگاههای جذاب و برنامههای متنوع
برند لوکس گلد برنامه سفر جدیدی را در اسکاتلند راه اندازی کرده که تمرکز آن بر اقامت در هتل های بااصالت و تجربیات محلی و عمیق است. این تور ۱۰ روزه که از...
پیادهروی «سقف انگلستان» در پنینز؛ تجربهای بر فراز جهان
روی علفزارهای لانگلی، باد شدیدتری می وزد. بوته هایی که زیر پاهایم هستند، جاده باستانی «می دن وی» را پوشانده اند، که شاید مرتفع ترین مسیر رومی در بریتا...
نووتل با رویکردی تازه به سلامت مسافران میپردازد
برند بین المللی نووتل با راهبرد جدید «طول عمر روزمره» بر سلامت مسافران تمرکز کرده است. این استراتژی بر چهار پایه خواب، خوراک، حرکت و دیدار استوار است...