زهرا جلیلی (مجله سفرنویسان)

پنج‌شنبه، 16 بهمن 1404 - 12:49

آیا اقامتگاه‌های نویسندگی واقعاً مؤثرند؟ تجربه‌ای از به پایان رساندن یک رمان

تجربه شخصی یک نویسنده از اقامت در چندین مرکز نویسندگی در بریتانیا که به او کمک کرد رمانش را به پایان برساند. گزارش به بررسی انواع مختلف این اقامتگاه ها — از خودراهبر تا گروهی و همر...
تبلیغات

ایده رمانم ناگهان به ذهنم خطور کرد: هنگام قدم زدن روی پل گلدن جوبیلی بر فراز رودخانه تیمز در مرکز لندن، صحنه اصلی داستان از دل تاریکی آبی شب بیرون جست و تا زمانی که تصمیم گرفتم آن را روی کاغذ بیاورم، رهایم نکرد.

چند ماه بعد، به وضوح و البته با ناامیدی دریافتم که نیم‌ساعت نوشتن در پایان روزهای کاری، هرگز مرا به خط پایان نخواهد رساند.

و اینگونه بود که وارد دنیای اقامتگاه‌های نویسندگی شدم. بهترین‌های این فضاها، چیزی فراتر از یک مکان برای نوشتن هستند؛ آن‌ها می‌توانند حتی خسته‌ترین و بلوک‌شده‌ترین نویسندگان را دوباره شارژ کنند.

اولین تجربه من در این زمینه، یک اقامت خودراهبر بود: سه شب بسیار تنها در یک کلیسای بازسازی‌شده در روستای لانفریناخ، نزدیک آبرگاونی، در دامنه کوه‌های بانائو بریچینیوگ. دیلان توماس قطعاً با علاقه‌اش به پیاده‌روی، نکته‌ای را دریافته بود و ولز نیاز یک نویسنده به قدم زدن و نوشتن را برآورده می‌کند. من برنامه‌ای برای خودم تنظیم کردم: نوشتن صبحگاهی و سپس قدم زدن در کناره‌های مرطوب رودخانه اوسک در میان ابرهای خزه مردابی، و اجازه دادم گره‌های طرح داستان در هوای سرد ولزی خودبه‌خود باز شوند. از حجم کاری که در یک آخر هفته طولانی، دور از عوامل حواس‌پرتی انجام دادم شگفت‌زده شدم، اما این آرامش و خلوت، حال و هوایی عجیب داشت و دلم برای کسانی که بتوانم ایده‌هایم را با آن‌ها در میان بگذارم، تنگ شده بود.

زنی با موهای خاکستری که در هوای بارانی به دریاچه لوموند در اسکاتلند خیره شده است
لحظه‌ای تأمل در کنار دریاچه لوموند در یک اقامتگاه نویسندگی بلوط

برای پاداش دادن به خودم به خاطر رسیدن به مرز مقدس ۵۰ هزار کلمه و در آغوش داشتن یک داستان پراکنده و آغاز یک ساختار سه‌پردهای قابل قبول، مقصد بعدی من «اقامتگاه نویسندگان شهری» بود. من پیش از این یک دوره نویسندگی آنلاین با مؤسس آن، چارلی هینز گذرانده بودم و از روش حمایتی کار او خوشم آمده بود. بنابراین می‌دانستم برای اقامت سه‌شب‌ام در عمارت بزرگ گرجی نزدیک نیوتون ابوت در دوون، جایی که او اقامتگاه‌هایش را برگزار می‌کند، در دستان امنی خواهم بود.

چیدمان آن دقیقاً همان چیزی بود که نیاز داشتم: زمانی بی‌قیدوبند دور از کارهای روزمره زندگی تا بتوانم در داستان غرق شوم. اگرچه اتاقم صندلی‌ای داشت و حال‌وهوای جذاب و کهنه یک خانه روستایی را داشت، اما من گوشه پنجره اتاق نشیمن را ترجیح می‌دادم، جایی که می‌توانستم هنگام نوشتن به باغ‌ها و حیوانات مزرعه نگاه کنم.

ما شش مهمان بودیم و برای صرف وعده‌های غذایی و صحبت درباره همه چیز مرتبط با نویسندگی در آشپزخانه دنج دور هم جمع می‌شدیم. رها کردن بار ذهنی آماده‌سازی غذا در ازای خوردن سالمون پوشیده‌شده با سبزیجات، سالاد انجیر و موزارلا و کیک خانگی، یکی از بزرگ‌ترین لذت‌ها بود که با توجه به این که چارلی که بخش زیادی از غذاها را خودش آماده می‌کرد، آشپز قابل‌توجهی است، لذت آن دوچندان می‌شد. حتی اگر یک کلمه هم نمی‌نوشتم، با احساسی تازه‌شده آنجا را ترک می‌کردم.

رمان من به معادل گوگل داکز یک در کابینت تبدیل شده بود که گهگاه باز می‌شد و سپس قبل از این که آشفتگی از آن بیرون بریزد، با عجله بسته می‌شد.

ماه‌ها بعد، رمانم در فهرست اولویت‌هایم پایین‌تر رفته بود و به معادل گوگل داکز یک در کابینت تبدیل شده بود که گهگاه باز می‌شد و سپس قبل از این که آشفتگی از آن بیرون بریزد، با عجله بسته می‌شد.

دکتر ربکا مکسول استوارت با الهام از تجربه دکترای خود، «اقامتگاه‌های نویسندگی بلوط» را راه‌اندازی کرد تا به نویسندگان در مواجهه با دست‌نوشته‌های دشوارشان کمک کند. او می‌گوید: «شرکت در یک اقامتگاه بلوط به نویسندگان زمان و فرصت می‌دهد تا وضوح مفهومی درباره پروژه‌های خود پیدا کنند و همچنین با احساس خوبی آنجا را ترک کنند.»

در میان چشمانداز وسیع دریاچه لوموند، مسافرخانه اوک تری این در بالماها، مکانی بهشتی برای یک اقامت چهارروزه برای گروهی متنوع (داستانی، آکادمیک، غیرداستانی) متشکل از هشت نویسنده بود. این یکی از ساختاریافته‌ترین اقامتگاه‌هایی بود که تجربه کردم. ما با تعیین برخی اهداف و به اشتراک گذاشتن مقاصدمان شروع کردیم و چهار جلسه نوشتن در طول روز داشتیم که شامل فعالیت‌های کوتاهی می‌شد که برای جرقه زدن ایده‌ها و پرانرژی کردن نوشتن من عالی بودند.

یک کلبه در مزرعه استارکرافت نزدیک باتل در ساسکس شرقی.
یک کلبه کوچک و زیبا در مزرعه استارکرافت نزدیک باتل در ساسکس شرقی.

ما در سکوت و دور یک میز نعل‌اسبی‌شکل می‌نوشتیم. نوشتن گروهی در طول مدت اقامت به شدت تشویق می‌شد تا حمایت و حرکت ایجاد شود و نوشته شما به آرامی مسئولانه پیگیری شود. پرورش در فلسفه ربکا اهمیت دارد و مدیتیشن اختیاری عصرگاهی و زمانی برای جشن گرفتن دستاوردهای کوچک روز وجود داشت.

تماشای دویدن نور خورشید و سایه‌ها در امتداد تپه‌های کنار دریاچه در پیاده‌روی‌های بعدازظهرمان، سخت بود که به پروژه‌ام امیدوار نباشم و باور نداشته باشم که کار چندساله در دست انجامم ممکن است به پایان برسد.

گاهی اوقات افراد مناسب در زمان مناسب هستند که یک وقفه نویسندگی را به یادماندنی می‌کنند، همان‌طور که من در «بازنویسی»، یک اقامتگاه برای زنان رنگین‌پوست، تجربه کردم. مؤسس آن، کریستینا فونثس، نویسنده‌ای است که برنامه‌های نویسندگی و تندرستی را در بریتانیا، کاستاریکا، پرتغال و تایلند و همچنین به صورت آنلاین اجرا می‌کند.

در گوشه دنج نوشتن کلبه پنهان شده بودم، و غیرممکن بود که بهترین کارم را انجام ندهم.

اقامتگاه آخر هفته‌ای برایتون که انتخاب کردم، فرصتی طراوت‌بخش برای تمرکز بر تکنیک بود. جلسات ساختاریافته نوشتن بر کمک به ما برای یافتن صدای خود متمرکز بود، سپس آنچه را نوشته بودیم کارگاه‌ای بررسی می‌کردیم و در پایان یک میکروفون باز، آنچه را توسعه داده بودیم به اشتراک می‌گذاشتیم. کریستینا بر اهمیت ارتباط بین ذهن و بدن و اجتناب از فرسودگی شغلی که برای زنان سیاه‌پوست بسیار رایج است تأکید می‌کند. یک تمرین روزانه مدیتیشن یوگا این مفهوم را زنده کرد. بحث درباره مضامین زیبایی، سیاهی و حس تعلقی که در رمانم بررسی می‌کنم، در یک فضای امن با سایر زنان رنگین‌پوست، مرا به پیش‌نویس نهایی نزدیک‌تر کرد.

با نزدیک شدن به پایان رمان، به تنهایی و فضایی نیاز داشتم تا راهم را تا خط پایان بنویسم. یک کلبه چوبی در مزرعه استارکرافت، با چشم‌اندازی به حاشیه جنگل پودرمیل نزدیک باتل در ساسکس شرقی، به آرامی بی‌نظیر بود.

هانا استوارت-لیچ، مورخ و روزنامه‌نگار سفر سابق، و همسرش تام، جادویی‌ترین فضا را خلق کرده‌اند که هر جنبه از سفر یک نویسنده در آن با دقت برنامه‌ریزی شده است. هر کلبه چوبی کوچک و زیبا، یک منطقه میز تحریر، حمام، آشپزخانه کوچک و یک اتاق خواب با نورگیر ستاره‌بین دارد. در کلبه‌ام حال‌وهوایی وابسته به طبیعت حاکم بود: مجموعه‌ای با دقت انتخاب‌شده از کتاب‌های هنری، شعر و کتب جادوگری (از جمله «هیگ‌تیود» اثر شارون بلکی) قفسه کتاب را پر کرده بود. همچنین جعبه‌ای از طلسم‌ها برای اوقات فراغت وجود داشت، در حالی که مرد سبز از روی یک چاپ روی دیوار به پایین نگاه می‌کرد.

نویسنده در کلبه مزرعه استارکرافت.
نویسنده در کلبه مزرعه استارکرافت.

زیباترین نکته، رسیدن و پیدا کردن یک نسخه کادوپیچ‌شده از کتاب «سرباز، ملوان» اثر کلر کیلروی بود که توسط کتابفروشی مستقل محلی «روتر بوکز» پس از یک پرسشنامه ایمیلی کوتاه پیش از سفر، به طور ویژه انتخاب شده بود.

من ترجیح دادم به تنهایی کار کنم، اما مزرعه استارکرافت همچنین جلسات منظم درخشان‌ای با مربیان نویسندگی، به صورت تک‌نفره یا در اقامتگاه‌های گروهی کوچک با موضوعات خاص ترتیب می‌دهد. در گوشه دنج نوشتن کلبه پنهان شده بودم، و غیرممکن بود که بهترین کارم را انجام ندهم.

من رمانم را به پایان رساندم. حس دستاورد بسیار بزرگ است. و اگرچه هیچ جایگزینی برای نشستن و قرار دادن کلمات روی صفحه وجود ندارد، اما داشتن چند روز تجمل ادبی هر از گاهی در کنار افراد همفکر، قطعاً آن را لذت‌بخش‌تر کرد.

کلیسای قدیمی در لانفریناخ برای سه شب ۴۸۷ پوند است. اقامتگاه نویسندگان شهری اتاق‌هایی از ۴۱۵ پوند برای سه شب دارد. نرخ همه‌شامل اقامتگاه‌های نویسندگی بلوط برای سه روز ۵۲۵ پوند و برای چهار روز ۶۷۵ پوند است (صندوق دسترسی بلوط تخفیف‌هایی برای نویسندگان حاشیه‌نشین و کم‌درآمد ارائه می‌دهد). بازنویسی در ساسکس شرقی از ۱۷۰۰ پوند برای پنج شب. کلبه‌های مزرعه استارکرافت ۳۲۰ پوند برای یک وقفه نویسندگی مستقل دو‌شبه و ۷۵۰ پوند برای یک اقامت گروهی کوچک چهارشبه با مربی‌گری، ماساژ و موارد اضافی دیگر (به نویسنده برای این مقاله یک شب اقامت اهدا شد).

فیونا مک‌آسلان امیدوار است اولین رمانش در سال ۲۰۲۷ منتشر شود.

چرا این موضوع اهمیت دارد: تحلیل هزینه‌ها، امنیت و تصمیمات مسافر

تجربه اقامت در مراکز نویسندگی، فراتر از یک سفر تفریحی ساده است. این سفرها نوعی سرمایه‌گذاری روی خلاقیت و بهره‌وری فرد محسوب می‌شوند. همان‌طور که در گزارش مشاهده کردید، هزینه‌ها از حدود ۳۰۰ پوند برای یک اقامت کوتاه و مستقل تا بیش از ۱۷۰۰ پوند برای دوره‌های ساختاریافته با خدمات کامل متغیر است. این بازه قیمتی نشان می‌دهد که مخاطبان با سطوح بودجه مختلف می‌توانند گزینه‌ای مناسب پیدا کنند. نکته کلیدی اینجاست که این هزینه‌ها معمولاً شامل اسکان، وعده‌های غذایی، راهنمایی حرفه‌ای و گاهی خدمات سلامتی مانند یوگا یا ماساژ می‌شود که ارزش پول خرج‌شده را افزایش می‌دهد.

از منظر امنیت و راحتی خیال، این اقامتگاه‌ها اغلب در محیط‌های آرام و طبیعی قرار دارند و فضایی امن و حمایتی را فراهم می‌کنند که برای تمرکز عمیق ضروری است. برای نویسندگانی که در خانه با حواس‌پرتی‌های روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کنند، پرداخت این هزینه برای دستیابی به محیطی اختصاصی و عاری از مزاحمت، می‌تواند کاملاً توجیه‌پذیر و حتی ضروری باشد. تصمیم برای انتخاب هر نوع اقامتگاه — خودراهبر، گروهی یا همراه با مربی — به اهداف شخصی، مرحله کار و سبک کاری نویسنده بستگی دارد.

چرا این گزارش برای مخاطب ایرانی ارزشمند است؟

جامعه فرهنگی و ادبی ایران همواره پر از نویسندگان، شاعران و مترجمان بااستعدادی بوده که در جست‌وجوی فضایی برای خلاقیت و تمرکز هستند. با گسترش علاقه به نویسندگی خلاق، نگارش رمان و خودزندگینامه در میان ایرانیان، نیاز به چنین فضاهایی در داخل کشور نیز به وضوح احساس می‌شود. این گزارش نه‌تنها پنجره‌ای به روی تجربیات بین‌المللی در این حوزه باز می‌کند، بلکه می‌تواند الهام‌بخش فعالان داخلی صنعت گردشگری و فرهنگ برای ایجاد و توسعه اقامتگاه‌های مشابه در نقاط بکر و الهام‌بخش ایران باشد.

ایران با دارا بودن طبیعت‌های متنوع — از جنگل‌های شمال تا کویرهای مرکزی و کوهستان‌های زاگرس — پتانسیل فوق‌العاده‌ای برای میزبانی چنین مکان‌هایی دارد. آشنایی با مدل‌های مختلف اجرایی (خودراهبر، گروهی، تخصصی) و خدمات جنبی مانند تغذیه سالم، مدیتیشن و راهنمایی ادبی که در این گزارش به آن‌ها اشاره شده، می‌تواند نقشه راهی برای سرمایه‌گذاران و متولیان فرهنگی ایرانی باشد تا با درنظرگرفتن بافت محلی، فضاهایی خلاق و مولد در داخل کشور ایجاد کنند و به رونق گردشگری ادبی و فرهنگی کمک شایانی نمایند.

تحلیل کاربردی برای مدیران صنعت گردشگری ایران

گزارش حاضر یک فرصت مطالعاتی عالی برای مدیران و سرمایه‌گذاران حوزه گردشگری در ایران است. مفهوم «اقامتگاه‌های تخصصی» یا «ریتریت‌های موضوعی» — که نویسندگی تنها یک نمونه از آن است — می‌تواند به یک بخش متمایز و پررونق در صنعت گردشگری کشور تبدیل شود. این مدل، گردشگری را از حالت انبوه و بازدیدهای گذرا خارج کرده و به سمت اقامت‌های طولانی‌تر، باکیفیت‌تر و هدفمند سوق می‌دهد که ارزش افزوده بالاتری ایجاد می‌کند. ایجاد چنین فضاهایی در روستاها یا مناطق طبیعی می‌تواند به توسعه پایدار محلی، ایجاد اشتغال و احیای میراث فرهنگی و طبیعی منجر شود.

برای اجرا، لازم است ابتدا مطالعات دقیقی بر روی علاقه‌مندی‌های جامعه هدف داخلی و بین‌المللی (مانند نویسندگی، نقاشی، عکاسی، یوگا، مدیتیشن) انجام شود. سپس با همکاری اهالی فرهنگ و هنر، برنامه‌های ساختاریافته طراحی گردد. تأمین امنیت، آرامش، اینترنت پرسرعت، تغذیه مناسب و امکان تعامل سازنده، از ارکان اصلی موفقیت چنین مکان‌هایی است. تبلیغات هدفمند برای جذب مخاطبان خاص از داخل و خارج کشور و همکاری با آژانس‌های مسافرتی تخصصی می‌تواند تضمین‌کننده موفقیت اقتصادی این طرح‌ها باشد. این رویکرد، ایران را نه فقط به عنوان مقصدی برای دیدن آثار تاریخی، که به عنوان مقصدی برای خلق آثار جدید معرفی خواهد کرد.

تبلیغات

مطالب مرتبط

پیاده‌روی «سقف انگلستان» در پنینز؛ تجربه‌ای بر فراز جهان

روی علفزارهای لانگلی، باد شدیدتری می وزد. بوته هایی که زیر پاهایم هستند، جاده باستانی «می دن وی» را پوشانده اند، که شاید مرتفع ترین مسیر رومی در بریتا...

سفرهای بابک؛ بابی و هزار راه نرفته!

خیلی ناگهانی تصمیم به سفری کوتاه به حومه را گرفتم و از آن جایی که سفر و مسافر، جاده و عابر یکدیگر را پیدا می کنند و بدون هر کدام، آن یکی ناتمام و بی م...

تجربه‌ی سفرهای تحول‌آفرین خود را با ما در میان بگذارید

به دنبال شنیدن داستان های سفرهای تحول آفرین شما هستیم. شاید یک سفر سلامتی، یک ماجراجویی در طبیعت یا اولین تجربه ی فعالیتی جدید باشد. بهترین توصیه، برن...