زهرا جلیلی (مجله سفرنویسان)
تعطیلات دخترانه متفاوت: ماجراجویی و خلاقیت در کارمارتنشر
به گزارش پایگاه خبری سفرنویسان، عطر شمعهای دستساز در فروشگاه «لیتل ولش درسر» در شهر لیاندیلو فضای مطبوعی ایجاد کرده بود. این شهر بازار پررونق ولزی، کانونی برای هنر و صنایع دستی است؛ جایی که پتوهای معروف پشمی دینفور در آن بافته میشود و گالریها و مغازههای عتیقهفروشی فراوانی دارد و برای گشتوگذار بسیار دلنشین است. نگاهمان روی کارتهای تبریک و لیوانهای دستسازی افتاد که با واژههای ولزی مهر شده بودند. روی یکی نوشته بود: «کوچ». تلفظش «کاچ» است و معادل مستقیمی در انگلیسی ندارد. صاحب مغازه توضیح داد: «این یک آغوش گرم و بزرگ است، اما فراتر از آن، یک حس است، احساس تعلق.» واژهای که تعریفکننده تعطیلات آخر هفته ما شد.
من و دوستم آنا به اینجا آمده بودیم تا اقامتهای جدید «خواهری» وبسایت «دیسکاور کارمارتنشر» را تجربه کنیم که به روند رو به رشد سفرهای گروهی زنان میپردازد؛ سفرهایی که به جای آخر هفتههای دخترانه متمرکز بر نوشیدنی، بر کسب مهارتهای جدید و تجربیات مرتبط با تندرستی تمرکز دارند. برای کسانی که میخواهند اقامت از پیش برنامهریزیشده داشته باشند، بخش «خواهری مرتب» در وبسایت وجود دارد، اما گروههایی با هر اندازه میتوانند سفر سفارشی خود را با انتخاب غرب، مرکز یا ساحل کارمارتنشر، گزینش محل اقامت (از انبارهای قدیمی تا اقامتگاههای کمپینگ لوکس) و سپس انتخاب تجربیاتی که توسط «وایلد کین» ارائه میشود، بسازند. این مجموعه شامل سفالگران، نقاشان، گیاهیابان ساحلی، مربیان اسب، راهنمایان پیادهروی، سازندگان و ماساژدرمانها است.
ما کلبه سنگی روستایی «آردرفین فارمهاوس» را در حومه تاریخی کارمارتن انتخاب کردیم که حمامی با پایه چنگالی و شومینهای بزرگ داشت. ما را به یاد کلبه فیلم «تعطیلات» انداخت.
بعد از استقرار، پانزده دقیقه رانندگی کردیم تا برای شام به شهر برویم. «کارمارتن هنوز جامعهای از کشاورزان است و انجمن زنان در اینجا هنوز بسیار پررونق است.» این را ریچل ویلیامز، صاحب رستوران «نیو کیوریاسیتی» گفت که با همسرش، دانیل، که سرآشپز است، آن را به صورت آخر هفتهها و با منوی فصلی اداره میکند. او گفت: «معمولاً همه سر میزهای ما همدیگر را میشناسند – خانه من خانه شماست.» این را گفت در حالی که من مشغول خوردن یک استیک سردوش ولزی با پخت عالی بودم.
روند رو به رشدی وجود دارد که زنان آخر هفتههای دخترانه متمرکز بر نوشیدنی را با سفرهایی عوض میکنند که بر مهارت و تندرستی تمرکز دارند.
روز شنبه، خورشید کمنور سایههای درختان لخت را روی زمینهای یخزده میانداخت، در حالی که ما به سمت تپهها میرفتیم تا با یوکا کیلکلی، معروف به «سفالگر هلندی روی تپه»، ملاقات کنیم. او استودیوی سفالگری «سیرامیک» خود را در یک انبار بازسازیشده در یک مزرعه گوسفند اداره میکند. داخل، دیوارهای سنگی تختهای با لکههای گِل پوشیده شده بود.
کار را با «وجینگ» شروع کردیم – ورز دادن گِل برای نرم کردن آن، یکدست کردن بافتش و اطمینان از نبود حباب هوا در آن. این کار به نیروی زیادی نیاز داشت. یوکا با لبخند گفت: «هیچ سفالگری بازوی شل ندارد»، در حالی که ما تقلا میکردیم و او گِلش را نرم و مانند خمیر نان نشان میداد. گِلمان را به چهار قسمت تقسیم کردیم، یک تکه را روی چرخ سفالگری کوبیدیم و با چرخش آن، شروع به شکلدادن به آن کردیم. یوکا گفت: «شخصیت افراد، سفالشان را شکل میدهد.» گِل من به فنجان قهوه تبدیل شد و گِل آنا به یک کاسه، که بعداً آن را با لعاب رنگآمیزی کردیم. او افزود: «این یک تمرین ذهنی است.» با تابش پرتوهای خورشید زمستانی از پنجرههای استودیو و حس گِل خاکی که در کف دستانم میچرخید، واقعاً در لحظه حضور داشتم.
بعدازظهر، به سمت لانستفان راندیم تا پیادهروی کوتاهی در کنار شنهای مصب رودخانه تیوی داشته باشیم. روی تپه، سایه دنداندندانی قلعه ۸۰۰ ساله لانستفان دیده میشد. جزر، ردیفی از صدفهای سفید استخوانی و حوضچههای کمعمقی به جا گذاشته بود که غروب سرخرنگ را منعکس میکردند. آنا که علاقهمند به پرندهنگری است، با دوربین آماده، به دنبال گیلار و قار بود. فرصت دیدن او در محیط طبیعیاش زیاد پیش نمیآید.
در ولز تاریخچهای از دیدارهای زنان داریم، به ویژه هنگام تهیه غذا – دوشیدن شیر، زدن کره، از این قبیل کارها.
به کلبه آردرفین فارمهاوس بازگشتیم و فعالیت بعدی ما در انتظارمان بود. لوری جانستون، معلم یوگا و کشاورز گلهای ارگانیک در نزدیکی نانتگاردیگ است. ما در اتاق نشیمن آتش روشن کردیم و او ما را در یک جلسه ملایم یوگا راهنمایی کرد. سپس، با انرژی کیکهای شکلاتی که او از یک نانوایی محلی آورده بود، به ما یاد داد که حلقههای بید را با پیچک، اکالیپتوس، کاجدانه و کوکب خشکشده از مزرعه خودش تزئین کنیم و ابتدا بید را به آرامی گرم کنیم تا به شکل دایره درآید.
لوری گفت: «من عاشق انجام این کارم چون مردم را در فصلها و زمین ریشهدار میکند.» او به ما گفت که واژه ولزی برای خواهری «چوآرولایت» است. «یعنی خواهران در کنار هم. در ولز تاریخچهای از دیدارهای زنان داریم، به ویژه هنگام تهیه غذا – دوشیدن شیر، زدن کره، از این قبیل کارها.»
بعد از رفتن لوری، من و آنا با یک پیکنیک گورمه از کوفتههای خانگی در سس گوجهفرنگی و سپس کیک زنجبیل با سس کارامل که توسط «رایتس فود» تحویل داده شده بود، شام خوردیم. آتش را دوباره برافروختیم و روی مبلهای راحتی عمیق نشستیم و تا پاسی از شب صحبت کردیم، در حالی که چوبهای در حال خاکستر شدن صدای هیس و ترقترق میدادند.
یکشنبه با بارانی که روی زمینها میبارید، آغاز شد. ماشین را به سمت نیوکاسل املین راندم تا با الن بوون، معلم سابق دبستان که حالا جواهرساز شده، ملاقات کنم. او کارگاههای ساخت جواهرات نقره و طلا را در خانه خود برگزار میکند. او تنها در سال ۲۰۲۳، پس از به دنیا آوردن دختران دوقلو و تصمیم به تغییر شغل، به این کار روی آورد. او گفت: «فکر کردم، بله، یک صفحه اینستاگرام راه میاندازم و میبینم چه میشود – و مثل گلوله برفی بزرگ شد!» امسال، او برای ساخت تاج بهترین نویسنده داستان در «آیستدفود ملی» – بزرگترین جشنواره سالانه ولز که ادبیات، موسیقی و هنر ولزی را جشن میگیرد – انتخاب شد.
آنا ساخت یک دستبند را انتخاب کرد؛ من تصمیم به ساختن یک حلقه گرفتم. و با راهنمایی الن، چکش زدیم، لحیم کردیم و جلا دادیم و شخصیت خودمان را به قطعه دادیم، همانطور که در سفالگری انجام داده بودیم. بعد، دور میز جمع شدیم تا کاسههایی از «کاول» خانگی او – خورش ولزی – را تقسیم کنیم.
وقتی آنجا را ترک کردیم و با هر زنی که دیده بودیم خداحافظی و در آغوشش گرفتیم، به لیوانی فکر کردم که رویش «کوچ» چاپ شده بود – اینکه چطور فقط یک آغوش نبود، بلکه حس جمع شدن در آغوش هر یک از آفرینندگانی بود که وقتمان را با آنها گذرانده بودیم. این واژهای کامل برای آخر هفتهای بود که با هم، با سرگرمی، غذا و حس عمیقتری از نزدیکی به یکدیگر ساخته شد.
این سفر توسط «کمپین خواهری دیسکاور کارمارتنشر» ارائه شده است. کلبه آردرفین فارمهاوس ظرفیت ۸ بزرگسال را دارد و قیمت آن از ۷۷۲ پوند برای دو شب شروع میشود. فعالیتها (بر اساس گروه ۶ نفره یا بیشتر) شامل یک کارگاه نیمروزه سفالگری با سیرامیک از ۸۰ پوند به ازای هر نفر؛ یوگا و حلقهسازی با لوری جانستون به قیمت ۹۰ پوند به ازای هر نفر؛ و یک کارگاه جواهرسازی با الن بوون به قیمت ۱۳۰ پوند به ازای هر نفر، شامل ناهار میشود.
چرا این نوع سفر اهمیت دارد؟ تحلیل هزینه، امنیت و تصمیمات مسافر
این سبک جدید از سفرهای گروهی زنان، فراتر از یک تفریح ساده، نشاندهنده تغییر عمیقتری در اولویتهای مسافران است. مسافران امروزی، به ویژه زنان، به دنبال تجربیاتی هستند که علاوه بر استراحت و تفریح، ارزش افزوده داشته باشد؛ ارزشی که میتواند در قالب یادگیری یک مهارت جدید، ارتباط عمیقتر با طبیعت و فرهنگ محلی، یا تقویت تندرستی و آرامش درونی باشد. این گرایش، بازار گردشگری را به سمت ارائه بستههای تخصصیتر و معنادارتر سوق میدهد.
از نظر اقتصادی، چنین سفرهایی ممکن است در نگاه اول هزینهبرتر از یک اقامت معمولی به نظر برسند، اما ارزش دریافتی مسافر به مراتب بالاتر است. هزینهها نه صرفاً برای اقامت و خوراک، بلکه برای دسترسی به مربیان متخصص، مواد اولیه باکیفیت کارگاهها، و تجربیات منحصربهفردی است که خاطرهای ماندگار و حتی یک دست�سازه ارزشمند خلق میکنند. از منظر امنیت و راحتی، برنامهریزی و هدایت این سفرها توسط نهادهای محلی شناختهشده، ریسکهای سفرهای خودگردان را کاهش میدهد و فضایی امن و حمایتشده برای گروههای دوستانه فراهم میآورد. این امر تصمیمگیری برای انتخاب مقصد و نوع فعالیت را نیز آسانتر میکند.
چرا این گزارش برای مخاطب ایرانی جذاب و کاربردی است؟
الگوی سفرهای گروهی دخترانه یا دوستانه در ایران نیز در سالهای اخیر بسیار پررونق شده است. با این حال، محتوای غالب حول محور اقامت در ویلا، خرید و گشتوگذار شهری میچرخد. این گزارش الگویی نو و الهامبخش را معرفی میکند که چگونه میتوان یک سفر گروهی را غنیتر و پربارتر ساخت. نشان میدهد که ترکیب هنرهای دستی، فعالیتهای مبتنی بر طبیعت و مراقبت از خود، میتواند عمق و معنای جدیدی به دورهمیهای دوستانه ببخشد و پیوندهای عاطفی را مستحکمتر کند.
برای زنان ایرانی که به دنبال تجربیات متفاوت و فراموشنشدنی با دوستان خود هستند، این ایدهها میتواند بسیار کاربردی باشد. بسیاری از عناصر این سفر، مانند کارگاههای سفالگری، جواهرسازی، یوگا و تزئین با گیاهان خشک، در ایران نیز به راحتی قابل دسترسی و اجراست. این گزارش انگیزهای است برای خروج از چارچوبهای تکراری و برنامهریزی سفرهایی که علاوه بر لذت، مهارت و خاطرهای ملموس به ارمغان میآورند. همچنین نشان میدهد که گردشگری خلاق و تجربهمحور، میتواند فرصتی برای شناخت بهتر فرهنگ بومی و حمایت از صنعتگران و هنرمندان محلی باشد.
درسهایی برای مدیران گردشگری ایران: خلق تجربه، نه فقط اقامت
این گزارش نمونهای عالی از تحول در عرضه گردشگری است: حرکت از فروش «اقامت» به فروش «تجربه» و «خاطره». برای مدیران و فعالان صنعت گردشگری ایران، چندین نکته کلیدی قابل استخراج است. اولاً، نیاز به شناسایی و بستهبندی داراییهای ناملموس فرهنگی و طبیعی است. ایران مملو از هنرهای دستی، آیینهای محلی، مناظر بکر و دانش بومی است که میتواند پایه خلق چنین تجربیات منحصربهفردی قرار گیرد. ایجاد پلتفرمها یا اتحادهایی شبیه به «وایلد کین» برای گردآوری استادکاران، هنرمندان و راهنمایان محلی، گام اولیه ضروری است.
ثانیاً، بازاریابی و روایتگری باید بر احساسات و ارزشهای عمیقتر متمرکز شود. همانطور که واژه «کوچ» یا «خواهری» در این گزارش محور احساسی سفر را شکل میدهد، میتوان مفاهیمی مانند مهماننوازی اصیل ایرانی، حس تعلق به تاریخ کهن، یا آرامش حاکم بر طبیعت بکر را در قلب بستههای سفر ایرانی جای داد. ثالثاً، توسعه گردشگری مبتنی بر جامعه محلی و پایدار، کلید موفقیت بلندمدت است. مشارکت دادن مستقیم زنان روستایی، کشاورزان، صنعتگران و هنرمندان در زنجیره ارزش گردشگری، نهتنها درآمدزایی عادلانهتری ایجاد میکند، بلکه اصالت و جذابیت تجربه را نیز تضمین مینماید. این رویکرد، ایران را از یک مقصد تاریخی صرف، به مقصدی برای گردشگری خلاق و تجربهمحور تبدیل خواهد کرد.
مطالب مرتبط
سفر زمستانی به قلعههای افسانهای لوکزامبورگ با اتوبوس رایگان
یک سفر زمستانی به قلعه های افسانه ای لوکزامبورگ با استفاده از شبکه حمل و نقل عمومی کاملاً رایگان این کشور. از صومعه ای با نیایش های کهن گریگوریایی در...
خراسان جنوبی در پاییز میزبان صدها مسافر بینالمللی شد
در فصل پاییز امسال، بیش از ۳۷۰ گردشگر خارجی از کشورهایی مانند افغانستان، چین و ایتالیا از خراسان جنوبی بازدید کردند. مسئولان استان این آمار را نشانه ا...
آستروتوریسم در کاروانسرا: ضیافت نور بر بام تاریخ
کشف جادوی آسمان شب بر بام تاریخ؛ راهنمای جامع آستروتوریسم در کاروانسراهای ثبت جهانی یونسکو. بهترین مقاصد کویری ایران برای رصد ستارگان و عکاسی نجومی را...