جشنواره آتش نوروزی وایکینگها در شتلند؛ رویدادی بزرگتر از سال نو
پشت پردهای مهآلود، سپیدهدم بر فراز مجمعالجزایر شتلند طلوع میکند، یا تقریباً. در این فصل سال، روزها انگار هیچوقت بهطور کامل آغاز نمیشوند و با طولانی شدن شبهای زمستان، داشتن یک سرگرمی اهمیت ویژهای پیدا میکند. در لرویک، مرکز این مجمعالجزایر، مردم محلی راهی منحصربهفرد برای گذران وقت یافتهاند که در عین حال، تأثیرات عمیق اسکاندیناویایی بر فرهنگ و تاریخ منطقه را نیز گرامی میدارد.
صدایی لرزان و زمزمهوار کمکم قویتر میشود و از پشت یک پیچ خیابان، گروهی از جنگجویان نورس با لباسهای دستساز پدیدار میشوند. آنها تبر و سپرهای گرد به دست گرفتهاند و ریشهایشان بر روی زرههای چرمی آویزان است. پرچمهای فیروزهای رنگ با نماد هارالد اولافسون، پادشاه قرن سیزدهم جزیره من و جزایر غربی را حمل میکنند و سرودهای جنگی درباره پرچمهای کلاغ در سرزمینهای دور، مشعلهای فروزان و حکمرانی وایکینگها بر اقیانوسهای پهناور میخوانند.
همانطور که جمعیت نزدیک میشود، در پشت سر من در یک انبار باز میشود و یک کشتی بلند وایکینگی با پیشانی اژدها به رنگ آبی یخی، با طنابهایی که دهها نفر آن را میکشند، بیرون میآید. این کشتی زیبا امروز در خیابانهای لرویک رژه خواهد رفت و سپس در مراسمی نمادین به آتش کشیده میشود. این نقطه اوج جشنواره آتشین «آپ هِلیآ» در شتلند است. این عمل تخریب آیینی، یادآور ماندالای شنی در آیین بودایی تبتی است که در آن آثار هنری پیچیده کیهانشناختی خلق و سپس محو میشوند تا نمادی از وابسته نبودن و ناپایداری باشند. لیال گِیر، که در سالهای گذشته رهبری این رژه را بر عهده داشته و ریشی بهغایت وایکینگی دارد، میگوید: «این نماد تجدید است.» مردی که در میان جمعیت کنار ما ایستاده، توضیح دیگری دارد: «تمام زمستان اینجا کار دیگری برای انجام دادن وجود ندارد.»
جشن سال نو در شتلند در حال محو شدن است. دیگر کسی برای آن تلاشی نمیکند. آپ هِلیآ بزرگترین رویداد سال است.
پس از کریسمس، شادیها، کلاههای کاغذی و شمارش معکوس نیمهشب سیویکم دسامبر ممکن است کمی بیحوصلهکننده به نظر برسند. خوشبختانه، شتلند فرصت دومی برای استقبال از سال نو ارائه میدهد. مجموعه جشنوارههای آتش آپ هِلیآ بین ماههای ژانویه تا مارس این مجمعالجزایر را روشن میکنند. زمانبندی آنها به نشانه پایان جشن زمستانی پیشامسیحی یول است. یازده جشنواره در جزایر مختلف برگزار میشود، اما بزرگترین و شناختهشدهترین آنها در اواخر ژانویه در لرویک، واقع در جزیره اصلی شتلند، برپا میشود.
رژه، با کشتی در دنباله آن، از پیچ دیگری ناپدید میشود. اکنون برای تماشاگران وقفهای در برنامهها ایجاد میشود، اما نه برای وایکینگهای گروه اصلی رژه که به آنها «دسته جارل» میگویند. آنها روز را به انجام وظایف مختلف شهری میگذرانند: صبحانهای مفصل با شخصیتهای محلی، بازدید از مدارس و بیمارستانها، سپس ناهاری مجلل، و پس از آن رژههای بیشتر در خیابانها با خواندن سرود و به صدا درآوردن شمشیر و سپر و شادی عمومی.
من از این فرصت استفاده میکنم تا در مورد تاریخچه این رویداد اطلاعات بیشتری کسب کنم و جولین گریوک، راهنمای تور، را در کافهای با چشمانداز اقیانوس ملاقات میکنم. او میگوید: «جشن آپ هِلیآ لرویک بیش از صد سال است که برگزار میشود و من سی سال است که در آن شرکت میکنم.»
به نظر میرسد آپ هِلیآ در قرن نوزدهم آغاز شده، پس از آن که مردان جوان شتلند از جنگهای ناپلئونی با ذهنی خسته، تحمل کم برای بیحوصلگی و مهارتی در آتشبازی بازگشتند. آنها انرژی خود را صرف «غلطاندن بشکههای قیر» کردند؛ عملی که در آن بشکههای چوبی را با کاه و قیر پر میکردند، آتش میزدند و در شهر رژه میبردند. گروههای رقیب اغلب در خیابانها به زد و خورد میپرداختند.
صدها مرد با لباسهای مبدل – راهبهها، وامبلها، خدمتکاران فرانسوی – تجسم مدرن همان گروههای اولیه غلطاندن بشکه قیر هستند.
جولین میگوید این هرج و مرج برای مقامات بسیار زیاد بود و تا اواخر قرن نوزدهم، غلطاندن بشکههای قیر را متوقف کردند و به جای آن، ساختن و سوزاندن کشتی را جایگزین کردند. بدین ترتیب آپ هِلیآ به جشنی برای بزرگداشت میراث نوردیک شتلند و همچنین جشن سال نو و بازگشت نور تبدیل شد. او میگوید: «جشن سال نو در شتلند در حال محو شدن است. دیگر کسی برای آن تلاشی نمیکند. آپ هِلیآ بزرگترین رویداد سال است.»
وقتی از جولین خداحافظی میکنم، مدتها است که هوا تاریک شده. چراغهای خیابانهای لرویک برای آمادهسازی سوزاندن کشتی خاموش شدهاند و خیابانها مملو از هزاران نفر است. دسته جارل دوباره بیرون آمدهاند، چشمانی قرمزتر و حالتی شلتر از صبح به دلیل نوشیدنیهای روز، اما هنوز با صدایی رسا و این بار با مشعلهای فروزان. آنها توسط صدها مرد با لباسهای مبدل دنبال میشوند: راهبهها، وامبلها، خدمتکاران فرانسوی. اینها تجسم مدرن همان گروههای اولیه غلطاندن بشکه قیر هستند که امروزه زد و خورد در خیابانها را با اجرای نمایشهای کمدی در مکانهای مختلف لرویک در شب آپ هِلیآ عوض کردهاند.
رژه به یک پارک بازی در مرکز شهر میرود، جایی که کشتی آغشته به پارافین منتظر است. دسته جارل و همراهانشان مشعلهای روشن خود را به درون کشتی پرتاب میکنند و خیلی زود کشتی در آتش فرو میرود و جمعیت تماشاگر را گرم میکند. با فروکش کردن آتش و پراکنده شدن تماشاگران به سمت مکانهای گرم مهمانیهای بعدی شهر برای یک شب نمایش کمدی و رقص محلی، سوپ و ساندویچ و نوشیدنی فراوان، من به لاشه دودزده نگاه میکنم. فکر کردن به انرژی و مراقبتی که صرف خلق این کشتی شد و حالا به آتش کشیده شده، تقریباً دردناک است. تا این که سخنان لیال را در آن صبح به یاد میآورم، درباره قدرت آپ هِلیآ به عنوان وسیلهای برای تجدید. او گفته بود: «سال بعد دوباره یکی دیگر میسازیم. از نو شروع میکنیم.»
جشنواره آپ هِلیآ در سال ۲۰۲۶ در ۲۷ ژانویه در لرویک، شتلند برگزار خواهد شد.
مطالب مرتبط
برپایی نخستین جشنواره لباسهای محلی هرمزگان؛ فرصتی برای اقتصاد نوآور
نخستین رویداد لباس های سنتی هرمزگان با تأکید بر نقش اقتصادی این پوشاک افتتاح شد. مسئولان استان بر تبدیل هنرهای سنتی مانند خوس دوزی به محصولات رقابتی ب...
گشتی در دروازه میندوس بدروم: یادگاری از دوران باستان
به دروازه تاریخی میندوس در بدروم سفری داشته باشید، یادگاری از دوران ماسولوس و مقاومت در برابر اسکندر مقدونی. این بنای باشکوه با برج ها و خندق هایش، شا...
روابط گردشگری ایران و تایلند؛ علی اکبر عبدالملکی
علی اکبر عبدالملکی، رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران، درباره توسعه روابط گردشگری و تجاری ایران و تایلند توضیح می دهد. او بر تسهیل ویزا، ایجاد...
دیدگاه ها