محمد اسماعیل ارجمندی (ماهنامه سفرنویسان )
سفر زمستانی به قلعههای افسانهای لوکزامبورگ با اتوبوس رایگان
قله برج در مه ناپدید شده بود، اما صدای ناقوسهایش شفاف و رسا به گوش میرسید و فراتر از دروازههای صومعه، بر فراز دامنههای پوشیده از یخبندان درختان و تا پایین شهر در دره طنین انداخته بود. این آخرین فراخوان برای مراسم صبحگاهی بود. من در انتهای کلیسای مدرن که زمانی که صومعه سنت موریس و سنت مائوروس در سال ۱۹۱۰ به این تپه در کلروو، شمال لوکزامبورگ منتقل شد، ساخته شده بود، نشستم. سپس راهبان وارد شدند و گویی هزار سال را با خود بردند. سرودهای گریگوریایی آنها که به لاتین خوانده میشد، شبستان را پر کرد: ساده، آرامبخش و بیزمان. من فرد مذهبیای نیستم و حتی یک کلمه را هم متوجه نشدم، اما در عین حال، به شکلی کاملاً درکش کردم.
اگرچه مراسم مذهبی هر روز ساعت ۱۰ صبح در اینجا برگزار میشود، اما نوای آسمانی دعاهای راهبان به نظر کاملاً با این فصل سازگار بود. کلیسا را ترک کردم، مسیر پیادهروی علامتگذاری شدهای را انتخاب کردم و عمیقتر به جنگل رفتم و آن حال و هوا همچنان باقی ماند. هیچ کس دیگری اطراف نبود، هیچ بادی برای کندن آخرین برگهای چسبنده راش یا تکان دادن صنوبرهای سر به فلک کشیده وجود نداشت. صدای جیغ یک جی و پرهای یخ مویی که روی کندههای افتاده را پوشانده بود. همانند داخل کلیسا، همه چیز سکون و کمی جادو بود.
قلعه کلروو شبیه به یک صحنه دیزنی و دوستداشتنی به نظر میرسید، با چراغهای تزئینی که از برجهای سفیدش آویزان بودند
من با قطار به لوکزامبورگ آمده بودم، با این ایده که یک افسانه منجمد را پیدا کنم. این دوکنشین کوچک، تقریباً به اندازه دورست، تعداد غیرمنطقیای قلعه دارد – تا ۱۳۰ قلعه (بسته به تعریف شما). این میراث قرار گرفتن در قلب اروپای غربی و تحمل قرنها تهاجم است. برخی از این قلعهها برای بازدیدکنندگان بازسازی شدهاند؛ برخی مکانهایی هستند که میتوان در آنها اقامت کرد (با نرخهای پایینتر در خارج از فصل). جنگلهای یخزده، راهبان نیایشخوان و این واقعیت که تمام حمل و نقل عمومی رایگان است – شاید جادوییترین چیز از همه – را اضافه کنید و امیدهایم مبنی بر اینکه لوکزامبورگ میتواند یک تعطیلات زمستانی پراحساس باشد، در حال تحقق بود.
پیادهروی من در قلعه کلروو به پایان رسید. این قلعه قدمتش به قرن دوازدهم میرسد، اما در طول نبرد نومیدانه آردن در جنگ جهانی دوم که در دسامبر ۱۹۴۴ در این جنگلهای سرد رخ داد، تخریب شد. قلعه از آن زمان بازسازی شده و اکنون میزبان نمایشگاه عکس ثبتشده در یونسکو به نام «خانواده بشر» از دهه ۱۹۵۰ است. هنگام حرکت بین ۵۰۳ تصویر که توسط معتبرترین عکاسان آن دوران گرفته شده و افراد عادی را در تمام مراحل زندگی به تصویر میکشد و معمولی را فوقالعاده جلوه میدهد، تقریباً خالی بود. هیچ عنوان یا مکانی وجود ندارد؛ هر عکس داستان کامل خودش است، حاوی کثرت. این تجربه فوقالعاده الهامبخش بود.
شما نمیتوانید شب را در قلعه کلروو بگذرانید، اما ۱۰ دقیقه با اتوبوس (رایگان!) فاصله تا شاتو دورسپلت است، جایی که میتوانید در آن اقامت کنید. وقتی رسیدم، این قلعه شبیه به یک صحنه دیزنی و دوستداشتنی به نظر میرسید، با چراغهای تزئینی که از برجهای سفیدش آویزان بودند. هشتاد سال پیش، کاملاً متفاوت بود. گردان یکم پیادهنظام ۱۱۰ ارتش آمریکا در دسامبر ۱۹۴۴ مقر خود را اینجا داشت، قبل از اینکه توسط نیروهای آلمانی مغلوب شود. پس از جنگ، اورسپلت بیشتر به ویرانی افتاد، تا سال ۲۰۰۵ که یک کارآفرین محلی تصمیم گرفت آن را بازسازی و به یک هتل شیک تبدیل کند. من از اسپای مجلل و پیست یخی درخشان در حیاط صرف نظر کردم، اما از یک پینوت نویر میوهای لوکزامبورگی در بار کمنور لذت بردم که مانند یک بار مخفی در زیرزمینهای تاریخی قلعه پنهان شده است.
یکی از چشمگیرترین قلعههای کشور، ویاندن است (کمتر از یک ساعت از کلروو با اتوبوس رایگان)، یک غول استحکامات، که بر فراز رود اُور، در مرز آلمان اشراف دارد. این قلعه بین قرنهای یازدهم و چهاردهم بر روی پیهای رومی ساخته شد، بارها تغییر کرد، به حال خود رها شد و سپس از دهه ۱۹۷۰، با دقت به شکوه قرون وسطایی خود بازسازی شد. در یک روز زمستانی رنگپریده، ازدحامی نبود. من در تالارهای وسیع دولتی آن پرسه زدم و از تاریخ لایهلایه قابل مشاهده در مرکز بازدیدکنندگان که در اطراف حفاریهای گذشته ساخته شده، شگفتزده شدم.
این فقط قلعه نیست که به ویاندن حال و هوای افسانهای میدهد. رودخانه پیچدرپیچ، تپههای جنگلی فشرده و خود روستا با بقایای دیوارهای قرن سیزدهمی و خیابان اصلی سنگفرش زیبایش وجود دارد. من ترجیح دادم کاملاً از واقعیت در کافه آنسین سینما فرار کنم، یک سینمای سابق که میتوانید در آن قهوهای بگیرید، روی مبل بنشینید و هر چه روی صفحه بزرگ پخش میشود را تماشا کنید، در حالی که توسط وسایل فیلم احاطه شدهاید.
توقف نهایی من قلعهای بود متفاوت از همه. شاتو دو کلمانسی، نزدیک به مرز بلژیک، یک مهمانخانه پنج اتاقه و برنده جایزه بهترین میزبان سال ۲۰۲۵ گردشگری لوکزامبورگ است. این بنا که قدمتش به سال ۱۶۳۵ بازمیگردد، تنها یک عمارت مسکونی کوچک بوده و هیچ کارکرد نظامی نداشته است. وقتی پاسکال زیمر – جودوکار سابق، خیاط و معمار خودآموخته و مرمتگر ساختمانهای تاریخی – ۲۰ سال پیش آن را خرید، وضعیت بسیار بدی داشت و نیاز به تخریب یا بازسازی داشت. او ارزش واقعی ملک را دید و از پلهها خوشش آمد – «میتوانید بگویید من ۴۰۰ هزار یورو برای چند پله خرج کردم...» اعتراف کرد و به سنگهایی که به خوشایندی بر اثر ۴۰۰ سال عبور و مرور ساییده شده بودند، اشاره کرد.
«وقتی به قلعه فکر میکنی، به وینزر یا ورسای فکر میکنی. اما این یک قلعه لوکزامبورگی است، نه چندان گسترده، نه چندان خوب ساخته شده؛ نمیتوانی آن را به همان شکل بازسازی کنی.»
بنابراین، به این منظور، کلمانسی دیدگاه هنری شخصی پاسکال است. هر اتاق تم متفاوتی دارد، از «پگی» با سبک بل اپوک تا «دهه پر سر و صدا». «ادای احترام» به صنعت فولاد محلی که ثروت لوکزامبورگ بر آن بنا شده، پرداخته است. پاسکال گفت: «پدرم معدنچی بود. او مردی فروتن بود؛ میگفت تمام چیزی که میخواهد یک اتاق کوچک و تمیز است. این یک اتاق کوچک و تمیز است.» یک پتوی تکهدوزی تخت را پوشانده، در حالی که حمام از بتن صیقلی سیاه است، اشارهای به زندگی زیرزمینی. من در «شرلوک» اقامت کردم، یک سوئت فانتزی شرلکهولمزی؛ نشیمنگاه یک فروشگاه کنجکاوی با سبک استیمپانک پر از پرترههای خلقوخویی، ابزار علمی و گربههای تاکسیدرمی شده بود.
کار زیادی برای انجام دادن در شهر کلمانسی وجود ندارد، اگرچه این تقریباً مهم نبود. فقط ۴۰ دقیقه با حمل و نقل عمومی (گفتم که همه رایگان است!) تا شهر لوکزامبورگ فاصله بود، پایتختی که بر روی یک صخره پرتگاه مانند، شبیه به چیزی از یک کتاب داستان قرار گرفته است. فاصله کوتاهتری تا باشاراژ بود، جایی که در دِ براوستوف، یک آبجوسازی-رستوران دنج و گرم، که غذاهای کلاسیک لوکزامبورگی سرو میکند، احساس راحتی کردم – من یک واینزوسیسیس (سوسیس سنتی) دلچسب را نوش جان کردم. اما وقتی تاریکی فرود آمد، من نیز راضی بودم که در قلعهام با یک کتاب – قفسهها پر از آگاتا کریستی و کانن دویل بود – بمانم و از یک داستان زمستانی جایگزین لذت ببرم.
این سفر توسط سازمان گردشگری لوکزامبورگ و بایوی ارائه شد، که میتواند برنامههای سفری سفارشی از جمله بلیتهای یورواستار، پاس اینترریل و اقامت را ترتیب دهد. شاتو دو کلمانسی اتاقهای دو تخته از ۹۹ یورو دارد. شاتو دورسپلت اتاقهای دو تخته از ۱۷۴ یورو دارد.
مطالب مرتبط
آیا اقامتگاههای نویسندگی واقعاً مؤثرند؟ تجربهای از به پایان رساندن یک رمان
تجربه شخصی یک نویسنده از اقامت در چندین مرکز نویسندگی در بریتانیا که به او کمک کرد رمانش را به پایان برساند. گزارش به بررسی انواع مختلف این اقامتگاه ه...
ارتباط گردشگری با اهداف توسعه پایدار مروری بر اهداف 17 گانه
این صنعت به عنوان یکی از سریع ترین حوزه های اقتصادی در حال رشد جهان، سهم فزاینده ای در زمینه ایجاد شغل و تولید ثروت، رشد اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و...
شادگان در مسیر تبدیل شدن به مقصدی جهانی برای گردشگران طبیعت
فرماندار شادگان از برنامه های بلندپروازانه برای تبدیل این شهرستان به قطب گردشگری تالابی و ساحلی خبر داد. ثبت جهانی روستای صراخیه و توسعه زیرساخت هایی...