وقتی مهمان‌نوازی ادامه داشت، عده‌ای مشغول حاشیه‌سازی بودند!

نقدی بر اخلاق رسانه ای در روزهای بحرانی صنعت گردشگری و هتلداری ایران؛ چرا نقد منصفانه نباید فدای تیترهای جنجالی و حاشیه سازی رسانه ها شود؟
تبلیغات

نقدی بر اخلاق رسانه‌ای در روزهای دشوار صنعت گردشگری ایران

رسانه‌گری مسئولانه، در روزهای بحران بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا می‌کند؛ آنجا که مرز میان نقد منصفانه و تخریب، مرز میان مطالبه‌گری حرفه‌ای و منفعت‌طلبی شخصی است.

صنعت گردشگری و هتلداری ایران در یک سال گذشته، روزهای آسانی را پشت سر نگذاشته است. جنگ، تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی، نوسانات بازار و مجموعه‌ای از شرایط پیش‌بینی‌ناپذیر، بخش مهمی از ظرفیت‌ها و درآمدهای این صنعت را تحت تأثیر قرار داده‌اند. در چنین شرایطی، فعالیت در حوزه هتلداری صرفاً اداره یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی مستمر برای حفظ اشتغال، صیانت از سرمایه‌های ملی، ارائه خدمات به مردم و زنده نگه‌داشتن چراغ یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی و فرهنگی کشور است.

با این حال، در میانه همین دشواری‌ها، مدیران، کارشناسان و کارکنان بسیاری از مجموعه‌های گردشگری، به‌جای عقب‌نشینی، میدان خدمت را ترک نکردند. از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های متولی تا مدیران هتل‌ها، کارکنان بخش اقامت، نیروهای خدماتی و فعالان بخش خصوصی، هر یک به سهم خود کوشیدند چرخ این صنعت از حرکت نایستد.

ما که در متن این صنعت فعالیت می‌کنیم، از نزدیک شاهد تلاش‌هایی هستیم که شاید همه آن‌ها به تیتر خبرها راه پیدا نکنند؛ تلاش مدیرانی که در میان محدودیت‌های مالی، کاهش تقاضا، افزایش هزینه‌ها و نگرانی‌های ناشی از شرایط کشور، مسئولیت خود را ادامه دادند. پشت درهای بسیاری از هتل‌ها، زندگی و کار متوقف نشد. کارکنانی که می‌توانستند نگران آینده شغلی خود باشند، همچنان به استقبال مهمانان رفتند و مجموعه‌هایی که با دشواری‌های فراوان روبه‌رو بودند، برای حفظ کیفیت خدمات و استمرار فعالیت تلاش کردند. این واقعیت را نمی‌توان با چند تیتر جنجالی نادیده گرفت.

نقد کنید؛ اما واقعیت را قربانی تیتر نکنید

هیچ مدیری فراتر از نقد نیست و هیچ مجموعه‌ای نباید خود را از پاسخ‌گویی معاف بداند. رسانه‌ها حق دارند درباره عملکرد مدیران پرسش کنند، ضعف‌ها را نشان دهند و مطالبه‌گر شفافیت باشند. اتفاقاً صنعت گردشگری نیز برای اصلاح رویه‌ها، افزایش بهره‌وری و مقابله با ناکارآمدی، به رسانه‌های مستقل، حرفه‌ای و جسور نیاز دارد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که نقد عملکرد، جای خود را به قضاوت‌های شتاب‌زده می‌دهد؛ زمانی که شرایط عمومی اقتصاد، بحران‌های خارج از اختیار مجموعه‌ها و محدودیت‌های تحمیل‌شده بر صنعت، از روایت ماجرا حذف می‌شوند و تمام بار مشکلات بر دوش مدیرانی قرار می‌گیرد که خود در حال تلاش برای عبور از همان شرایط هستند.

آیا می‌توان آثار جنگ، تحریم، رکود اقتصادی و تغییر رفتار بازار را نادیده گرفت و هر پیامد نامطلوبی را صرفاً به تصمیم یک مدیر نسبت داد؟ آیا می‌توان بدون بررسی مستندات، شنیدن توضیحات طرف‌های مختلف و تفکیک عوامل بیرونی از ضعف‌های مدیریتی، حکمی رسانه‌ای صادر کرد و انتظار داشت نام این کار را مطالبه‌گری گذاشت؟

رسانه حرفه‌ای، پیش از انتشار یک اتهام، تحقیق می‌کند؛ پیش از قضاوت، اطلاعات را می‌سنجد و پیش از تبدیل یک مسئله پیچیده به تیتر جنجالی، مسئولیت اجتماعی خود را به یاد می‌آورد. نقد، زمانی ارزشمند است که به اصلاح منجر شود؛ نه آنکه پیچیدگی واقعیت را به خوراکی برای هیجان‌سازی تبدیل کند.

آیا رسانه، تریبون مطالبه‌گری است یا ابزار چانه‌زنی؟

نگرانی جدی‌تر زمانی شکل می‌گیرد که در فضای رسانه‌ای، شائبه استفاده از انتشار مطالب انتقادی برای دستیابی به منافع شخصی، موقعیت‌های سازمانی یا امتیازات حرفه‌ای مطرح می‌شود. چنین موضوعی، اگر مستند باشد، نیازمند بررسی دقیق و پاسخ‌گویی روشن است؛ زیرا رسانه، سرمایه‌ای عمومی به نام اعتماد در اختیار دارد و نباید آن را به ابزاری برای تسویه‌حساب یا چانه‌زنی تبدیل کند.

البته هر نقد تندی را نمی‌توان نشانه منفعت‌طلبی دانست و هر اختلافی میان یک رسانه و یک مجموعه اقتصادی، به معنای وجود انگیزه‌های غیرحرفه‌ای نیست. اتفاقاً رعایت همین تمایز، بخشی از اخلاق رسانه‌ای است. اما این پرسش همچنان پابرجاست: اگر مرز میان منافع عمومی و منافع شخصی مخدوش شود، چه چیزی از اعتبار رسانه باقی می‌ماند؟

رسانه‌ای که از مدیران مطالبه شفافیت می‌کند، خود نیز باید در برابر پرسش‌های حرفه‌ای پاسخ‌گو باشد. همان‌گونه که مدیر یک مجموعه اقتصادی نمی‌تواند به بهانه شرایط دشوار، از پاسخ‌گویی شانه خالی کند، هیچ رسانه‌ای نیز نباید به اعتبار عنوان خبرنگاری یا جایگاه رسانه‌ای خود، از ضرورت رعایت انصاف و مسئولیت‌پذیری فاصله بگیرد.

روزهایی که برخی به دنبال پناه بودند، هتل‌ها همچنان میزبان بودند

در روزهایی که نگرانی از شرایط کشور، بسیاری از خانواده‌ها و کسب‌وکارها را درگیر خود کرده بود، صنعت هتلداری همچنان مسئولیت میزبانی را بر عهده داشت. هتل‌ها فقط ساختمان‌هایی برای اقامت نیستند؛ در شرایط خاص، بخشی از زیرساخت خدمت‌رسانی کشورند و استمرار فعالیت آن‌ها به نیروی انسانی، مدیریت، تأمین منابع و تصمیم‌گیری در شرایط دشوار وابسته است.

در همان روزهایی که بسیاری از مردم به دنبال مکانی امن‌تر برای اقامت یا فاصله‌گرفتن از کانون نگرانی‌ها بودند، کارکنان و مدیران هتل‌ها در محل کار خود حضور داشتند تا خدمات موردنیاز مهمانان را ارائه کنند. این حضور، لزوماً به معنای نبود مشکل یا بی‌نقص‌بودن عملکرد همه مجموعه‌ها نیست؛ بلکه نشان می‌دهد در کنار نقدها و کاستی‌ها، واقعیت دیگری نیز وجود دارد که نباید از روایت عمومی حذف شود: تداوم خدمت در شرایطی که خودِ خدمت‌رسانان نیز از دشواری‌های همان روزها متأثر بوده‌اند.

این تلاش‌ها شایسته دیده‌شدن است؛ نه برای آنکه مدیران از نقد مصون بمانند، بلکه برای آنکه قضاوت درباره عملکرد آن‌ها بر پایه تصویری کامل‌تر و منصفانه‌تر شکل بگیرد.

صنعت گردشگری به امید واقعی نیاز دارد، نه سیاه‌نمایی و نه تبلیغات بی‌پشتوانه

جامعه امروز به رسانه‌هایی نیاز دارد که نه مشکلات را پنهان کنند و نه از مشکلات، تصویری بزرگ‌تر از واقعیت بسازند. همان‌قدر که تبلیغات یک‌سویه و نادیده‌گرفتن ضعف‌ها به اعتماد عمومی آسیب می‌زند، سیاه‌نمایی، تعمیم‌های غیرمستند و نادیده‌گرفتن تلاش‌های واقعی نیز می‌تواند امید و انگیزه را تضعیف کند.

امیدآفرینی به معنای چشم‌پوشی از واقعیت نیست؛ همان‌طور که انتقادکردن نیز مجوز نادیده‌گرفتن واقعیت‌های مثبت نیست. رسانه مسئول، هر دو سوی ماجرا را می‌بیند، میان خبر و تحلیل تفاوت قائل می‌شود، به طرف‌های مورد انتقاد فرصت پاسخ‌گویی می‌دهد و اجازه نمی‌دهد هیجان یک تیتر، جایگزین دقت و انصاف شود.

صنعت گردشگری ایران برای عبور از روزهای دشوار، به مدیران پاسخ‌گو، کارکنان توانمند، سیاست‌گذاری واقع‌بینانه و رسانه‌های حرفه‌ای نیاز دارد. رسانه‌هایی که بتوانند ظرفیت‌ها را معرفی کنند، ضعف‌ها را مستند سازند، راه‌حل پیشنهاد دهند و به‌جای دامن‌زدن به بی‌اعتمادی، زمینه گفت‌وگو و اصلاح را فراهم کنند.

سخن آخر

من به‌عنوان کسی که در متن صنعت هتلداری فعالیت می‌کند، برای خبرنگاران و رسانه‌هایی که در کنار نقد منصفانه، برای معرفی ظرفیت‌های کشور، بازتاب تلاش فعالان صنعت و تقویت امید اجتماعی قلم می‌زنند، احترام قائلم و قدردان زحمات آن‌ها هستم.

در مقابل، معتقدم هر جا انتشار مطالب غیرمستند، تحریف واقعیت یا بهره‌برداری شخصی از جایگاه رسانه‌ای جایگزین مسئولیت حرفه‌ای شود، باید درباره آن پرسش کرد و خواستار پاسخ‌گویی شد؛ نه به قصد خاموش‌کردن صدای منتقد، بلکه برای پاسداری از اعتبار رسانه و حق افکار عمومی برای دسترسی به اطلاعات دقیق.هیچ مدیری نباید از نقد منصفانه بگریزد؛ اما هیچ رسانه‌ای نیز نباید از مسئولیت انصاف فرار کند.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، به یادآوری این اصل نیاز داریم: نقد، اگر با حقیقت و مسئولیت همراه نباشد، الزاماً به اصلاح منجر نمی‌شود؛ همان‌گونه که امید، اگر بر واقعیت استوار نباشد، ماندگار نخواهد بود.

صنعت گردشگری ایران به هر دو نیاز دارد؛ هم نقد شجاعانه و مستند، هم روایت منصفانه تلاش‌هایی که در دشوارترین شرایط نیز برای خدمت به مردم ادامه دارند.

تبلیغات

مطالب مرتبط

جایگاه رفیع بانوان در رشد منطقه‌ای گردشگری

بانوان همواره در تحقق اعتمادسازی و جهت دهی به توسعه هنرهای سنتی و صنایع دستی مهیجی را برای ً مناطق دور افتاده و کمتر شناخته شده که پتانسیل های منحصر ب...

نقشه راه پایداری انرژی هتل‌ها

چگونه نیروگاه خورشیدی هیبریدی کوچک مقیاس ترازنامه مالی هتل ها را در بحران ناترازی برق تابستان ۱۴۰۵ نجات می دهد؟ راهنمای عملی پایداری عملیاتی (Operatio...

تاثیر کمپین‌های غذایی و نوشیدنی بر صنعت پذیرایی در آغاز سال

پویش های «ماه گیاهخواری» و «ماه بدون الکل» چگونه صنعت رستوران داری را تحت تأثیر قرار می دهند؟ یک گزارش تحلیلی از تغییرات در ترجیحات غذایی مسافران و گر...