ضخامت نهادی در گردشگری
گردشگری و گذار از سرمایه گذاری به شبکه سازی
گردشگری در سطح جهانی رفتهرفته به دوران اوج پیش از کرونا بازگشته و مطابق دادههای در سال ۲۰۲۵، تعداد گردشگران بینالمللی به حدود ۹۵٪ سطح قبل از همهگیری رسیده است و این نشان از بازگشت اعتماد و تقاضای جهانی در صنعت گردشگری است. تقاضایی که عرضهکنندگان را به تلاش و تکاپوی سرمایهگذاری بیشتر در این حوزه رهنمون ساخته و گردشگری را به یکی از بزرگترین صنایع اقتصادی جهان تبدیل کرده و پیشبینی میشود در سالهای آتی حدود ۱۰.۳٪ از کل GDP جهان را به خود اختصاص دهد که رقمی معادل ۱۱.۷ تریلیون دلار میشود، و این رقم هم یعنی میلیونها فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم و بهبود وضعیت کشورها و جوامعی که از این فرصت، به راحتی گذر نکردند و آن را به تور عقلانیت اقتصادی خود آوردهاند. صنعتی که برخلاف بسیاری از صنایع «بستر محدود» ندارد وهرچقدر سرمایهگذاری و امکانات توسعه داده شود، تقاضای بیشتری برای سفر و تجربه به وجود میآورد که میتواند به افزایش بهرهوری سرمایه نیز منجر شود. به طور مثال در صنعت نفت، اگر ظرفیت تولید و فروش تا حد مشخصی محدود است، ولی در صنعت گردشگری میتواند همزمان تقاضای بازار داخلی و جهانی را بدون سقف ذاتی جذب کند، البته تا زمانی که زیرساخت و خدمات عرضه شود.
همه این واقعیات اقتصادی و آمارهای جهانی حاکی از رونق صنعت گردشگری در سطح جهان است، اما در سطح داخل، اوضاع به شکل دیگری رقم خورده است و حال و روز این صنعت، چندان خوش نیست. صنعتی که میتوانست با توجه به پتانسیلهای بالقوه ایران، یکی از مهمترین منابع ارزآوری غیرنفتی باشد، خود متکی به ارز نفتی شده و به تبع آن آنقدررنجور است که پیشبینی میشود استهلاک در آن، از سرمایهگذاری پیشی گیرد. در حالیکه گردشگری حتی در کشورهای همسایه، مانند عربستان و ترکیه وضع دیگری دارند موفق شده اند گردشگری را به موتور پایدار ارزآوری تبدیل کنند، و این در حالی است که ایران با وجود مزیت های تمدنی و طبیعی کم نظیر، هم چنان از این ظرفیت راهبردی به صورت حداقلی و ناکارآمد، استفاده می کند.
از این مقایسه های سهمگین ایران و مطقه و دنیا، پرسش سنگین و حزین «چرا بر این صنعت، چنین رفته است؟» یقه هر فعال گردشگری را سفت میگیرد، تا به پاسخی برسد و چارهای بر این وضعیت بیاندیشد.
روشن است که پاسخ به این سوال و آسیبشناسی صنعت گردشگری در ایران، در توان و حوصله این یادداشت کوتاه نیست، و تنها از یک منظر که برآمده از وظیفه خودتعریفشده در این صنعت است، به این معضل پرداخته میشود؛ منظری که ریشه در رهیافت نهادی دارد. در این نظام فکری-اقتصادی، تعبیری وجود دارد با عنوان «ضخامت نهادی» وجود دارد که به رغم قدمت سیساله آن در دنیا ، هنوز جایگاه خود را در ایران، در میان طرحها و پژوهشها پیدا نکرده است. به طور مختصر در ادبیات اقتصاد نهادی و توسعه پایدار، این عنوان دلالت دارد بر وجود، تراکم، تنوع و هماهنگی نهادهایی که یک بخش اقتصادی را پشتیبانی میکنند. با این توضیح کوتاه، به طور خاص، در صنعت گردشگری، «ضخامت نهادی» شامل چنین نهادهایی میشود: مراکز اقامتی و پذیرایی، نهادهای آموزشی و مهارتساز، نهادهای تنظیمگر، شبکه حملونقل، شرکتهای خدمات مکمل، برندها و شبکههای بازاریابی، نهادهای مالی و سرمایهگذاری و تسهیلگر و... نقش هریک از این نهادها در اکوسیستم گردشگری، بینیاز از توضیح است، اما یک یافته IMF (صندوق بینالمللی پول) در این میان مهم و قابل ذکر است، و آن اینکه کشورهایی با گردشگری نهادمند شده، نهفقط رشد بالاتر، بلکه نوسان کمتر و تابآوری بیشتر و در نهایت توسعه متوازن دارند. این نتیجه در خصوص اقتصادهایی مثل ایران که اندازه آنها در مقیاس جهانی کوچک و به بیرون وابسته است، اعتبار بیشتری دارد. براساس همین ملاحظات، هلدینگ هگتا، در رویکرد جدید خود، از «سرمایهگذار پروژهای» به «شبکهساز نهادی» عبور کرده است. البته این رویکرد، به معنای جایگزینی شبکه سازی با سرمایه گذاری نیست، بلکه راهی است برای تبدیل سرمایه محدود به ظرفیت گسترده، کاهش ریسک نهادی و خلق ارزش راهبردی فراتر از سود پروژه ای. چراکه در این رویکرد، در واقع دو کشور با جاذبههای طبیعی مشابه و حتی سرمایهگذاری فیزیکی مشابه، میتوانند نرخ بازده کاملا متفاوتی داشته باشند، صرفاً بهدلیل تفاوت در نهادها، شبکهها و هماهنگی بازیگران. از این رو ظرفیتهای مغفول هگتا، در این دوره فعال شدهاند تا این ارتباطات شکل گیرد و بین فعالان گردشگری، همافزایی بهوجود آید. چراکه مطالعات گردشگری و شواهد اقتصادی نشان دادهاند گردشگری بدون ضخامت نهادی، بازده را میبلعد و در دام بهرهوری پایین، گرفتار میکند. زیرا هزینه نیروی انسانی بالا میرود، کیفیت ناپایدار میشود، برند شکل نمیگیرد و شوکهای سیاسی و ارزی، ضربههای شدیدی به این صنعت وارد میسازند.
ما امیدواریم با تکیه به قابلیتهای سازمانی و ظرفیتهای ملی و توانمندیهای فعالان گردشگری، شبکههای مورد نیاز این صنعت را توسعه دهیم تا گردشگری ایران نه تنها به یک بخش اقتصادی پایدار و تابآور تبدیل شود، بلکه فرصتهای اشتغال، سرمایهگذاری و تعاملات فرهنگی را به حداکثر برساند و تصویر ایران را در جهان بهعنوان مقصدی جذاب تثبیت کند؛ ایرانِ زرتشت و کوروش، ایرانِ سعدی و خیام، ایرانِ شیر خدا و رستم دستان، حتما شایسته این جایگاه و تعالی است.
مطالب مرتبط
گنج میسر نمیشود!
آیا برنامه ریزی شفاف و عملگرا برای پیشرفت صنعت گردشگری ایران وجود دارد؟ سرمقاله محمد اسماعیل ارجمندی در مجله سفرنویسان، به بررسی چالش ها، نادیده گرفتن...
دیپلماسی گردشگری؛ ابزار نرم ایران برای نفوذ منطقهای؟
سرمقاله شماره ۱۰ مجله سفرنویسان: نقد استراتژی دیپلماسی گردشگری ایران؛ آیا لغو روادید و همکاری با کشورهای شرقی جایگزینی پایدار برای تحریم هاست یا تنها...
اهمیت گردشگری در توسعه پایدار اقتصادی و فرهنگی ایران
ابراهیم پور فرج ریاست جامعه تورگردانان ایران - امـروزه صحبـت از اهمیـت اقتصـاد گردشـگری نـه تنهـا از منظـر متخصصـان، بلکـه از نظـر مـردم عامـه نیـز بس...
دیدگاه ها