زمان تغییر با تکنوکراسی
ای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت / این شام، صبح گردد و این شب، سحر شود
متاسفانه این بیت شعر (خواجوی کرمانی) حکایت این روزهای صنعت گردشگری ایران است. آنچه مسلم است، بخش خصوصی در این حوزه آسیب بسیاری را -مستقیما -متحمل شده است و برای گذر از این دوران سخت و ورود مجدد به بازار جهانی، نیازمند یاری و مساعدت است. اخبار خوب از بازگشایی مرزها و صدور ویزاهای گردشگری، تنها حاصلش لبخند نیمه جانی بر لب فعالان حوزه گردشگری در ایران بوده است. چرا که موانع، مشکلات و کاستیها همچنان به قوت خود باقی است. چنانچه به نظر میرسد، مسئولان امر همچنان در شک و تردید هستند که رویکرد اقتصادی و ارز آوری را از صنعت نفت به صنعت گردشگری منتقل کنند.
حال آنکه بارها -در طی حداقل این دو سال اخیر- کارشناسان و صاحب نظران به این موضوع به تفصیل سخن گفته و آنرا مورد موشکافی قرار دادهاند. مشکلات اقتصادی مجموعههای خصوصی که منجر به تعدیل نیرو یا ورشکسته شدن کامل شرکتها شده است، بر درصد آمار بیکاری جامعه افزوده و تحریمها، فشاری مضاعف بر گرده فعالان صنعت گردشگری وارد آوره است. آنچه اکنون جهان را نوید و وعده روزگاری رو به بهبودی میدهد، در ایران تنها هشداری است که قرار است از این قافله نیز عقب بمانیم! در ماه های پایانی سال 1400 رویدادهایی برگزار شد که شاید روزنه ای از نور در مقابل دیدگان بخش خصوصی که از سال 1398 تاکنون فراز و نشیب بسیاری را از سر گذرانده است، باز کرد. برای نیل به اهدافی که در این رویدادها برشمرده شد، اولین و شایستهترین حرکت ارتقا و جایگزینی زیرساختها طبق استانداردهای بینالمللی برای رقابت جهانی است.
رقبای منطقهای برای ایران کم نیستند و آنچه رقابت را برای ایران سختتر میکند، ناهماهنگی بین وزارتخانهها در تسهیل قوانین و عدم حمایت از بخش خصوصی است. عدم تمرکز بر شناسایی هدف، نداشتن برنامه مناسب در زمینه بازاریابی و بسته بودن مسیر توسعه در روابط گردشگری برای بخش خصوصی از دیگر موانعی است که بر سر راه پیشرفت این صنعت در ایران وجود دارد. هدف قرار دادن بازارهای جدید از جمله کشورهای اسلامی و آفریقا برای افزایش سهم بازار با سیاستگذاریهای آزموده شده، امکانپذیر نخواهد بود. باید تغییر کرد آنگونه که طی زمان جهان تغییر کرده است. ورنه ثابت ماندن در این جهان در حال پیشرفت و حرکت رو به جلو، سقوط در ورطه فراموشی است. تکنو کراسی در جهان ثابت شده است. زمانیکه مدیران ناکارآمد و غیر متخصص را کنار بزنیم و نیروهای آموزش دید به کار بگیریم و مدیران تکنوکرات را روی کار آوریم، تغییر و پیشرفت شروع خواهد شد.
زمانی که به جای بستن درهای گردشگری آن را به متخصصان واگذار کنیم و بودجه لازم را برای آنها فراهم شود می توانیم امید ایجاد اشتغال در حین و به بهبودی کشور در 10 سال آینده داشته باشیم. مشکلات امروز ما حاصل تصمیمات ناپایدار و اشتباه مدیران گذشته و عدم توجه کافی به گردشگری بوده است تا جایی که تحریم نفت کشور بازیچه دست دولتهای غربی و دلالان داخلی است. حال اگر 10 سال پیش تکنوکرات های واقعی را روانه بازار گردشگری کرده بودیم و اختیارات و حمایت های لازم را انجام می دادیم امروز شاهد کاهش قدرت غرب و استقلال مالی بدون نیاز به نفت بودیم و در اوپک از سر شکم سیری تصمیم می گرفتیم و چاه های نفت ملی را بسته و تمرکز را بر چاهای مشترک می گذاشتیم، تا با این راه حل ساده و عملیاتی قیمت نفت را به نفع مردم و گردشگری افزایش دهیم. اما چه سود که گوش ها و چشم ها گویی ناشنوا و کور هستند؟!
محمد اسماعیل ارجمندی مدیر مسئول مجله سفرنویسان
مطالب مرتبط
سرمقاله شماره 5؛ قدم اول
این روزها مرا بسیار یاد گردشگری سلامت ایران می اندازد. هربار که به گردشگری، حوزه و گستره وسیع اش می اندیشم، پتانسیل های برجسته آن در مقابل دیدگانم روش...
سرمقاله شماره 1؛ تولد مجله سفرنویسان
از دیرباز، سفر راهی برای کشف، کسب و یافتن آگاهی و دانش بود. با آنکه بسیار طاقت فرسا و پرمخاطره بود، مردان بزرگ باور داشتند آنچه با گذشتن از شهرها و اق...
معرفی مجله گردشگری سفرنویسان
معرفی مجله سفرنویسان : سرمقاله شماره 1 معرفی مجله گردشگری سفرنویسان - از دیرباز، سفر، راهی برای کشف، کسب و یافتن آگاهی و دانش بود. با آن که...