توسعه گردشگری موانع و راهکارها
پایگاه خبری سفر نویسان- توسعه گردشگری مصاحبه با ابراهیم پورفرج ریاست سابق جامعه تورگردانان ایران
مقدمه
مجله سفرنویسان به دفعات پای صحبتهای ابراهیم پورفرج نشسته است. وی همچون سایر دستاندکاران و دلسوزان بخش خصوصی، موانع و مشکلات صنعت گردشگری را بارها بیان کرده است. اما هربار همان مشکلات تکراری بی آنکه حتی کمی تقلیل یافته باشند، بر سر راه پیشروان این صنعت، قد علم میکنند. آسیبی که صنعت گردشگری، به دلیل کمبود و غیراستاندارد بودن زیرساختها متحمل شده است؛ بر هیچ کدام از فعالان این صنعت پوشیده نیست. گله بخش خصوصی از بخش دولتی برای عدم حمایتها و عدم تسهیلگری قوانین نیز بحث تازهای نیست. اما آنچه هر بار در اینگونه مصاحبهها بیشتر دردآور است، درخواست توجه است! توجهی که سالها است فعالان حوزه گردشگری، از مسئولان ذیربط استدعا دارند و طی دو سال گذشته مستقیم آن را به عنوان حقی مخدوش شده، طلب میکنند. حلقه های مفقوده کجا است؟ دست روی کدام نقطه ضعف بگذاریم و اول کدام بحران را برطرف سازیم؟ در مصاحبه پیش رو ریاست جامعه تورگردانان ایران، ناگفته هایش را با ما به اشتراک میگذارد تا مشکلات و چالشها را بر سر راه او و فعالان حوزه گردشگری لمس کنیم.
*نظر شخصی شما پیرامون توسعه روابط بینالمللی گردشگری ایران، در دوران پساکرونا چیست؟
کرونا از زمانی که به ایران وارد شد، تا امروز، با عث رکودی سه ساله شد؛ کارها را به تعویق انداخت. البته در مصاحبههای پیشین به تکرار به این نکته اشاره کردهام که جدا ماندن ایران از بازار جهانی، چندی پیش از شیوع کرونا آغاز شده بود. مهر 98 عملا شرکتهای تورآور تعطیل و بعد هم عملا کل جهان رو به انزوا رفت. خدا را شکر اما اکنون تقریبا تحت کنترل درآمده و کارها شروع شده است. مذاکرات ما با شرکتهایی که پیشتر با آنها کار میکردیم نیز آغاز شده است. ما طی جلساتی به تفصیل گفتگو کردیم و در حال بررسی نمایشگاهها هستیم تا در آنها حضور پیدا کنیم. چرا که سه سال است شرکتهای ما منفعل ماندهاند. تصمیم اینکه کدام نمایشگاه برای ما دارای اهمیت است و بیشتر میتوانیم از آن منتفع شویم، باید به دقت اتخاذ شود. چرا که نمیتوانیم به تمام نمایشگاههایی که در گذشته میرفتیم، برویم. تنها به یک شرط میتوانیم شانسی مضاعف برای حضور در نمایشگاهها داشته باشیم، اینکه اراده دولت شکوفا شود و از بخش خصوصی حمایت کند. وقتی میگوییم سه سال تعطیل بودهایم، یعنی اگر پساندازی هم بوده باشد(!)، در این سه سال، شرکتهای خصوصی از پس انداز خود نیز استفاده کردهاند و پشتوانهای ندارند. یک اتفاق دیگر نیز که فشار مضاعفی بر ما وارد آورد، این بوده که اگر سالهای گذشته میتوانستیم با 200 میلیون به یک نمایشگاه برویم، در حال حاضر 400 میلیون نیاز داریم. چون هزینهها بالا رفته است. (به عبارتی دیگر ارزش پول ما پایین آمده است.) ما سعی میکنیم بازار سنتیمان را به کمک نمایشگاهها، حفظ کنیم و آن را حداقل به جایگاه سابق خود بازگردانیم. اما با مشکلی جدی روبرو شدهایم. اینکه قبل از کرونا وضع اقتصادی دنیا خوب بود! اگر بازار گردشگری جانی داشت به پشتوانه وضع اقتصادی به سامان دنیا بود. پاندمی برای کل دنیا بود. تعطیلی اجباری که موجب متضرر شدن تمامی دولتها شد. همه مردم دنیا بیپول شدهاند و هم اقتصاد وضع نابسامانی دارد و تورم نیز این میان بسیار سنگین است. هتلی که ما شبی یک میلیون اجاره میکردیم 2 الی 3 برابر افزایش نرخ داشته است. ماشینی که روزانه 1 میلیون و 299 هزار اجاره میکردیم، اکنون اجاره آن 4 میلیون شده است. چرا؟ لازم است، یک تیم اقتصادی، این مسائل را بررسی کند. چرا باید اینگونه باشد؟ چرا پول ما اینقدر روز به روز بیارزشتر میشود. ما پشتوانه نفت و طلا را داریم. ما سنگهای معدنی گرانقیمت داریم، منابع طبیعی ارزشمند داریم. اما چه شده است که پول ما، روز به روز بیارزشتر میشود؟ در نهایت واضح این است که هم باید وضعیت بهم ریخته مردم را در نظر بگیریم، که بتوانند سفر کنند، هم بتوانیم کشورهای مقصدی را بیابیم که کم هزینه باشد. در حال حاضر قیمتهایمان خیلی بالا رفته است. شما سابق بر این به قیمت 120 هزار تومان غذا می خوردید، همان غذا امروز اگر برای شما سرو شود، 300 هزار تومان هزینه خواهد داشت. این گرانی و تورم است. تورم روی کل قیمتهای ما تاثیر گذاشته است. ما در شرایطی که اقتصاد جهان، اوضاع خوبی ندارد، افزایش قیمت سنگینی داریم. این در تضاد با قطعیت این امر است که برای گردشگر،کشوری در اولویت سفر است، که نرخ هزینههای سفرش کمتر باشد. حال آنکه ما در ایران، نسبت به سه سال پیش، افزایش 3 برابری داشتیم. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ایران چه مزیتی دارد که گردشگر را جذب کند؟ آثار تاریخی و فرهنگی؟ ترکیه نیز آثار فرهنگی و تاریخی دارد و در همسایگی ما نیز قرار گرفته است. تقریبا هم شباهتهای نزدیکی با ما دارد. (کلا شرق آثار غنی فرهنگی دارد.) پس تمام منطقه، رقیب ما شدهاند. شاید در صنعت گردشگریمان، دولتمردان مغرور به داشتههایمان شدهاند. اما این منطقی نیست وقتی، رقیب سرسختی چون ترکیه داریم. گردشگر در مقایسه ایران و ترکیه، به سمت ترکیه که هزینههای کمتری دارد، جذب خواهد شد. از منظری دیگر کاستیها را بررسی میکنم، چند هتل پنج ستاره داریم؟ به فرض مثال، در همین تهران؟ در خوشبینانهترین سرشماری، 5 هتل داریم. گرچه، این 5 ستارههای ما نیز طبق استاندارد بینالملل، هر چند سال یکبار، بازسازی نمیشوند. در واقعیت؛ ما حتی 5 هتل 5 ستاره هم نداریم. هتلها برای آنکه درجه اعتبار سنجی خود را حفظ کنند، باید تعمیر و بازسازی شوند. اما هتلهای ما، تنزل درجه داشتهاند. خدماتی که گردشگر، در ترکیه دریافت میکند، در هتلهای ایران ارائه نمیشود. آن سرویس که در کشورهای دیگر چون ازبکستان و ارمنستان، دبی و... ارائه میدهند، در هتلهای ما ارائه نمیشود. اصلا در توان هتلهای ما نیست، به آن درجه برسند. سفر تفریح است. دیدن آثار تاریخی، فرهنگی و مذهبی، برای همه اولویت نیست. گردشگر، به قصد تفریح آمده است و میخواهد از سفرش لذت ببرد. امکانات رفاهی خوب میخواهد. پول خرج کرده و بهترینها را میخواهد. عرضم این است، داشتن آثار فرهنگی و تاریخی امتیاز است، اما چه میزان اعتبار میبخشد؟ واقعا چقدر روی آن حساب کردهاید؟ گردشگر میخواهد بهترین شام را بخورد، تفریح کامل و با شکوهی داشته باشد. صادقانه بگویم، ما امکانات رفاهی به روز نداریم. دیگران اما دارند. رقبای ما در طی 10 سال اخیر بسیار پیشرفت کردهاند و امکانات خود را به روز رسانی نموده و به بالاترین کیفیت رساندهاند. خدمات هتل و سرویسشان بهتر شده است. ما نباید حتی برای لحظهای، رقبا را از یاد ببریم. کشورهای اسلامی که ما میخواهیم با آنها وارد تعامل گردشگری شویم، خودشان را ساخته و ارتقا دادهاند. چرا؟ تا اشتغال ایجاد کنند. تا گردشگر و به پشتوانه آن، درآمد ارزی جذب کنند. تا امنیت خود را اعلام کرده و اثبات کنند. هر جای دنیا که توریست به خاک آن ورود کند، تضمینی بر ادعای امنیت آن خاک است. اگر میبینید گردشگر، به جایی سفر نمیکند و یا کم سفر میکند، یعنی بحث امنیت آن مکان، تحت تردید است. اینها را باید بدانیم و به این موضوعات آگاه باشیم.
مسیر توسعه بسته است، از کوه میرویم!
دبی شاید قدمت تاریخی چندانی به لحاظ آثار فرهنگی و هنری نداشته باشد، چون کویر بوده است. اما چه کرده است؟ کویر را ساخت و در دل کویر، بهشتی احداث کرد. دبی کنونی از اقصی نقاط جهان، گردشگر دارد. ما باید بدانیم که نسبت به گذشته به فرض 10 سال پیش، باید سرویس و خدمات بهتری ارائه کنیم. اما قرار است چگونه این اتفاق بیافتد؟ یک انحصار ماشین ایجاد شده است و چهار عدد اتوبوس میخواهد وارد شود، مافیای خودرو نمی گذارد. به علت وجود آثار تاریخی بیشمار در ایران، در شهرها و بین شهرها، سفرمان در ایران زمینی است. یعنی به اتوبوسی با کیفیت نیاز داریم. 6 سال پیش شاید حتی پیشتر، شخصا در سازمان توسعه تجاری این مسئله را مطرح کردم. پروندهاش در وزارت فرهنگی، هنری، گردشگری و صنایعدستی نیز موجود است. درخواست کردم که این مجوز را صادر کنند تا 200 ماشین وارد کنم. اتوبوس توریستی بیاورم! اتوبوس توریستی با اتوبوس معمولی فرق دارد. گردشگران 8 الی 10 ساعت داخل ماشین می نشینند و گاه 70 سال سن دارند. دستشویی لازم دارند. نمیتوانید توریست را میان کویر در فضای باز، برای قضای حاجت پیاده کنید. دستشویی صحرایی در گردشگری بینالمللی معنی ندارد. دنیا دارد تلاش میکند. سرمایهگذای میکند. با یک هتلدار بروید و گزارش تهیه کنید. هیچ بانکی نیست که به راحتی به آنها وام بدهد. ببینید بانکهای ترکیه چگونه به هتلداران وام میدهند؟ کل هزینههای هتل را به عهده میگیرند. با کمتیرن سرمایه، بعد از ساخت هتل و آغاز بهرهبرداری، پولشان را طلب میکنند. این است که ترکیه مثالی برای به فکر بودن است! به گردشگری اهمیت میدهد. در دبی چند هتل 5 ستاره است؟ در اصفهان ما چند هتل 5 ستاره وجود دارد؟ آنهم اصفهانی که متقاضی گردشگری بسیاری دارد. در این 44 سال چند هتل در اصفهان ساخته شده است؟ باز عرض میکنم جدا از شمار و تعداد هتلها، از منظر درجه کیفی، ما در ایران هتل 5 ستاره نداریم. تعریفی که از 5 ستاره وجود دارد، با آنچه در ایران تحت عنوان 5 ستاره فعال است، متفاوت است. هتل فقط ساختمان نیست. بلکه تمامی خدماتی را شامل میشود که در آن ساختمان ارائه میشود. چه خدماتی ارائه میدهند؟ 44 سال است هتلها بازسازی نشدهاند. رنگ کردن و تعمیر جزئی، بازسازی نیست. خدمات و سرویس این روزها حرف اول را میزند. به ما برنخورد، آثار فرهنگی و تاریخی داشتن، جاذبه ایران است. اما فقط یک جاذبه است. اما میبینید هتل در کشوری مثل دبی، آنقدر خوب عمل میکند که خودش تبدیل به جاذبه میشود. همیشه که صرفا آثار تاریخی جاذبه نیستند. اکنون زمان جذب گردشگر است اما جرات نمیکنیم به بچهها بگوییم که از قطر گردشگر برای قشم، کیش، اصفهان و شیراز بیاورید. این خیلی طرح خوبی میتواند باشد. استفاده از فرصتی درخشان، چون بازیهای جام جهانی میتواند بسیار به نفع ایران تمام شود. ایران زیبا است، اما نگرانی من جای دیگر است. من از این دید نگاه میکنم ده سال طول میکشد تا من برای دختر و پسر 17 – 18 سالهای که برای مسابقات به قطر سفر کردهاند، قوانین کشورم را تشریح و تعریف کنم. توریست 60 سالهای که به ایران میآید، ایران را میشناسد، با اسلام آشنا است و قوانین را مطالعه کرده و ما نیز دستورات و قوانین کشورمان را مدون کرده، برای آنان میفرستیم و تشریح میکنیم. اما یک نوجوان 17 ساله ورزشکار یا ورزش دوست را چگونه باید توجیه کرد؟ اگر در ایران قوانین اسلامی را درست رعایت نکنند و روسری از سرشان بیافتد، چند جوان گردشگر دستگیر میشوند و متعاقب آن، این موضوع رسانهای میشود و گردشگر 60 سالهمان را هم ممکن است از دست بدهیم.
ابزار گردشگری نداریم !
راه حل البته ساده است، باید کمی مراعات شود. چون این گردشگران، با قوانین کشور به درستی آشنا نیستند. اصلا قصد توهین یا بیاحترامی به هیچ اصولی را ندارند. آمدهاند تماشای ورزش و پر انرژی هستند و در کشورشان؛ قوانین متفاوتی وجود دارد. جز شادمانی در بازتاب رویداد ورزشی، قصد و غرضی ندارند. اگه کمی ملایمتر برخورد شده و از برخی موارد چشمپوشی شود، میتوانیم گردشگران جوان را به کشور دعوت کنیم. باید با مسئولان در این خصوص صحبت کنم. با مسئولان قشم، کیش و پس از آن شهر به شهر، با تمامی مسئولان ذیربط باید هماهنگ شود. این جوانان میخواهند در رویداد ورزشی فریاد بزنند. هیجاناتشان را تخلیه کنند. رفتارمان با این جوانان قرار است چگونه باشد؟ چون اگر رفتار درست و مناسبی با این افراد نشود و این جریان رسانهای شود، بد میشود. ما نمیخواهیم از ایران خبری حاشیهساز یا منفی، به صورت جهانی پخش شود. بعد از سه سال تعطیلی، خبری منفی میتواند بسیار آسیبرسان باشد. از سویی امکانات همه کشورهای اطراف ما، زیادتر شده است. از ما پیشی گرفتهاند. چندی پیش شخصا از ایران خودرو دیدن کردم. در صنعت خودرو سازی کلا یک اتوبوس داریم و یک ون، بین این دو ماشین نداریم. ونها 5 نفر مسافر ظرفیت دارند. چون مسافر چمدان دارد. تنها 5 مسافر میشود با آنها جابجا کرد. اتوبوس 30 نفر ظرفیت دارد. به فرض مثال 10 نفر مسافر داریم، وسیله نقلیه مناسب نداریم. باید اتوبوس 30 نفره بگیریم، داخل ون که جا نمیشوند. اما گرفتن اتوبوس هم منطقی و به صرفه نیست. بزرگواری که میخواهید گردشگری ایران را توسعه بدهید! آیا به این معضلات آگاه هستید؟ تولید کننده عزیز که ما موظف شدهایم از شما امکانات دریافت کنیم، مشکل ما را درک میکنید؟ من که میخواستم این تامین ماشین را با هزینه شخصی انجام دهم و شما موافقت نکردید. اما در مورد مینیبوسها! 18 سال پیش رفتیم کردستان و چند جا را برای بازدید انتخاب کردیم. وقتی سوار مینی بوس شدیم، صدای داخل مینیبوس آنقدر زیاد بود که راهنما که میخواست مسیر را به ما توضیح دهد، صدایش قابل شنیدن نبود. من دو سال پیش هم برای بازدید نوترین ماشینها، به ایران خودرو رفتم. وقتی داخل مینیبوس نشستم، دقیقا به یاد همان مینیبوس کردستان افتادم. چرا که هنوز همان مینی بوس 30 سال پیش تولید میشود. همانقدر پر سرو صدا و غیر قابل استفاده! توجیهشان هم این بود که برای همین تولید، مردم صف کشیدهاند. فکر میکنید مردم برای کیفیت خوب صف نمیکشند؟ مردم مظلوم ما برای همه جور کیفیتی، صف میکشند. چون نیازمند محصول هستند. شما انصاف داشته باش و محصول با کیفیت تولید کن! برای آنکه مردم نیازمند هستند و حتی برای تولیدات بیکیفیت شما صف میکشند، نباید کیفیت تولید را بالا برد و جنس درخور و درشان مردم تولید کرد؟ نباید خدمات بهتر ارائه داد؟ انحصار و تخریب دقیقا به این میگویند. اینگونه است که مملکت تخریب شده است. نابودی این است. ارابه مرگ تولید میکنید و میدهید دست مردم، حتی دانش تولیدش هم متعلق به خودتان نیست، از یک کشور دیگر وارد کردهاید. سختیها و مشکلات خیلی زیاد هستند. این کمبودها، ناراحت کننده است چرا که در هیچ جایی دیگر از دنیا با این قبیل مشکلات دست و پنجه نرم نمیکنند. ماشین در هیچ جا؛ نه سرمایه است و نه ارزش دارد. در مملکت ما ماشین مصداق خانه را دارد، سرمایه است. یک خطی بکشید و مشخص کنید. بگویید 40 سال؟ تمام شد بعد از این کشور رو به بالندگی میرود. کشور ما کشور ثروتمندی است. اگر دلسوز داشته باشد کدام کشور میتواند با ما رقابت کند؟ ما میخواهیم با کشورهای اسلامی و منطقه رقابت کنیم. اما رقابتمان کمدی است. آنها با هواپیما هستند و ما با اسب! من با پراید او با بنز! کدام برنده میشویم؟ این واقعیت است. سالها سکوت کردهایم. حالا وقت گفتن است. آیا من حریف ترکیه میشوم؟وقتی آثار من به ترکیه ارجحیت دارد، اما امکاناتش را ندارم، محکوم به شکست هستم. من به عنوان بخش خصوصی، چه میتوانم بکنم وقتی بخش دولتی همراه، پشتیبان و حمایتگر من نیست و حتی در سادهترین حالت، صدور یک مجوز را نیز از ما دریغ میکند. تمام کشورهای اسلامی به من برتری دارند.
لزوم وجود متخصص و ابزار در روند توسعه، اتوبان بسته است!
*شما نقاط ضعف، قوت، تهدید و فرصت ها را بیان کردید، در نهایت به بایدها و نبایدها در مسیر توسعه میرسیم. نظر شما چیست؟
وقتی کلمه توسعه میآید، دقیقا بعد از آن، کلمه رونق مینشیند. توسعه همیشه همراه رونق است. اما توسعه و رونق ابزار میخواهد. پی یک برج را نمیشود با بیل کند. اگر بخواهید با بیل پی برج را بکنید باید 9 سال بیل بزنید و آخرش هم به پی ساختمان نمیرسید. چون شدنی نیست! آشکار است، مثل توقع صحبت داشتن از یک آدم لال است! همینقدر بدیهی؛ هتل نداریم نمایشگاه نفت و گاز در هفته گذشته برگزار شد. یکی از هتلها 4 مهمان از طرف آژانس دوست من داشت. هتل اتاق مهمان او را به کس دیگری فروخت. اتاق رزرو شده را! آژانس به من زنگ زد. با هتل صحبت کردم. گفت پولشان را پس میدهم. من به تمام هتلها زنگ زدم. اما هتلها پر بودند. یک سمینار برگزار شده، یک اتاق پیدا نمیشود. من توریست را کجا بیاورم؟ اگر ما همزمان توریست هم داشتیم آن زمان کجا میبردیم. ابزار و وسیله نداریم. ابزار گردشگری چیست؟ هتل، حمل و نقل و ماشین، نداریم. من 10 ساعت باید در جاده باشم. از اینجا تا اصفهان 4 ساعت مسافت است، اما توریست، 10 ساعته این مسافت را طی میکند. چون شهر به شهر توقف میکند. اگر ماشین راحت نباشد، گردشگر خسته میشود. که همینطور هم میشود. ماشین توریستی دستشویی دارد. چه کردید؟ حیف است این مملکت تاریخ، تمدن و فرهنگ دارد. مردم بی نظیر داریم. مردم مهربان و بینظیر و نجیب داریم. چرا امکانات نداریم؟ رستوران خوب در مسیر راه نداریم. یک بیمارستان و درمانگاه مناسب در بین راه نداریم. توسعه و رونق! ضروریات باید مهیا باشد. اگر خواب بودید بیدار شوید. دنیا بیدار شده است. دلمان برای مردم و کشور بسوزد. ما در مملکت نمیتوانیم خودرو بسازیم؟ خب نسازیم. مجبور نیستیم خودرویی تولید کنیم که بالاترین آمار حادثه منجر به مرگ را در پرونده خود دارد. در جنگ 20 هزار نفر نمیمیرند که در سال خودروی تولید ما 20 هزار نفر کشته میگیرد. پولی که به صنعت خودروسازی تزریق کردهاید را به کشاورزی تزریق کنید. همین افرادی که در صنعت خودروسازی شاغل هستند را وارد صنعت کشاورزی کنید، به آنها زمین بدهید و تشویق و ترغیبشان کنید، وام بدهید بروند کشاورزی کنند. کشاورزی را رونق بدهید. هر کشوری خود و پتانسیل خود را بررسی کرده و بعد سرمایهاش را وارد یک یا چند صنعت میکند. شما گندم را از کشورهای دیگر میخرید حال آنکه کشوری به این پهناوری دارید. شما گندم مصرف خود را نمیتوانید تولید کنید. وزارتخانه جهاد کشاورزی داریم، اما گندم نداریم. ببینید خودروزسازی به نفعتان است یا کشاورزی! خودرو بخرید. وارد کنید و این پراید مرگبار را کنار بگذارید و اجازه بدهید مردم کشور، با پول همان خودرو، ماشینی ایمن و زیبا سوار شوند. ما آنقدر دارا هستیم که قدر نمیدانیم. باید در توسعه اندیشمند باشیم. گردشگری، جاده و ماشین میخواهد. آثار تاریخی زیاد است، اما برخی وقتها، چون راه دستری به محلی نیست و جادهای ندارد، نمیتوانیم گردشگر را آنجا ببریم. جادهسازی کنید. اگر گردشگر به این مناطق برود، برای آنجا درآمدسازی میشود. رونق ایجاد می شود. خودرو ساز نیستیم؟ مهم نیست. روی داشتههایمان تمرکز کنیم. روی پتانسیل موجود، سرمایهگذاری کنیم. دو حالت بیشتر نیست. یا افکار و اندیشه ضعیف است و آدمهای خوش فکری نداریم، یا هست و احتیاطهایی وجود دارد که ما نمیفهمیم. اگر مرا به کویر ببرند، آنجا درخت سبز میکنم. گردشگری را 33 سال پیش شروع کردم. توریست وارد کردم. با 3 شرکت، جامعه تورگردانان را تاسیس کردم و اکنون 300 شرکت عضو این جامعه است. این، مرا خوشحالتر میکند که شمار شرکتها 500 تا بشود. خوشحالتر میشوم، روزی آمار گردشگر، آنقدر زیاد شود که به نفت هم نیازی نداشته باشیم. 20 سال پیش مصاحبه کردم و کتابش موجود است، گفتم: «توصیه میکنم به مسئولان کشور، گردشگری را فراموش نکنید! جای نفت و گاز را خواهد گرفت.» ما سختکوشانه در بخش خصوصی، تلاش میکنیم، اما موفق نمیشویم. چون چیزهایی وجود دارد که دست ما نیست. از حیطه اختیاراتمان خارج است.
*بهصورت مشخص، برای سال 1401 دغدغههای پیشروی جامعه تورگردانان چیست و به نظر شما باید چه کاری انجام داد؟
ما امسال یک مرتبه قیمتهایمان بالا رفته و از زاویه دیگر اقتصاد جوامع آسیب دیده است. فشار روی ما است. اگر از هر گروه 20 درصد یا 10 درصد سود میگرفتیم، همان را نیز نمیتوانیم، اکنون بگیریم! تورگردانان، دچار مشکل شدهاند. یا باید از خیر گردشگر بگذرند، یا از خیر سود و بدون سود گردشگر بیاورند. اگر بعد از ورود گردشگر به کشور، قیمت اجاره خودرو، خوراک یا هر هزینهای بالا رفته و تغییر کند، باید از جیب ضرر کنند. ولو اینکه برای شخص من در فروردین با یک گروه 93 نفره، همین مشکل پیش آمد. قیمت غذاها بالا رفت و هتل هم تخفیف 25 درصدی خود را حذف کرد. به جای سود30 میلیونی، 28 میلیون ضرر کردم. پس جامعه تورگردانان، هنوز نمیداند برای 6 ماه آینده چه برنامهای میتواند بچیند. هتل برای 6 ماه آینده قیمت نمیدهد. روزانه قیمت میدهد. متاسفانه نظارتی هم نیست. هر کسی نرخی را که دوست دارد، اعلام میکند. آیا راه توسعه این است؟ جاده اصلی را بستهاید و میگویید برو! میگوییم جاده بسته است، میگویید از کوه برو! ما به عنوان جامعه تورگردانان قیمتی را که به گردشگر اعلام میکنیم، برای تور 6 ماه بعد است. ما برای سال آینده برای 1402 قیمتگذاری میکنیم! به هتلدار هم نمیشود ایراد گرفت. هزینههای هتل هم بالا میرود. در چند سال گذشته،کی 38 درصد حقوق کارمندان بالا رفته بود؟ این تورم ترسناک است. اکثرا مجبور به تعدیل نیرو شدند. همه مشاغل مجبور هستند اینکار را بکنند. دولت باید به مردم کمک کند. یارانه چیست؟ به جای دادن یارانه، شغل ایجاد کنید. مجانی نخوران، ماهیگیری یاد بده! شرایط کار و زندگی و اشتغال را فراهم کنید. کشاورزی را تقویت کنید.
*با توجه به مباحثی که مطرح کردید، میتوان اینگونه نتیجه گرفت که به علت عدم بکارگیری متخصصان عملگرا به خصوص به عنوان مدیران بخش دولتی، در مسیر توسعه از رقبا جا مانده ایم. شما به عنوان یک مدیر متخصص و عملگرا و باسابقه صنعت گردشگری اهمیت وجود تکنوکراسی و تکنوکراتها در این صنعت را چگونه ارزیابی میکنید؟
خلاصه کلام یک جمله است. یا ما متخصص نداریم؛ که در این صورت باید مشاوره بگیریم، کاری که تمام دنیا میکنند. همه داستانها به این بازمیگردد. دوم اینکه ابزار نداریم. من شاهد زنده این موضوع هستم، در حال حاضر مشغول ساخت بزرگترین هتل ایران هستم. اما یک دینار هم نتوانستم وام بگیرم. هیچ نتوانستم بگیرم! هتل 7 ستاره، بزرگترین هتل ایران است. چرا نتوانستم وام بگیرم؟ چون مواردی وجود دارد که به آنجا میرسیم، همکارها میگویند، بگذارید بگیریم. میگویم نه! نگرفتنش بهتر از گرفتنش است. داستانها و حواشی بدی دارد. من آّبرو و اعتبارم را قطره قطره جمع کردهام. ما کجای کار هستیم؟ برای توسعه گردشگری تیم نیاز دارید، تیمی که وزیر گردشگری تنها یکی از اعضای آن است. یک نفر است. وزیر گردشگری که نمیتواند برای گردشگری تصمیم بگیرد. وزیر گردشگری هماهنگ کننده است. مجری نیست! باید وزارت خارجه، وزارت کشور، وزارت اطلاعات و نهادهای مرتبط را بیاورد و بگوید این تصمیم را دارم و از آنها قول همکاری بگیرد. بعد هم با بانک هماهنگ کند. بانک قول همکاری بدهد که بتواند قدم بردارد. وزیر به تنهایی کاری نمیتواند بکند. تورم، فشار خیلی بزرگی است. هتلدار هم در بازی تورم اسیر است. یک سقف سال پیش دو میلیارد و نیم هزینه برمیداشت و حالا 7 میلیارد و 750 میلیون تومان هزینه دارد. یک سقف! ما قیمت داشتیم پایان ساخت هتل کلا 480 میلیارد برایمان هزینه دارد. امروز 1200 میلیارد هزینه کردیم و 1600 میلیارد دیگر هم هزینه باقی مانده است. قابل مقایسه نیست! توسعه؛ اتوبان بزرگ میخواهد، ما اتوبان را بستهایم!</p> <p>اگر میخواهیم گردشگری توسعه پیدا کند؛ باید بانکها، نهادهای ذیربط و وزیر بنشینند و مشخص کنند که میخواهیم امسال 20 هتل در تهران، شیراز، اصفهان و تبریز بسازیم، 4 و 5 ستاره، هر هتل چقدر تمام خواهد شد؟ هر هتل 1000 میلیارد تومان؟ برای 20هتل بانکها را مشخص کند که پس از بهرهبرداری پول بانک تسویه شود. اگر همکاری اتفاق افتاد و نهادهای مرتبط با وزیر همراه شدند، به هدف ایجاد اشتغال و درآمدسازی برای کشور، آنزمان گردشگری، توسعه پیدا خواهد کرد. اگر نه هرگز! باید توسعه را فراموش کرد. اتحاد داشته باشید! یک نفر به تنهایی، کاری از دستش ساخته نیست. اما بخش دولتی، یار ما نیست! مانع ما است. حتی مانع سرمایهگذاری ما هم هستند. چرا؟ چون یک تعداد باندهای اقتصادی هستند. این یک حقیقت تلخ است.
ما را در لینکدین دنبال کنید : لطفا کلیک کنید. دانلود مجله سفرنویسان : لطفا کلیک کنید.
مطالب مرتبط
تحلیل الگوهای خرید و مصرف خدمات گردشگری
تحلیل الگوهای خرید و مصرف خدمات گردشگری تحلیل الگوهای خرید و مصرف خدمات گردشگری به دلیل اهمیت آن در توسعه و اجرای استراتژی های بازاریابی...
نمایشگاه اصفهان، پیشرو در صنایع غذایی
این گفت و گوی اختصاصی پیرامون دومین نمایشگاه نوشیدنی ها و برند های قهوه اصفهان، با مدیرعامل نمایشگاه بین المللی اصفهان؛ آقای مهندس یارمحمدیان، تهیه و...
بررسی نقش شهرداری ها در توسعه گردشگری شهری
بررسی نقش شهرداری ها در توسعه گردشگری شهری توسعه گردشگری شهری یحیی جهانگیری؛ استاد حوزه و دانشگاه می شود این مو...