بازمهندسی اسطورههای ایرانی در بستر اقتصاد تجربه
گزارش راهبردی و آیندهپژوهی: پارادایم شیفت از شهربازیهای سنتی به دیزنیلندهای بومی؛
بازمهندسی اسطورههای ایرانی در بستر اقتصاد تجربه
مقدمه: چرا مدیران گردشگری باید به فکر «تجسم اسطوره» باشند؟ در جهان امروز، گردشگری دیگر صرفاً جابجایی میان نقاط جغرافیایی نیست؛ بلکه گذار به عصر «اقتصاد تجربه» است. جایی که مسافر نه برای تماشای یک بنای صامت، بلکه برای لمس یک روایت و غرق شدن در یک اتمسفر هزینه میکند. بر اساس واکاوی عمیق ۱۴ شماره مجله سفرنویسان، یکی از بزرگترین خلأهای صنعت گردشگری ایران، عدم پیوند میان «میراث عظیم ناملموس» و «صنعت سرگرمی مدرن» است . در حالی که برندهای جهانی مانند دیزنیلند، رویاهای کودکی را به موتورهای محرک چند میلیارد دلاری تبدیل کردهاند [۵۰]، اسطورههای ایرانی همچنان در میان صفحات غبارآلود کتابها محبوس ماندهاند. این گزارش، نقشه راهی است برای مدیران و سرمایهگذارانی که میخواهند از «ضخامت نهادی» عبور کرده و با خلق «پارکهای موضوعی بومی»، سهم ایران را در بازار رقابتی جهان بازپس گیرند.
میراث ناملموس؛ ریشه در تاریخ، ساقه در اقتصاد هویتبنیان
تحلیل محتوای شمارههای مختلف مجله نشان میدهد که میراث فرهنگی باید از نگاه «موزهای و ایستا» به سمت «اقتصاد پویا و هویتبنیان» حرکت کند.
دکتر مریم جلالی، معاون صنایعدستی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در گفتگویی راهبردی با مجله سفرنویسان این ضرورت را چنین تبیین میکند:
«در دنیای امروز، گذار از نگاه سنتی و موزهای به میراث فرهنگی و ورود به عرصههای نوین "اقتصاد هویتبنیان"، ضرورتی اجتنابناپذیر برای ارتقای جایگاه رقابتی ایران در نقشههای جهانی است. میراث فرهنگی محصولی است که ریشههای آن در تاریخ و ساقههای آن در صنعت گردشگری استوار است و میوه آن، ثروتی است که از دل اصالت بیرون میآید».
این بدان معناست که پارکهای موضوعی بومی، نباید کپیبرداری از مدلهای غربی باشند، بلکه باید با تکیه بر «برندینگ سرزمینی»، تجربهای منحصربهفرد از اسطورههایی چون رستم، سیمرغ یا آیینهای جهانی مانند نوروز خلق کنند .
از «آمارسازی کمی» تا «کیفیتسنجی هوشمند» در پارکهای نوین
یکی از چالشهای اصلی که در میزگردهای تخصصی مجله مطرح شده، تمرکز بیش از حد بر آمارهای فیزیکی و غفلت از «تجربه مسافر» است. آیندهپژوهی در این حوزه ایجاب میکند که پارکهای موضوعی آینده بر بستر فناوریهای نوین و هوش مصنوعی بنا شوند تا رضایت لحظهای گردشگر رصد شود .
هانی رستگاران، مشاور معاون گردشگری و دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر، در این باره معتقد است:
«استراتژی کلان ما باید گذار از سنت به مدرنیته باشد. با ورود نسل تازهای از مدیران، دادهمحوری و هوشمندسازی قرار است جایگزین رویکردهای دفتری شود. ما باید بتوانیم رضایت لحظهای مسافران را در محوطههای گردشگری رصد کنیم و از "آمارسازیهای کمی" به سمت "کیفیتسنجی هوشمند" حرکت کنیم».
این دیدگاه برای مدیران پارکهای موضوعی به معنای ضرورت استقرار سیستمهای IoT (اینترنت اشیا) و تحلیل دادههای بزرگ برای مدیریت ترافیک جمعیت و شخصیسازی روایتهای داستانی در طول مسیر پارک است.
پارک موضوعی؛ ابزاری برای ابطال روایتهای منفی (دیپلماسی عمومی)
ایران با چالش «ایرانهراسی» در سطح بینالمللی روبروست . پارکهای موضوعی بومی میتوانند به عنوان ویترینهای فرهنگی، تصویر ذهنی گردشگران خارجی را بازسازی کنند.
مصطفی سروی، نائب رئیس هیئت مدیره جامعه تورگردانان ایران، بر نقش فناوری و رسانه در این تحول تاکید دارد:
«در پارادایم نوین رقابتپذیری، برای گردشگران نسل جدید بهویژه نسل زد، اصالت و کیفیت تجربه تنها از دریچه ابزارهای دیجیتال معنا مییابد. هر مقصدی که در فضای نوین حضور فعال نداشته باشد، از حافظه جمعی آنان حذف میشود. پارکهای موضوعی باید با استفاده از واقعیت افزوده (AR)، شکوه باستانی ما را برای بازدیدکننده زنده کنند».
ضرورت حکمرانی مشارکتی و خروج از انحصار دولتی
ساخت دیزنیلندهای بومی مستلزم سرمایهگذاریهای کلان و مدیریت نرمافزاری است که از عهده ساختارهای صلب دولتی خارج است.
مجتبی جاودان، عضو هیئت علمی گروه گردشگری دانشگاه خوارزمی و عضو هیئت مدیره انجمن علمی گردشگری ایران، راهکار را چنین میبیند:
«گذار از سیاستگذاریهای متمرکز و تکبعدی به سمت "حکمرانی مشارکتی"، شرط بنیادین موفقیت است. تصمیمگیری باید از انحصار بدنه دولت خارج شده و به اکوسیستمی تعاملی میان بخش خصوصی و نخبگان واگذار شود تا پروژههای بزرگی چون پارکهای موضوعی به سرانجام برسند».
تحقق رویای کودکی؛ درسهایی از مدل جهانی برای بازار ایران
در شماره دوم مجله سفرنویسان، گزارشی با عنوان «تحقق رویای کودکی در دنیای دیزنیلند» منتشر شده است که نشان میدهد چگونه یک مفهوم ساده میتواند به یک مقصد جهانی تبدیل شود [۵۰]. برای ایران، این «رویا» میتواند در بازسازی دیجیتال چغازنبیل یا قصههای شاهنامه تجلی یابد.
همایون ارجمند، سردبیر و کارشناس ارشد گردشگری، در سرمقاله خود هشدار میدهد:
«صنعت گردشگری ایران با چالشهای بیپایانی روبروست و اگر مسئولان به جای مدیریت بحران، به فکر اتخاذ تصمیمات عاجل و نوآورانه نباشند، فرصتهای موجود به تهدید تبدیل خواهند شد. آینـده گردشـگری ایـران نه در گرو یـک انتخـاب، بلکـه در تلفیـق صحیـح میـان نـوآوری و پایـداری نهفتـه اسـت» .
۶. جدول مقایسهای: شهربازیهای سنتی در برابر پارکهای موضوعی آیندهمحور
| شاخص مقایسه | شهربازیهای سنتی (وضعیت فعلی) | پارکهای موضوعی بومی (افق ۱۴۱۰) | منبع تحلیلی |
|---|---|---|---|
| محور اصلی | دستگاههای مکانیکی و هیجان آنی | روایتگری (Storytelling) و اسطورهشناسی | [۴۲، ۵۰] |
| تکنولوژی | آنالوگ و فرسوده | هوش مصنوعی، AR و اینترنت اشیا (IoT) | [۱۶، ۳۸] |
| مدل اقتصادی | فروش بلیت ورودی | اقتصاد تجربه و زنجیره ارزش صنایعدستی | [۲۱] |
| جامعه هدف | محلی و محدود | بینالمللی و نسل زد (Gen Z) | [۳۸] |
| نوع حکمرانی | تصدیگری دولتی یا خرد سنتی | مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) و تخصصگرا | [۱۸، ۱۹] |
| پیوند فرهنگی | ضعیف یا تزئینی | مبتنی بر میراث ناملموس و ثبتهای یونسکو | [۱۱، ۲۲] |
پارکهای موضوعی کشاورزی و صنعتی؛ نیچمارکتهای بکر
بر اساس شمارههای ۱۴ و ۱۰ مجله، پارکهای موضوعی نباید صرفاً تفریحی باشند. «جاده زعفران» در شرق ایران یا «میراث نفت» در آبادان، پتانسیل تبدیل شدن به پارکهای موضوعی تجربهگرا را دارند. تبدیل یک محصول خام کشاورزی یا یک پالایشگاه قدیمی به یک «جاذبه تراز اول»، همان مسیری است که سریلانکا با چای سیلان پیموده است.
تحلیل موانع: از «ضخامت نهادی» تا «فرار سرمایه انسانی»
مجله سفرنویسان در شماره ۱۳ به پدیدهای به نام «ضخامت نهادی» اشاره میکند که مانع بزرگ نوآوری در ایران است [۱۹]. تداخل وظایف شهرداریها، وزارت میراث و نهادهای امنیتی باعث شده است که پروژههای بزرگ پارکهای موضوعی در نطفه خفه شوند. همچنین، مهاجرت نخبگان هتلداری و متخصصان IT گردشگری، بدنه کارشناسی لازم برای مدیریت این پارکها را تضعیف کرده است.
نتیجهگیری و پیشنهادهای استراتژیک برای مدیران
دیزنیلندهای بومی، فراتر از یک فضای تفریحی، ابزاری برای «بازآفرینی تصویر ملی» و «ارزآوری پایدار» هستند. برای تحقق این موضوع، پیشنهادهای زیر بر اساس منابع استخراج شده است:
تدوین سند بهرهبرداری از میراث ناملموس: تبدیل آیینهایی چون نوروز و شب یلدا به تمهای اصلی پارکهای موضوعی با رویکرد پایداری .
ایجاد توریزم بورد تخصصی: خروج از مدیریت دولتی و سپردن طراحی پارکها به کنسرسیومهایی متشکل از متخصصان گردشگری و .
استفاده از واقعیت افزوده (AR): به جای ساختوسازهای سنگین و آسیبزا، از تکنولوژی برای بازسازی بصری شکوه باستانی در سایتهای جهانی استفاده شود .
پیوند با صنایعدستی: هر پارک موضوعی باید به پایگاهی برای «اقتصاد هویتبنیان» و زنجیره ارزش صنایعدستی تبدیل شود .
به قول نویسندگان مجله سفرنویسان، «زمان تغییر با تکنوکراسی فرا رسیده است» . مدیران باید بدانند که اگر امروز اسطورههای خود را به تجربه تبدیل نکنیم، نسل آینده رویاهای خود را در دیزنیلندهای همسایه جستجو خواهد کرد [۳۳، ۴۷]. بیتوجهی به این ضرورت، به معنای انقطاع از جریان اصلی اقتصاد تجربه جهانی و واگذاری سهم بازار به مقصدهایی است که زودتر از ما «چابکی دیجیتال» را درک کردهاند .
مطالب مرتبط
مطالب مرتبط
نقشه راه بازاریابی گردشگری مدارس
راهنمای بازاریابی B2B و مدیریت بازدهی گردشگری کودک و نوجوان در ایران. مهار چالش های حقوقی تورهای مدارس و بهینه سازی ترازنامه آژانس ها در مجله سفرنویسا...
گردشگری کودک؛ سفر با فرزندان
گردشگری کودک در ایران،آموزش در سفر با کودکان ، زیرساخت های لازم. برنامه ریزی برای سفر خانوادگی با کیفیت.
چشمانداز استراتژیک هوانوردی کشوری ایران در افق ۲۰۳۰
تحلیل آینده پژوهی هوانوردی ایران ۲۰۳۰: کالبدشکافی بحران فرسودگی ناوگان، اثرات افزایش ۲۴ برابری نرخ سوخت جت و سناریوهای تجاری قیمت گذاری دستوری بلیط هو...
دیدگاه ها