گردشگری شهری تهران: از اهداف شهرداری تا چالشهای پایتخت
بررسی نقش شهرداریها در توسعه گردشگری شهری
مهرشاد کاظمی، ریاست ستاد گردشگری شهرداری تهران، در گفتوگو با مجله سفرنویسان و در میزگرد بررسی نقش شهرداریها در توسعه گردشگری شهری، به نقش شهر به عنوان میراث تمدن بشری و یکی از اصلیترین مقاصد گردشگری اشاره کرد و بیان داشت: امروز گردشگری شهری، به مثابه یکی از ارکان مدیریت بر شهرها است؛ چه برای سیاستگذاران و مدیران شهری و چه برای شهروندان. در این میان تهران، با برخورداری از اماکن و جاذبههای مختلف گردشگری، اعم از تاریخی، مذهبی و تفریحی، این امکان را برای جذب گردشگر دارد. شهرداری تهران در سه دهه اخیر، جایگاه خود را از یک سازمان خدماتی محض خارج کرده و تعریف جدیدی از خود به عنوان یک نهاد اجتماعی ایجاد کرده است.
اهداف و برنامههای شهرداری تهران در حوزه گردشگری
در بحث فعالیتهای گردشگری، سیاستهای گردشگری شهرداری، سه دسته مخاطب دارد: شهروندان تهران، شهروندان سایر شهرهای کشور و گردشگران خارجی. برای این منظور، ما برنامههای چشمانداز 5 ساله را داریم که در آن اهداف راهبردی برای جایگاه شایسته و مناسب گردشگری شهری گنجاندهایم. این اهداف سرفصلهای مشخصی دارند و شعار شهرداران نیز بر همین اهداف بنا نهاده شدهاند. یکی از اهداف این است که تهران را به عنوان مقصد گردشگری و شاهراه ارتباطی این صنعت معرفی کنیم. معرفی گردشگری به عنوان بستری برای ارتقاء همبستگی ملی، شعار دیگر ما است؛ یعنی با وجود این اصل که اقوام مختلفی در تهران هستند و به نوعی میتوان تهران را ایران کوچک نامید، قطعاً صنعت گردشگری میتواند خیلی در ارتقاء همبستگی ملی کمک کند. یکی دیگر از اهداف، توسعه امکانات مادی، فرهنگی و... به صورت ارزانقیمت است که همه اقشار، حتی اقشار ضعیف نیز بتوانند از این امکانات بهرهمند شوند. همچنین دستیابی به یک صنعت گردشگری شکوفا که درآمد پایدار داشته باشد و گردشگری که دوستدار محیط زیست باشد. اینها در واقع اهداف کلانی است که در چشمانداز برنامه شهری در شهرداری قید شده است.
سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهای گردشگری
اگر بخواهیم بحث را گسترش دهیم، شهرداری تهران در 3 دهه گذشته، سرمایهگذاری زیادی را در زمینه توسعه گردشگری داشته است و سعی داشته شهر را به عنوان یک شهر با نشاط در زمینه گردشگری توسعه دهد. تا حدودی هم موفق بوده و کارهایی در زمینه زیرساختسازی انجام شده است (در زمینه حمل و نقل شامل: مترو، اتوبوس شهری، تاکسی و... و احداث مراکز سیاحتی، تفریحی و امثال اینها؛ مثل دریاچه خلیج فارس، برج میلاد، مجموعه عباسآباد و... در تهران به وجود آمدهاند، همچنین سالنهای مختلف فرهنگی و هنری، فرهنگسراها و... هستند). جای دیگری که شهرداری ورود کرده است، در راستای حفظ هویت شهری است؛ هویتهای میراث ملموس و ناملموس! مثل خرید و بازسازی بناهای قدیمی، منازل شخصیتها و مشاهیر شهر که بسیاری از این دست ساختمانها به عنوان موزه، باغ-موزه و... در حال بهرهبرداری هستند (64 مکان فعال از این دست داریم. تعداد دیگری نیز خریداری شدهاند که به زودی راهاندازی و آماده بهرهبرداری میشوند. آخرین ساختمان خریداری شده، خانه شاعر گرانقدر فروغ فرخزاد بوده است).
بسترسازی و چالشهای پیشرو
بخش دیگری از فعالیتهای شهرداری، بسترسازی و ایجاد نرمافزار برای معرفی اماکن گردشگری تهران است. یعنی ما اعتقاد داریم که تهران ناشناخته است و علیرغم وجود مکانهای زیاد گردشگری که در دل خود دارد، خود شهروندان تهران نیز به درستی تهران را نمیشناسند و با جاذبههای آن آشنا نیستند. نمونه مشهود آن است که به محض آنکه تعطیلی در تقویم میبینند، به سمت شهرهای دیگر سفر میکنند به جای آنکه جاذبههای شهر خود را ببینند. اگر مردم از این جاذبهها مطلع شوند و تسهیلات برایشان فراهم شود، حتماً در مقاصد گردشگری خود تجدید نظر خواهند کرد.
اگر بخواهیم چالشها و آسیبها را نیز بررسی کنیم، بد نیست. تهران ویژگیهای خاصی دارد و باید به این موضوع توجه کافی داشت. تهران از اقوام مختلف تشکیل شده است، پس باید برنامهریزی به نوعی باشد که بتواند نمایشی از فرهنگ قومیتهای مختلف به اجرا بگذارد. بخشی از چالشها مربوط به مدیران این حوزه است که پررنگترین آن، عدم اعتقاد راستین این بزرگواران به این موضوع است که «گردشگری میتواند درآمد پایدار باشد!» این موضوع را مسئولان امر، خیلی باور ندارند. چون بازخورد این حرفها در عملشان دیده نمیشود. تا وقتی روی پول نفت و عوارضهای شهری حساب میکنند، تغییری نخواهیم دید. البته در این چند سال اخیر، به علت تحریمها کمی سمت و سوی مدیریتی تغییر کرده است، اما هنوز میبینید اتفاق خاصی نیافتاده است.
عدم شناخت و کمرنگ شدن حس تعلق
چالش بعدی، عدم شناخت جاذبههای فرهنگی است. مردم تهران جاذبههای شهری خود را نمیشناسند. آنها نمیدانند که ما در تهران قریب به 200 موزه داریم. این خودش بینظیر است. چالش دیگر اما، حس تعلقی است که نزد مردم تهران کمرنگ است. در مورد اماکن عمومی، بالاخص این حس تعلق گویا اصلاً وجود ندارد. اگر ما حساب کنیم، این اماکن متعلق به ما است، نوع دیگری با آنها برخورد میکرده و از آنها استفاده و محافظت میکنیم. اگر این تعلق وجود داشت، به اماکن عمومی شهری اهمیت میدادند؛ در این صورت، شهر و اماکن شهری حداقل کمتر آسیب میدیدند.
مطالب مرتبط
ارائه خدمات مشتریان با کیفیت بالا
ارائه خدمات مشتریان با کیفیت بالا ارائه خدمات مشتریان با کیفیت بالا در بازار رقابتی گردشگری، ارائه خدمات مشتریان با کیفیت بالا...
تعامل با مخاطبان و مدیریت ارتباطات آنلاین
تعامل با مخاطبان و مدیریت ارتباطات آنلاین نقش رسانه های اجتماعی در تبلیغات و بازاریابی گردشگری تعامل با مخاطبان و مدیریت ارتباطات آنلاین ...
گزارش ویژه از استان البرز: فرصتها و چالشها در صنعت گردشگری و انرژی
گزارش ویژه از استان البرز: فرصتها و چالش ها در صنعت گردشگری و انرژی گردشگری سفر خبر رسانه گزارش ویژه از استان البرز: فرصتها و چالش ها در صنعت گرد...
دیدگاه ها