دانشگاه بین المللی نورث وست، توسعه بدون مرز
مصاحبه با مدیران و دپارتمان های هتلداری و گردشگری دانشگاه نورث وست
دانشگاه بینالمللی نورث وست، یک دانشگاه نسل پنجمی و فرا مرزی است، که با تمرکز بر خروجی کیفی و توانمندسازی دانشجویان، با هدف عمومی کردن دانش و مهارتآموزی به سطوح مختلف افراد جامعه، در بازههای زمانی کوتاه، برای هدایت و جذب به بازارکار، مشغول فعالیت است. این مجموعه در کشور ایران تحت مجوز رسمی وزارت امورخارجه و وزارت دادگستری آغاز به کار کرده و مدرک صادره از این دانشگاه توسط مترجم رسمی قوهقضایه ایران ترجمه رسمی شده و در بیش از 120 کشور جهان دارای اعتبار میباشد. در میزگرد "توسعه بدون مرز" با حضور مدیران و مسئولان این دانشگاه، در زمینه خواستگاه، اعتبارات و دپارتمانهای فعال این مجموعه به گفتگو مینشینیم، تا با این مجموعه بینالمللی بیشتر آشنا شده و همچنین نظر تخصصی مهمانان گرامی را در حوزه دپارتمان گردشگری و هتلداری جویا شویم.
جناب دکتر امیر مرشدی؛ مدیر روابط بین الملل دانشگاه نورث وست
پیرامون دانشگاه بینالمللی نورث وست، فعالیتها و خواستگاهش برای ما توضیحاتی بدهید:
دانشگاه بینالمللی نورث وست، در حال حاضر به عنوان یک دانشگاه نسل پنجمی، مشغول به فعالیت است و برنامهریزی و اهدافش را در همین راستا تدوین کرده است. برای آشنایی بیشتر با نحوه فعالیت این دانشگاه، لازم است ابتدا نسلهای آموزشی پیشین را بررسی کنیم. دانشگاهها در نسل اول، توجه عمده به آموزش صرف داشتند. در نسل دوم، جدا از آموزش به مبحث پژوهش هم توجه داشتند تا بتوانند بر توسعه و ارتقا دانش، تمرکز داشته باشند. نسل سوم، دانشگاهها به سمت تولید ثروت، رویکرد خود را تغییر داده و توانستند از طریق شرکتهای دانشبنیان، به این هدف دسترسی پیدا کنند. در نسل چهارم هدفگذاری برمبنای رهبری جامعه، کار و هدف به نوعی آمادهسازی ورود افراد به اجتماع و بازار کار بود. اما متاسفانه در این نسل چون رویکرد صرف به سمت مدرکگرایی سوق پیدا کرد، دانشجوها و متقاضیان نتواستند به توان و مهارت لازم دست پیدا کنند و بتوانند مهارت اجرایی لازم را در رشتهای که در آن تحصیل میکردند، کسب کنند. در دانشگاه نسل پنجم، ضمن توجه به تمام رویکردهای پیشین(در تمامی نسلهای گذشته) توجه ویژه دانشگاه به سمت خروجی کیفی و توانمندسازی دانشجویان، تغییر کرده و همچنین به سمت عمومی کردن دانش، سوق پیدا کرده است. یعنی بحث دانشگاه این بوده که دانشجو باید تخصصهای مختلفی را کسب کند، اما در دانشگاه نسل پنجم، تمرکز بر روی توانمندسازی سطوح مختلف افراد جامعه قرار گرفته است که حتی بتوانند در بازههای زمانی کوتاهتر، برای جذب به بازار کار آماده شوند. به نوعی این دورههای آموزشی از انحصار نخبگان، خارج شده تا افرادی که توانایی محدود دارند و به دنبال مشاغل سادهتری هستند نیز بتوانند با استفاده از مهارتی که در این نوع دانشگاهها کسب میکنند، جذب بازار کار شوند.
مزایا، نکات مهم و وجه تمایز دانشگاه بینالمللی نورث وست چیست و بحث آموزشهای نوین در این دانشگاه، به چه صورت است؟
در حال حاضر با توجه به جهانی شدن و رقابتهای بینالمللی، ارتقا سطح ملی، خیلی اهمیت پیدا کرده است. با تکیه بر داراییهای غیر ملموسی مثل دانش و سرمایههای اجتماعی به عنوان کلیدیترین نقش موتور توسعه اقتصادی، از آنها استفاده کنیم. آموزش عالی قاعدتا در حال حاضر به سمت حرفهای شدن، حرکت میکند. حرفهایتر شدن به این معنی که افراد توانمندی را آموزش دهیم تا در هر جایگاهی که حضور دارند، توانایی کافی ارائه خدماتشان را داشته باشند. دانشگاه به عنوان منبعی از دانش با ارزش در ایجاد رشد اقتصادی، از طریق آگاهیسازی و توانمندسازی عمومی میتواند رسالتش را انجام دهد. رویکرد ما انتقال از کارکرد صرف آموزش و پژوهش، به دانشگاهی با توان ایجاد ارزش افزوده در کار و عمل از طریق تاثیر در صنعت کاربردی و هدفمند مهارت افراد و ایجاد تغییر در اقتصاد محلی، بومی ملی و حتی جهانی، با استفاده از منابع با ارزش سرمایه انسانی توانمند شده است. به عنوان یک دانشگاه نسل پنجم، میتوانیم از این ویژگیها نام ببریم که به صورت یک نظام نوآوری دانشبنیان و مفهوم ساز و حساس به محیط طبیعی جامعه خود است، یعنی بر اساس شرایطی که در جامعه حاکم است برنامهریزیهایش را بهروز میکند و بر همان مبنا هدفگذاری میکند. تولید دانش در قالب تکامل همزیستی پارادایمهای گوناگون، ایجاد یک اکوسیستم همکاری متقابل است. همکاری توامان با رقابت برای مدیریت و هدف گذاری دانش و همچنین ارتقا فراگیری یا به نوعی عمومی شدن دانش که هویت بخشی به رویکردهای مهارتی و حتی اخلاقی نسل جدید توجه دارد. تنوع در آموزش عالی مقطعی نیست. بلکه امری مستمر و طولانی است و قاعدتا نمی شود با یک برنامه ریزی ساده و کوتاهمدت، به آن دست یافت. بلکه باید برای تضمین نتیجه مطلوب، برنامهریزی دقیق و بلند مدت انجام داد. در مورد تمایز دانشگاه میتوان به این نکته اشاره کرد به عنوان یک دانشگاه مشارکتی و غیر متمرکز، طبق استاندارهای بینالمللی، با استفاده از امکانات، اساتید مجرب بومی و داخلی و مسلط به شرایط محیطی مشغول فعالیت هستیم. (چون این اساتید احاطه کامل به شرایط محیط نقاط ضعف و قوت هر منطقه دارند. میتوانند همگام با رویکردی که داریم، در مورد بازار و اشتغال تصمیمات بهتری گرفته و هدف گذاری بهتری انجام دهند.) رویکرد دانش به صورت عمومی، یعنی هدفگذاری بر افرادی که با سطح سواد پایینتر، محدودتر در یک رشته خاص و شغلی خاص، نیاز به آموزش و کسب مهارت دارند تا بتوانند کار بهتری ارائه داده و شغل بهتری بدست بیاورند. دانشگاه به ایشان این فرصت را میدهد که در سطوح مختلف آموزش دیده و آماده برای جذب کار شوند. به عنوان مثال؛کسب دانش و مهارت تخصصی میتواند تضمین کند که در حوزه گردشگری، از واسطه گری گردشگری، صنعتدار حرفهای در این زمینه شویم. دانشگاه با این هدف فعالیت میکند تا به عنوان منبع و مرجعی از اطلاعات برای افرادی که میخواهند از این صنعت استفاده کنند، قابل دستیابی باشد. آموزشها به صورت حضوری و غیر حضوری در حال برگزاری است. قاعدتا برخی از رشتهها نیاز به کلاسهای حضوری برای تکامل دوره دارد. با توجه به شرایطی که در کل دنیا به علت کرونا حاکم است، ما در حال برنامه ریزی و اجرای دورههای آنلاین هستیم تا بتوانیم انتقال دانش را از این طریق انجام دهیم، این شرایط در حال حاضر برای دانشگاه یک مزیت است که نه تنها این ظرفیت را دارد که در حوزه یک کشور مشخص فعالیت کند، بلکه میتواند تمام کشورهای منطقه یا تمامی متقاضیان که نسبت به موضوعی علاقمند هستند را، جذب کند. البته اولویت با اساتید ایرانی است که با استاندارهای عالی مشغول به فعالیت هستند.
دکتر محمدزاده؛ رئیس دانشگاه بینالمللی نورث وست
با توجه به اینکه نسل آینده جوانان ایران، در بحث فرهنگی و اجتماعی، به سمت غرب تمایل دارند و این دانشگاه نیز دانشگاهی بدون مرز است، اهمیت و نقش آموزش در توسعه فرهنگی و آموزشی جامعه را چگونه ارزیابی میکنید؟
مطمئنا از نقش پراهمیت آموزش، در توسعه متوازن جوامع مختلف، مطلع هستید. اما زمانیکه میخواهیم در مورد توسعه متوازن صحبت کنیم، این توسعه در حوزههای سیاسی، اقتصادی، دفاعی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و بسیاری از زمینهها است. در این نشست به دو مقوله توسعه فرهنگی و اجتماعی بسنده خواهم کرد. توسعه، یک مفهوم کیفی است که در برخی موارد، مفهوم کمی را هم شامل شود، که مقوله کیفی آنرا بررسی میکنم. به عنوان مثال؛ ما به استاد دانشگاه، به عنوان یک کمیت نمینگریم، بلکه به عنوان کیفیت تجربه و تحصیلات توجه داریم. توسعه فرهنگی و اجتماعی باید با نگاهی نظامگرایانه همراه شود. وقتی بحث توسعه فرهنگی مطرح میشود؛ باید توجه داشت فرهنگ مبحثی گسترده از مجموعه تعاریف و مباحث است. این عوامل شامل عوامل اجتماعی، هنجارها و عادتها، نگرشهای افراد جامعه، قوانین، آداب و رسوم پذیرفته شده، زبان و ادبیات، زیباییشناسی و دانشی است که مجموع آن، در کنار یکدیگر، فرهنگ را بوجود میآوردند. در هر جامعهای فرهنگ با توجه به نیازهای فکری جامعه هماهنگ و سازگار میشود. برای دستیابی به توسعه فرهنگی، باید ابتدا تکتک پارامترهایی که برشمردیم را به صورت دقیق آنالیز کنیم و در نهایت با نگرش به تمامی تهدیدها و فرصتها و پس از بررسی درست، برنامهبرنامهریزی کرده، تا به یک استراتژی توسعه برسیم. شناخت و بررسی، یکی از مسائل بسیار مهم در توسعه صنعت گردشگری است. تغییر نگرش و باورهای جامعه نسبت به مقوله گردشگری باید در تک تک افراد یک جامعه اتفاق بیافتد. چه گردشگر داخلی باشد و چه خارجی، ابتدا باید پذیرش مطلوبی در سطح جامعه برای آن داشته باشیم. در واقع در کنار مهماننوازی، که مردم کشور ما به آن شهرت دارند، باید این نگرش هدفمند هم ایجاد شود. در کشور ما آموزههای دینی و مذهبی بزرگان هم میتواند بزرگترین پشتوانه برای ارتقا سطح فرهنگ گردشگرپذیری جامعه باشند. بخش دیگر توجه و نظارت دولت و مجلس است. توسعه فرهنگی، خلاقیت جامعه است. البته تحریمها تاثیرات منفی زیادی در حوزه اقتصادی داشتهاند. برای توسعه فرهنگی و پذیرا بودن جامعه، باید اخلاقیات جامعه را ارتقا داده برایش برنامه داشتیم باشیم. مسئله بعدی هنرهایملی است. ما در بسیاری از هنرها، در سطح جهانی پیشتازیم، اگر بخشی از فعالیتهای هنری، کمرنگ شده، باید آنها را احیا کنیم. پارامترها بسیار است. من به حوزه زیبایی شناسی در این مقوله بسنده میکنم. بخش توسعه فرهنگی باید نگاهی جدید، نوآورانه و خلاقانه در مبحث زیباییشناسی داشته باشد. چون این مبحث در فرهنگ و نگاه گردشگری که از منطقهای به منطقه دیگری وارد میشود، تاثیر دارد و این زیباییشناسی باعث میشود که در آینده جذب گردشگر به آن منطقه افزایش پیدا کند. زیباییشناسی مقولهای است که از فرهنگ نشات میگیرد. برخی از مناطق، طبیعت و جغرافیایی مملو از پتانسیل دارند، اما از لحاظ زیباییشناسی به آنها توجه نشده است. توسعه فرهنگی، خاصیتی درونزا است. هر کشوری این توسعه را برمبنای داشتهها و نیازهای خود ایجاد میکند. این توسعه برمبنای پتانسیلهای موجود در هر کشور، متغیر است. سیاستگذاران، اندیشمندان و صاحبنظران باید توسعه درونزای کشورشان را رقم زده و برایش برنامه داشته باشند. ما در توسعه فرهنگی، مبحث مهمی تحت عنوان (globalism) یا جهانی شدن را داریم. با توجه به اینکه کشوری اسلامی هستیم، نباید نگاهمان به توسعه فرهنگی، مبتنی بر غرب باشد. نظام فرهنگی جهان، سعی میکند نگرش و دیدگاه خود را بر تمامی کشورهای جهان سیطره دهد. ما در توسعه فرهنگی با نگاه درونزا باید با آمیختن این دیدگاه و روش با فرهنگ خود آنرا تغییر دهیم به نوعی که هم بتوانیم نیازهای گردشگرهای خارجی که هدف ما برای درآمدزایی داخلی است را تامین کنیم و هم فرهنگ ملی خود را در برابر غرب بیمه کنیم. از جمله ارگانهایی که نقش موثری در توسعه فرهنگی کشور دارند، میتوان به رسانههای سمعی و بصری و مطبوعات اشاره کرد. متاسفانه در آموزش و پرورش جایگاهی برای صنعتگردشگری دیده نمیشود. در حالیکه یکی از ارگانهای فرهنگساز است. (مثلا در خیلی از رشتههای زیر مجموعه فنیحرفهای و کارودانش، شاخههای تحصیلی خوب و قابل تاملی داریم، اما حضور فعال و هدفمندی برای بخش آموزش دیده نمیشود. آموزش و پرورش باید به مقوله گردشگری ورود پیدا کند.) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بسیاری از ارگانهای دینی، نیز تاثیر گذارند. همچنین فضای مجازی که نوعی حکومت جدید را در دنیا ایجادکرده، میتواند نقش به سزایی در فرهنگسازی داشته باشد. در کنار تمام اینها، دولت و مسئولین باید برای توسعه گردشگری برنامهای مدون داشته باشند که از تک فرهنگگرایی که بر صنعتگردشگری مستولی است و موجب شده نتوانیم پتانسیلها و ظرفیتهای گردشگری جامعه را گسترش دهیم، جلوگیری کند. صنعت گردشگری، بسیار تاثیرگذار و ارزآور است. اما ما از بخش ناچیزی از آن بهرهمند میشویم. بخشی از این انزوا را میتوانیم با برطرف کردن تک فرهنگگرایی مرتفع کنیم که مانعی برای توسعه صنعتگردشگری و حضور پررنگ تر این صنعت، در اقتصاد کشور است.
با توجه به چالشها در حوزه آموزش، بخصوص در صنعت گردشگری و نبود پروتکل مشخص، دانشگاه بینالمللی نورث وست، چگونه در مواجه با چالشها ایفای نقش میکند؟
در حال حاضر در صنعت گردشگری جهانی، شاهد نگاه استراتژی شتابندهای نسبت به توسعه این صنعت، هستیم. در بخش آموزش گردشگری علیرغم تلاشهایی که صورت گرفته، نتوانستهایم به جایگاهی که در منزلت این صنعت است، دست پیدا کنیم. یکی از دلایل، این امر است که موسسات گردشگری ما در سطح و استاندارد بینالمللی نیستند. بنابراین نمیتوانند پاسخگویی نسل آینده این صنعت باشند. مبحث آموزش خاصیت ویژهای دارد. اگر نقص و قصوری در آن باشد، در کوتاه مدت خود را نشان نمیدهد. نقص در آموزش میتواند نتیجهاش را در نسل بعد، نشان دهد. برای اینکه صنعت گردشگری، در آینده دچار کاستی و کاهش نباشد، باید هماکنون برنامه جامع آموزش توسعه گردشگری را تدوین کنیم. دانشگاه این آمادگی را دارد. چرا که مدیریت در هر صنعتی به عنوان سرحلقه توسعه است. مدیران ما باید بهروزترین آموزشها را ببینند تا هیچ نوع کاستی و کمبودی در دانش مدیران برای برنامهریزی ستادی و اجرایی وجود نداشته باشد. دانشگاه آمادگی دارد در این زمینه، برای بهبود عملکرد مدیران همکاری کند. اگر در زمینه آموزش و پرورش بخواهیم برنامهریزی برای تعریف رشتههای جدید گردشگری داشته باشیم نیز، دانشگاه بینالمللی نورث وست آمادگی خواهد داشت در برنامهریزی درسی این رشته ها ورود کرده و همکاری کند.
دکتر محمدعلی مرشدی؛ قائم مقام دانشگاه بین المللی نورث وست
با توجه به اینکه وقتی حرف از اعتبارات به میان میآید، بخشی مربوط به اعتبار مدرک تحصیلی در سطح داخلی و بینالمللی و بخش دیگر، اعتبارات جهت جذب دانشجویان و تسهیلاتی است که برای دانشجویان قائل میشوید؛ در خصوص هر دو نوع این اعتبارات بینالمللی و داخلی دانشگاه نورث وست، توضیحات روشن بدهید:
همانطور که مستحضر هستید، امروزه در قارههای مختلف در اروپا، آسیا، افریقا و امریکا دانشگاههای متعددی، تحت برند نورث وست وجود دارند. هر کدام از این شعب در هر مکانی جغرافیایی از لحاظ مدیریتی،ابعاد برنامهریزی، آموزش و... کاملا مستقل هستند و با سیاستهای خود و مدیریت مستقل اداره میشوند. دانشگاه نورث وست چندی پیش تصمیم گرفت که در منطقه اوراسیا و منا که شامل کشورهای جنوب خلیج فارس و افریقا است، این برند را پایهگذاری کند. بر اساس تصمیم، هیئت امنا و اعضای دانشگاه، تصمیم گرفتند که در کشور گرجستان این دانشگاه را به ثبت رسمی برسانند. بر اساس اساسنامه، دانشگاه به عنوان یک نهادستادی آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی توسط وزارت دادگستری، وزارت امور خارجه و همچنین اتاق بازرگانی و صنایع کشور گرجستان در حوزههای پژوهشی، تحقیقات و علمی به ثبت رسمی رسید. تمامی مجوزها از کشورگرجستان، اخذ شد و جهت برگزاری دورههای مهارتی، با توجه به اینکه ایرانی هستیم، تصمیم برآن شد تا شرایطی را فراهم کنیم که با توجه به تمامی امکانات و روابط بینالمللی که در حوزههای آموزشی وجود دارد، بخش عمدهای از فعالیتهای ما، درکشور ایران، انجام شود. با همکاری سفارت جمهوری اسلامی ایران، مدارک دانشگاه به تایید رسید و در ادامه وزارت امور خارجه و وزارت دادگستری، این اجازه حقوقی را به ما دادند تا بتوانیم در کشور ایران، فعالیت قانونی داشته باشیم. در بخش آموزشی پس از رایزنیها و مکاتبات با ارگانها و سازمانهایی که متولی بخش آموزش هستند، توافقنامهای با میراث فرهنگی، موسسات آموزش عالی و موسسات معتبر نظیر دانشگاه یزد، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه علمیکاربردی، که پروتکلهای مشترک علمی، تحقیقاتی پژوهشی و همسو دارند، به امضا رسید و برنامه مشترک جهت برگزاری دورههای کوتاه مدت، با استانداردهای بینالمللی و دورههایی با همکاری اداره کار و سازمان بهزیستی، برنامهریزی و برگزار شد. با صرف زمان و تلاش بسیار، شرایطی برای ارائه آموزشهای نوین فراهم کردیم. شاید سئوال خیلی از عزیزان باشد که: "دانشگاه بین المللی نورث وست، چه اعتبارات بین المللی دارد؟" با توجه به اینکه دانشگاه بینالمللی نورث وست، محدود به یک فضا و مکان خاص نیست، ما در نقاط مختلف جهان فعالیت داریم و این دانشگاه به نوعی فارغ از هر گونه محدودیت جغرافیایی و مرزی است. در معرفی اجمالی و کوتاه از دانشگاه نورث وست، می توان اذعان داشت؛ ما یک دپارتمان علمی ثبت شده در "کمپانی هاوس بریتانیا" داریم. تمام موسسات و سازمانهایی که قرار است در انگلستان و بریتانیای کبیر (تمامی کشورهایی که عضو بریتانیای کبیر هستند.) فعالیت داشته باشند، حتما باید ثبت قانونی و رسمی باشند. در زمینه آموزش و تحقیقات نیز، ثبت رسمی شدهایم. همچنین توسط (CPD Group) انگلستان که معتبرترین سازمان جهت اعتبار بخشی به سازمانهای آموزشی در بریتانیا است نیز مورد تایید قرار گرفته و دارای مدرک معتبر و گواهینامههای استاندارد ایزو هستیم. در ایالات متحده امریکا نیز از اعضای بنیاد آموزشی "های اسکوپ" که از بنیادهای مهم آموزش در این کشور است، هستیم. از آنجا که دانشگاه ما دپارتمان اقتصادی نیز دارد، عضو انجمن "اقتصاد دنیا" هستیم. جدیدا نیز عضو رسمی شبکههای یکپارچه دانشگاهی انگلستان شدهایم که وابسته به کمیسیون آموزشی اتحادیه اروپا است. تا به برنامههای آموزشی خود اعتباری مضاعف ببخشیم. در رابطه با اعتبارات دانشگاه در داخل ایران میتوانم به جرات بگویم از معدود برندها و دانشگاههای بینالمللی هستیم که، در حوزههای آموزشی، میتوانیم گواهینامههای خود را به هر زبانی که متقاضی تمایل داشته باشد، توسط مترجم رسمی قوه قضایه در ایران، ترجمه رسمی کنیم. همچنین در حال حاضر با طی کردن پروتکلهای لازم، گواهینامههای دانشگاه توسط انجمن مترجمان رسمی سفارتهای ایالات متحده، کانادا، استرالیا و نیوزیلند تایید و اعتبار بخشی میشوند. و این مدارک در حداقل 120 کشور دنیا دارای اعتبار و ارزش میباشند. ما در تلاش هستیم که بر اساس آموزشهای نوینی که تدوین کردهایم، بر اساس مهارتی بودن، نه صرفا حضور طولانی مدت در کلاس با واحدهایی که ربطی به رشته تخصصی متقاضی ندارد، از اتلاف زمان جلوگیری کنیم. به همین جهت دورهها به صورت تخصصی و مهارتی برنامهریزی شدهاند. اساتید هر دوره از چهرههای شاخص و برند انتخاب شدهاند، (چه در ایران و چه در خارج از ایران) تا بتوانیم، هدف اصلی دانشگاه را که کمک به نسل جوان است، تضمین کنیم. (بخصوص در حوزه گردشگری) چرا که در این دوران که اقتصاد ما، اقتصاد آسیب دیدهای است، صنعت گردشگری، میتواند به شکوفا شدن مجدد اقتصاد کمک شایانی کند. جا دارد که از حمایت میراث فرهنگی برای ورود به این حوزه قدردانی کنم با امید آنکه بتوانیم تمامی خدمات و برنامههایی که داریم را بزودی به ثمر برسانیم.
برای دانشجویان چه تسهیلاتی را در نظر دارید و هزینههای دورههای شما، به چه صورتی است؟
هزینه دورهها، با توجه به تصمیم هیئت امنا و شرایط حاد حاضر کشور، در جهت حمایت از علاقهمندان به یادگیری و کسب مهارت، بر واحد ریالی محاسبه میگردد.(یعنی در حال حاضر هزینههای دانشگاه بر اساس واحد دلار یا یورو نیست.) خوشبختانه این تصمیم، گرچه کار را برای دانشگاه دشوار کرده، اما موجب شده هزینهها برای متقاضیان مقرون به صرفه و مناسب باشد. در رابطه با اعتبارات و عضویت ما در داخل ایران؛ دانشگاه عضو رسمی و حقوقی انجمن علمی آموزشی و توسعه منابع انسانی در ایران و وابسته به سازمان علوم، تحقیقات و فنآوری کشور است. جدیدا عضو رسمی انجمن بینالمللی در حوزههای گردشگری سلامت شدهایم تا بتوانیم خدمتی در جهت ارتقا کیفی گردشگری سلامت، داشته باشیم. در مورد شرایط ویژه و تسهیلاتی که فرمودید، در دپارتمان هتلداری و گردشگری با همراهی جناب دکتر تاوتلی، برنامهای را طراحی کردیم که عزیزان بتوانند در مدرسه هتل، آموزش ببینند. آموزش ویژه همان بخشی که مایل هستند پس از تکمیل دوره آموزشی در آن مشغول به کار شوند. این آموزش به شرط جذب کار است. در واقع هزینههای دانشگاه، از حقوق و درآمد این عزیزان کسر خواهد شد.
این برنامه از چه زمانی آغاز خواهد شد؟
برنامه دهکده جهانی آغاز شده است. ما اعطای بورسیه را شروع کردهایم و بابت بحث گردشگری و هتلداری هم زمینههایش آماده است و ظرف یک الی دو ماه آینده تمام برنامههای مرتبط اجرایی خواهد شد. این نوید را میدهیم که شرایط برای عزیزانی که تمایل به آموزش در صنعت گردشگری و هتلداری دارند، آماده شده است. عزیزان علاقهمند پس از آنکه مصاحبههای ورودی را پشت سر گذاشتند(این سنجش توسط هیئت علمی دانشگاه صورت خواهد پذیرفت.) میتوانند در شاخه مورد نظر خود ورود کنند. درواقع پس از گذراندن مرحلههای سنجش این عزیزان میتوانند از شرایط بورسیه دانشگاه بهرهمند شوند.
دکتر مهرداد تاوتلی؛ مدیریت دپارتمان هتلداری و گردشگری دانشگاه بینالمللی نورث وست
با توجه به شناخت و سابقه شما در زمینه صنعت گردشگری، با در نظر گرفتن تغییراتی که این صنعت در گذشته، بخصوص در کشور ما داشته و با توجه به شرایط جدید، اهمیت گردشگری در دینای امروز را چگونه ارزیابی میکنید؟
گردشگری، صنعتی نوظهور در دنیا است. میتوان گفت تمام کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، یکی از برنامههای اقتصادی اصلیشان، در زمینه توسعه گردشگری پایدار است. یعنی به طور مثال؛ کشور چین در دو دهه گذشته که تبدیل به یک غول اقتصادی شده است، برنامههای منظم کوتاهمدت، میانمدت و طولانیمدتی در محور گردشگری و بخصوص گردشگریپایدار گذاشته است. حتی مشغول کپی کردن سایتها و شهرهای گردشگری دنیا است. در بخش پرورش و آموزش نیروی انسانی و هتلسازی نیز، فعالیت خود را رونق داده و قراردادهای بزرگی را با شرکتهای هواپیمایی و ایرلاینها بسته است که تا سال 2025 سفر به چین را از هر مبدا با نرخی ارزان پوشش میدهد. اکثر کشورهای توسعه یافته، با برنامههای خلاق و گاه مشابه هم، در حال حرکت هستند. ما اصطلاحا در گردشگری میگوییم؛ گردشگری، صادرات نامرئی است. چین را مثال میزنم چون در تولیداتش نیز، خط فکری گردشگری را الگو قرار داده، محصولاتی با این اندیشه تولید میکند تا با جذب گردشگران به کشور آنها را، به عنوان سوغات و صنایع دستی به گردشگران بفروشد. این سیاست جذب و فروش، در دنیای امروز در اکثر کشورهای توسعه یافته مثل امریکا، انگلیس ، فرانسه و... اجرا میشود. مهمترین تاثیرات مثبت بخش گردشگری، بحث امنیت کشور است. چون هر کشوری که بخواهد گردشگری در آن توسعه پیدا کند، امنیتش پررنگتر شده و هر چه امنیت کشوری بالاتر باشد، رونق گردشگری در آن کشور افزایش خواهد یافت. همچنین بخش اقتصادی با رونق گردشگری به سرعت رشد پیدا میکند و اشتغال زایی که یکی از معضلات بزرگ کشورهای جهان سوم و در حال توسعه است، برطرف میشود. در چند سال گذشته، گردشگری بسیار نامحسوس رشد پیدا کرد. در بسیاری از روستاها، خود جوش شاهد این امر بودیم که رستورانها، کافهها و اقامتگاههای بومگردی، رونق یافتند. حتی در روستاها صنایع دستی بیشتری به فروش رسید و اشتغال زایی خوبی ایجاد شد. تمامی این شواهد گویای این امر است که ما با توسعه گردشگری در کشور میتوانیم از فواید حاصل از این صنعت بهرهمند شویم. کشور ایران با وسعت جغرافیایی و ویژگیهای خاصی که دارد؛ از جمله بر اساس تقسیم بندی جهانی گردشگری “UNWTO” جزو ده کشور اول است (سازمان گردشگری جهانی با توجه به علایق و سلایق توریستها و گردشگران 150 نوع گردشگری را مشخص کرد و در هر دستهای ده کشور برتر را معرفی کرده است.) جالب اینجا است که ما در بیشتر این دهکها توانستیم رنکهای خوبی کسب کنیم. همچنین توانستیم در دسته بندی جاذبههای فرهنگی و تاریخی جزو ده کشور اول باشیم. این بسیار مهم است. تاریخ و فرهنگ را نمیتوان ساخت. خیلی چیزها را میتوان ساخت. اما تخت جمشید یا سایرآثار باستانی را نمی توان کپی کرد. چون پشتوانه تاریخ و فرهنگ یک کشور است. ما جزو 5 کشور اول در دستهبندی تنوع گونههای گیاهی و جانوری کمیاب نیز هستیم. این هم چیزی نیست که بتوان کپی کرد. گردشگران یکی از اولین چیزهایی که مشاهده میکنند، فرهنگ یک کشور، شامل: معماری، نحوه پوشش، غذا، آداب و رسوم و... است. حتی برای ایرانیانی که به مناطق مختلف کشور سفر میکنند، مواجه شدن با فرهنگ و شیوه زندگی مناطق مختلف جذاب است. از جاذبههای دیگر مناطق آب و هوای مختلفی کشور، چهار فصل و اقلیمهای مختلف، آثار تاریخی، ملی و مذهبی است. مجموعه این داشتهها، ما را تبدیل به یک مقصد با پتانسیل بالقوه برای گردشگری میکند. اما تمامی این عوامل باید بالفعل شوند. اگر این پتانسیلها مورد بهرهبرداری درست قرار بگیرند، میتوانند منجر به رونق و چرخش پول در کشور شود و همچنین موجب اشتغال زایی گردد. یک هتل سه ستاره با نود اتاق، بیش از صد نفر نیروی انسانی را به کار میگیرد. خیلی از مسافران صاحب هتل را نمیبینند، اما یک هتل محیطی است که کل شبانهروز، باز و مشغول ارائه خدمات است. در یک هتل نیروها 24 ساعت به صورت 3شیفت 8 ساعتی، کار میکنند. نیروی انسانی بین 90 الی 120 نفر در یک هتل سه ستاره با 90 اتاق فعالاند. اگر این میزان اشتغالزایی را در هتلهای 5 ستاره با اتاق های بیشتر و اقامتگاههای بومگردی، رستورانها، مهمانپذیرها حساب کنید، میتوانید نیروی زیادی از جمعیت بیکار را جذب کنید. نیاز به نیرو با تخصص ویژه آکادمی یا با تجربه خیلی زیاد هم نخواهد بود. نیروی کار متنوعی را با تحصیلات کمتر، سابقه کاری کمتر و... میتوان جذب کرد. این یکی از فواید مهم گردشگری است که در کشور باید به آن پرداخت.
با توجه به تحصیلات آکادمیک و دانش تجربی شما توصیهتان به جوانان این عرصه چیست؟ با نگرش به ایران میتوانید ارکان اصلی گردشگری را به صورت اجمالی مورد بررسی قرار دهید؟
من شخصا تحصیلاتم را در ترم یک و دو با مهمانداری قطار شروع کردم. همزمان با تحصیل در روزهای تعطیل حتی در تورهای یک روزه حضور داشتم و پله پله مراحل ترقی را طی کردم. صنعت گردشگری و هتلداری مناسب کسی است که عاشقش باشد تا بتواند با تمام سختیهای پیشرو مقابله کند و دوام بیاورد. به تدریج در صنعت رشد کند. توصیه میکنم به جوانانی که وارد این صنعت میشوند در کنار تحصیلاتآکادمی، به کسب تجربه بپردازند. اما در مورد بخش دوم پرسشتان، گردشگری سه ضلع دارد که شخصا به آنها "مثلث پایدارگردشگری" میگویم. اگر بخواهیم گردشگری در کشور رشد پیدا کند، سه ضلع باید هم سو با هم باشند. البته هر کدام از این اضلاع زیرشاخههای خود را دارند. اما این سه ضلع اصلیترین هستند. اولین و مهمترین رکنها، حمل و نقل است. چگونگی رفتن گردشگر از نقطه الف به نقطه ب. (از پای پیاده شروع می شود، تا هواپیما و اخیرا حتی سفیههای فضایی را شامل میشود.)، ضلع دوم؛ اقامتگاه است. من به عنوان یک توریست اگر بخواهم از نقطه الف به ب بروم، نیاز دارم جایی در نقطه ب ساکن شوم. این اقامتگاه از یک چادر شروع می شود، تا هتل 5 ستاره. رکن سوم؛ صنعت غذا، رستوران و پذیرایی است. زمانی که گردشگر از مبدا به مقصد میآید، جز نیاز به اسکان و استراحت به روزی سه وعده غذا نیاز دارد. چنانچه در شهر مقصد غذایی باب میل خود نیابد که از لحاظ کیفی، کمی، بهداشت و سلامت مواد غذایی و ذائقه غذایی او را راضی کند، باعث میشود نرخ اقامت در منطقه پایین آمده یا حتی به صفر برسد. من اگر به زیباترین منطقه سفر کنم، اما نتوانم خوراک مناسبی برای خود تامین کنم، اصلا انرژی لازم برای گردش و لذت بردن از سفر را نخواهم داشت و طبیعا مدت زمان سفرم کوتاهتر خواهد شد. خیلی واضح میتوانیم به کشورهای شرق آسیا اشاره کنیم. تفاوت ذائقه غذایی در این کشورها باعث میشود گردشگران دچار سوهاضمه شده و به مشکل غذایی برخورد کنند. برای همین میبینید که بحث غذا در چین که در مبحث توسعه گردشگری فعالیت دارد، پررنگ شده و از خیلی از کشورها آشپز به چین دعوت شده تا آنجا در کنار غذاهای چینی که بسیار متنوع است اما شاید با ذائقه خیلی از مسافران جور درنیاید، غذاهای بینالمللی و حتی غذاهای محلی برخی از کشورهایی که هدف گردشگری در آنجا هستند را، تامین کنند. این سه ضلع ارکان مهم گردشگری هستند که اگر ما بخواهیم گردشگری پایداری داشته باشیم ملزم به دارا بودن و بعضا تقویت این سه ضلع هستیم.
نقش نیروی انسانی در توسعه گردشگری کشورمان چیست؟
همانطور که در مورد کامپیوتر میدانیم، بهترین سخت افزار کامپیوتری برای بهره برداری نیاز به نرم افزار دارد و عملا بدون نرم افزار هیچ کاربردی ندارد؛ این ارکان و سه ضلع گردشگری که در سوال پیش هم مفصل به آنها پرداختم، توسط نیروی انسانی انجام می شوند. یعنی در بخش گردشگری، مهمترین رکن نیروی انسانی است. صنعت مهماننوازی اصطلاحی است که به صنعت گردشگری در دنیا، اطلاق می شود. بهترین و زیباترین هتل و رستوران، نهایتا بتواند چند ساعت برای مراجعه کننده جذاب باشد. بعد از آن نیروی انسانی است که به آن مکان روح و انرژی میبخشد و به مهمان سرویس میدهد. اگر گردشگر به رستوران یا هتل شیک مراجعه کند، اما برخورد غیر محترمانه و غیر حرفهای از پرسنل ببیند تمام زیباییها و جذابیتهای آن مکان را مخدوش میشود. چون همان بینقص بودن و زیبایی مکان باعث میشود، توقع مهمان از پرسنل و خدمات هتل، رستوان یا هر مجموعهای بالا برود. بنابراین؛ نقش نیروی انسانی، بسیار مهم است. خیلی از دوستان، نیروی انسانی را "پرسنل" خطاب میکنند. خیلیها نیز واژه کارگر،کارمند را بهکار میبرند، اصطلاح من "سرمایه انسانی" است. چرا که شما اگر بهترین و مجهزترین هتل، رستوران یا اقامتگاه را داشته باشید، اما نیروی مناسب، حرفهای و توانمند، نداشته باشید، عملا چیزی ندارید. نقش نیروی انسانی و در ارائه خدمات و سرویس و جلب رضایت مشتری، بسیار مهم است. می توان گفت اصلیترین مورد است و نقش کارفرمایان و مدیران در جذب نیروی انسانی، حفظ نیروی انسانی و آموزش نیروی انسانی تعریف میشود.
با توجه به شرایط روز، پیشنهاد شما برای جلوگیری از کوچ نیروی انسانی ازصنعت گردشگری که همانطورکه اشاره کردید، سرمایه این صنعت هستند، به دولت آینده چیست؟
کار نیروی انسانی، در این صنعت، بسیار کار سخت و نفس گیری است. دو سوم پرسنل هتل در یک سوم هتل هستند که دیده نمی شوند. فضاهای پشت هتل، زیرزمینها، تاسیسات، آشپزخانهها و انبارهایی وجود دارند، که دیده نمیشوند. در این فضاها بسیاری از نیروهای ارزشمند هتل مشغول به کار و فعالیت هستند. این نیروها هیچ وقت دیده نمیشوند. حتی پرسنلی که در دید گردشگر قرار دارند، مثل مسئول پذیرش و پرسنل داخلی، شاید کارشان چنانچه باید به چشم نمیآید. حال آنکه بسیار کار سخت و نفس گیری است. بین 8 تا 10 ساعت سرپا ایستادن در روز و با آرامش و اخلاق مداری با مسافرین با خلق و خوی متفاوت، سلایق مختلف، صحبت کردن بسیار کار سختی است. مثلا یک راهنمای تور؛ در برخورد نخست شاید شغل جذابی دارد که دائم در سفر است اما این شغل هم سختیها و مشکلات خاص خودش را دارد. چون مسئولیت بسیاری دارد. شما به هنوان راهنمای تور مسئول تمام اتفاقات یک گروه با سلایق و علایق مختلف هستید. مسئولیت، اسکان، جابجایی، برنامهریزی گشت و گذار روزانه که بسته به مدت تور به طول میانجامد. فشار کار باعث میشود خیلی از پرسنل، از کار فراری شوند. در صنعت هتلداری و گردشگری، مثلث پایدار نیروی انسانی، برای بقا و ماندگاری باز سه ضلع پشتیبان دارد. مدیر صنعت گردشگری، آژانسدار یا هتلدار، اول باید در جذب نیروی انسانی دقت کند. نیرویی را جذب کند که مناسب کار باشد. تمامی فاکتورها را باید به دقت بررسی کرد. از لحاظ توان جسمانی، چهره، اخلاق، برخورد ، نوع صحبت کردن و... اگر نیروی مناسبی جذب نشود، بعد از مدتی حتی ممکن است خودش به این نتیجه برسد که نمیتوانداز عهده کار بربیاید، دچار مخاطره شده، یا سیستم و کارفرما حذفش خواهد کرد یا خودش انصراف میدهد. بنابراین مهم است در مصاحبه اولیه معیارها به درستی بررسی شود. پس از آن مرحله آموزش است. باید پس از جذب به آموزش نیرو پرداخت. آموزش مهارتهای کاری، ارتباطات بیان و ارتباطات کلامی و رفتار با مهمان، کدهایرفتاری و گفتاری و... باید توسط مجموعه آموزش داده شود. آموزش بهداشت فردی و ایمنیکار، اصول کاری در قسمتهای مختلف و آموزشهای تخصصی هر مجموعه. ضلع سوم؛ نگهداری آن پرسنل است. نگهداری از دو ضلع دیگر بعضا مهمتر است. چرا که اگر من نیروی خوب را جذب کنم، خوب هم آموزش بدهم اما نتوانم آن را نگه دارم، یا نیرو کلا از صنعت خارج میشود و جذب مشاغل دیگر میشود. یا سراغ رقبای شغلی مجموعه خواهد رفت. از عوامل حفظ نیرو؛ رفتار مناسب، احترام، حقوقکافی، بالابردن روحیه انگیزشی و... است. ما در حقیقت دو مهمان داریم، مهمان خارجی و داخلی. مهمانان و مسافرینی که وارد مجموعه میشوند و پرسنل وظیفه سرویسدهی به آنان را دارند؛ مهمان خارجی و پرسنل و سرمایههای انسانی ما؛ مهمان داخلی هستند. وظیفه مدیران و مسئولان است که به این مهمانان داخلی سرویس بدهند. (از جمله حقوقشان، مزایای ایشان، مرخصی، اقامتگاهشان و...) نیروی انسانی که در مجموعهای فعالیت کند، اما حقوق درست، بیمه و مرخصی کافی، احترام و امنیت شغلی،خوابگاه و لباس مناسب نداشته باشد، قطعا اگر در این صنعت ماندنی نخواهد بود. جذب و پذیرش، آموزش، حفظ و نگهداری اگر به عنوان سه ضلع رعایت شوند، نیروی انسانی در این صنعت باقی خواهد ماند.
در شرایط کرونا که خیلی از نیروها به علت عدم امنیت شغلی و ... این صنعت را ترک کردهاند و بسیاری از نیروهای متخصص و دلسوز تصمیم به مهاجرت گرفتهاند، آیا راهکاری برای پیشنهاد به دولت آینده دارید؟
من همیشه نظرم این بوده که دولتها به بخش گردشگری ورود نکنند. چون کاری نمیتوانند بکنند. دولت وظیفه حمایتی دارد. تکلیف و وظیفه،مربوط به متخصص در بخش خصوصی است. بخش دولتی، باید سیاست حمایتی و نظارتی داشته باشد. این باعث اولا رشد صنعت میشود و دوما رقبای جدید، مافیا و حواشی آسیب رسان در کنار این صنعت رشد نخواهند کرد و گردشگری رونق خواهد گرفت. جناب خدایی زمانی که در میراث فرهنگی بودند، حمایت و نظارت دولتی بخصوص بر بخش بهداشت این دوره بسیار موثر و کارآمد بود. مهمترین بحثی که در گردشگری داریم بحث مالیاتی است. دولت باید روی سیستمهای حمایتیاش کار کند. خیلی هم پیچیده نیست. با یک جستجوی ساده، مقالات متعددی در این خصوص در موتورهای جستجوی جهانی مثل گوگل، میتوان یافت. اینکه ببینید دولت ترکیه،گرجستان و مالزی در این خصوص برای صنعت گردشگریاش چه کرد؟ همین حمایت در کنار نظارت دولتی؛ که البته در خصوص نظارتها نیز میتواند خیلی از بازرسیها را به جوامع و اتحادیهها واگذار کند. اگر گردشگری رونق بگیرد تمامی صنعتها رشد میکنند. مسائل و معضلات اجتماعی ما حل میشود. (اعتیاد، بیکاری،) همچنین میتواند موجب رونق تولیدات و صنایع گردد. بخصوص در بخش روستایی، بومگردی و عشایری می تواند موجب شکوفایی و رونق اقتصادی گردد.
به عنوان ریاست دپارتمان گردشگری و هتلداری دانشگاه بینالمللی نورث وست، در مور اهداف این دپارتمان توضیحاتی به ما بدهید:
با توجه به رزومه آموزشی که دارم و بیش از 4 سال به عنوان رئیس مرکز آموزش گردشگری و هتلداری ماروین فعالیت داشتم و اعتقادی واقعی که به تاثیر امر آموزش در ارتقا سطح گردشگری و حفظ نیروی انسانی دارم. عامل اصلی حفظ و نگهداری از نیروی انسانی را، آموزش میدانم. ما باید علاوه بر آموزش داخلی به سمت آموزشها و سیلابسهای بینالمللی برویم. ما علاوه بر ایرانگردی، باید برای ورود جهانگردان آماده باشیم. من به عنوان نیروی انسانی، باید آموزشهایی ببینم که آموزشهای بینالمللی باشد. خوشبختانه دانشگاه بینالمللی نورث وست با توجه به دروس و گستردگی آموزشی و همچنین نگاه بینالمللی که نسبت به آموزش دارد، این موضوع را پوشش دادهاست. یکی از جذابتی که در بخش آموزش برای عزیزان علاقهمند در حوزه گردشگری و نیروهای شاغل و فعال در این عرصه وجود دارد و می توان به آن اشاره کرد، بحث گواهینامهها با ارزش و اعتبار بینالمللی است. موضوع دیگری که میتوان به اشاره کرد، کیفیت و نوع آموزش است، با توجه به این امر که کسانی که در دورهها شرکت میکنند، در نهایت قرار است به عنوان بخش و عضوی از پیکر حوزه گردشگری فعالیت داشته باشند، آموزشهایی کاملا کاربردی و با رویکرد آموزش برای اجرا، دریافت میکنند. چرا که این آموزش برای کسب مهارت است. مهارتی عملی و تجربی. درتمامی اصناف مختلف گردشگری به همین صورت است. دورههایی که دانشگاه برگزار میکند، با رویکرد آموزش مهارت محور،جهت تربیت نیروی اجرایی با مهارت عملی و کاربردی است. نیرو، آموزش تئوری را دریافت میکند و دوبرابر زمانی که آموزش تئوری را دریافت کرده، همان آموزش تئوری را به صورت عملی به اجرا درمیآورد. در دنیا بسیاری از "مدارس هتل" با همین رویکرد و برنامه، فعالیت دارند. قطعا خروجی کار با این شیوه آموزشی، مفیدتر و کاربردیتر خواهد بود. امید است با این شیوه آموزشی جدید گوشهای از مشکلات صنعت گردشگری و هتلداری که، کمبود نیرویانسانی کارآمد، متخصص و مناسب است را، برطرف کنیم، تا با رونق گرفتن گردشگری در دولت بعدی، از نیروهایی کارآمد و با مهارت بهرهمند شویم. همچنین امید دارم، در دولت آتی اقتصاد کشور به سمت اقتصاد بدون نفت، که بسیاری از دولتهای پیشین، تنها شعارش را دادند، سوق پیدا کند. نفت به عنوان پشتوانه توسعه کشور قرار گیرد و صنعت گردشگری، رونقی افزون یابد. مانند خیلی از کشورهای همسایه از جمله؛ ترکیه، مالزی، قطر و...که این سیاست را در پیش گرفتهاند.
خانم مهندس عاطفه زارع؛ نماینده رسمی دانشگاه بینالمللی نورث وست در آلمان
به نظر شما راهکارهای علمی، جهت آموزش ارتقای سطح دانش علمی متولیان گردشگری سلامت در کشور، چیست؟
طبق ارتباطی که در این مدت با جناب دکتر مرشدی و مجموعه بسیار خوب ایشان؛ دانشگاه بینالمللی نورث وست داشتم، یکی از نیازهایی که به شخصه آنرا لمس کردم و جزو دغدغه هایم بوده است ناآگاه بودن و عدم اطلاعات و نبود دانش کافی در سطحی وسیع بین دستاندر کاران این حوزه است. ضعف اصلی نداشتن علم است. ما نیاز به آموزش داریم. تا بتوانیم سرفصلهای علمی و اجرایی برای آن بچینیم. باید تمامی مطالب در این حوزه، واژه به واژه بررسی شود. تعریف شود. تا به یک تعریف واحد، منجر گردد. ضعف آموزشی ملموس، این است که هیچکدام از شرکتهای مربوط به این حوزه، آموزش درست ندیدهاند. تفاوت آموزش، تفاوت سلیقه و اجرا داریم. چون فعالیتهای اجرایی تعریف نشده، هر مجموعهای با توجه به سلیقه شخصی، کار میکند و حتی برای ارائه خدمات، کاملا سلیقهای نرخ تعیین میکند. پایه گردشگری سلامت، که دادن یک سری پکیجهای سلامت، درمان و تندرستی است را شاید اصلا نداریم. یعنی عملا هیچ سرویسی نیست. نوآوری در ارائه پکیجها ،کاری است که سایر کشورها انجام میدهند. اینها نیاز به آموزش دارد. در مجموعه دانشگاه بینالمللی نورث وست، ما میتوانیم دپارتمانهای مختلف را تعریف کنیم، از شرکتهایی که واقعا دارند در سطح ایران کار میکنند و زمینه فضای آموزش مجازی و آنلاین و اساتید دارند، دعوت کنیم، رزومههایشان را اعتبار سنجی کنیم.در راستای آموزش، از افراد فرهیخته و اساتید بین المللی دعوت کنیم تا با این پشتوانه بتوانیم برای کشور، بحث آموزش را راه اندازی کرده و فرهنگ کار را طبق استاندارها و کاملا جهانی بیاموزیم. شاید زمان ببرد، یا به طول بیانجامد اما وقتی کار آغاز شود، همه چیز پیشرفت خواهد داشت. گرفتن مجوزها، طی کردن پروتکلها و... همه را میتوان با درک درست از سران اصلی اینکار تا اجرا کنندهگانش، به روش کارآمدتری به انجام رساند. اگر مسیر درست و دانش لازم باشد تمامی دغدغهها قابل حل خواهد بود. در حال حاضر خیلی از فعالیتها مثل برگزاری وبمینارها و سمینارها که همه در آن شرکت کرده و مشکلاتشان را میگویند، صورت پذیرفته است. اما بازخورد و نتیجه رو به رشد و بهبودی را در قبال مسائل شاهد نبودهایم. حرفهای بسیاری گفته شده، اما اجرایی نشده است. چون قبل از آن، چیزی تحت عنوان مشکل و نقطه ضعف ریشهیابی نگشته است. پیش از تصمیمگیری در رابطه با حل بحران یا مشکل ریشهیابی این موضوع که ضعف ما در این فرآیند کجاست و مشکل به کدام یک از رئوس مثلث گردشگری سلامت، که یک ضلع آن میراث است، ضلع دیگرش گردشگری و ضلع سومش بهداشت، ربط پیدا میکند؟ تا پس از یافتن ارگان مربوط از خود بپرسیم، حالا کسی که باید آنرا حل کند، کیست و چه راهکاری ارائه میدهد؟ در چه بازه زمانی میتواند آنرا برای ما حل کند؟ چه نیازی داریم؟ چه کتابی باید بخوانیم؟ شما حتی اگر به سادهترین روش، در منابع موجود جستجو کنید، خواهید دید متاسفانه در ایران شمار کتابها در حوزه صنعت گردشگری، شاخه سلامت شاید به 5 عدد هم نمیرسد. این یعنی کشوری میخواهد در صنعتی نوظهور پا بگذارد،که حتی منابع آموزشیاش در سطح شهر و کتاب فروشیها زیر حداقل استانداردها است. شما منبعی برای تهیه و مطالعه ندارید. حتی مقالات علمی در این حوزه و رفرنسهای انگلیسی که در دانشگاه موجود باشد، نداریم. این ضعفی بسیار بزرگ است. تا زمانیکه مشکلاتی از این دست حل نشود، نخواهیم توانست در سطح بینالمللی برند شویم.
جناب دکتر وحید وهب زاده؛ مدیر دپارتمان گردشگری سلامت دانشگاه نورث وست
مهمترین راهکار بهبود وضعیت، در گردشگری سلامت، تغییر بیزینس سنتی آن و تبدیل به آیتمهای جدید و مدرن همگام با پیشرفت تکنولوژی، چیست؟
گردشگری سلامت در کشور ما، به شکل سنتی، قدمتی بیست ساله دارد. به صورت سنتی در میان کشورهای مسلمان همسایه مثل عراق، افغانستان و برخی از کشورهای عربی، با ایران، از دیرزمان، ارتباطات خوبی حکمفرما بود. با توجه به ساختار خوب پزشکی و ارزان بودن خدمات پزشکی،کیفیت بالای خدماتی که تیم پزشکی و درمانی کشور ما داشته و دارد؛ توانسته است جلب رضایت بیماران را از دیرزمان داشته باشد. این میان بازاری تحت عنوان گردشگری سلامت، ایجاد کرده که یک بازار سنتی است. چون تا این لحظه از طریق کسانیکه بیمار را وارد کشور میکردند، که ترجیح میدهم نام بازاریاب را برآنان بگذارم، ایجاد شده است. این افراد، ایجاد کننده بیزینسی بصورت نهفته و پنهان در کشور بودند. چون از راه قانونی و رسمی که به پرداخت مالیات به نظام سلامت کشور منتهی میگردد، ورود نکردهاند. چند سالی است با درایت وزارت بهداشت و درمان و وزارت گردشگری و میراث فرهنگی کشور، این صنعت به صورت رسمیتر و جدیتر پیش میرود و با ایجاد شرکتهای توریسم درمانی، به صورت بازار بیزینس رسمی، جدی گرفته شده است. بیزینس سنتی مسیر خود را دارد. اما برای اینکه بتوانیم گردشگری سلامت را، تبدیل به بیزینس رسمی و صنعتی کرده و مدرن و امروزیاش کنیم. لازم است برنامهریزی دقیقی صورت پذیرد. بیزینس سنتی، بیزینس خوبی است. اما اگر نخواهیم آنرا تبدیل به بیزینسی علمی کنیم، میتوانیم مطمئن باشیم که سرانجامی بهتر از صادرات تولیداتی چون پسته، فرش و سایر محصولات ایرانی نخواهد داشت. راهکاری که من توصیه میکنم، آموزش علمی برای متولیان امر گردشگری سلامت، در کشور است. ما باید متولیان امر گردشگری سلامت در کشور را آموزش دهیم. تا به آن جایگاه علمی رسیده و به تعریفی واقعا علمی و عملی، دست پیدا کنیم. لازم است راهکار بیزینس را به شکلی که کشورهای پیشرفته دنیا، یا نزدیکتر کشورهای همسایه مثل ترکیه و هند دارند، بررسی کنیم، از بیزینس سنتی فاصله گرفته و خودمان را به روز کنیم. آنزمان خواهیم توانست مدعی داشتن بیزینسی تحت عنوان (health tourism) شده و با ارتقا بخشیدن به آن که هنوز بسیار نوپا است، حرفی برای گفتن در جهت رقابت با دهکده جهانی داشته باشیم. در غیر این صورت من راهی جز شکست ، ناامیدی و نرسیدن به مراد و مقصود در گردشگری سلامت متصور نیستم. هر روز موارد جدیدی در فضای مجازی با محوریت گردشگری سلامت، میبینیم که در کل جهان در حال رشد است و ما در کشور خود علیرغم داشتن پتانسیل بالا، خود را به آن جایگاه نرساندهایم. با احداث بیمارستانهای شیک، فراهم کردن امکانات خوب یا ساخت ویدئوهای تبلیغاتی، به تنهایی نمیتوان تغییر ایجاد کرد. اینها همگی لازم هستند؛ اما کافی نیستند! مهمترین کمبود ما، عدم آموزش صحیح است. حالا که دانشگاه بینالمللی نورث وست، در این مسئله ورود کرده و برنامه و هدف مشخصی دارد. باید ابتدا در مخاطبان ایجاد نیاز کنیم. مخاطبان اصلی، متولیان صنعت گردشگری سلامت هستند. باید در آنها این احساس نیاز را ایجاد کنیم. نباید به یک بیزینس کوتاه مدت فکر کنیم. این ضروری است که متولیان گردشگری سلامت را با بیزینس پلنهای مارکتینگ جدی و همچنین با آموزش در حیطه گردشگری سلامت به صورتی کاملا علمی، آشنا کنیم. این رسالتی طولانی مدت است. اما مطمئنا ما را به مقصود، میرساند. شاهد این ادعا، کشورهایی هستند که در این صنعت پیشرفت کردهاند. همه کشورها همین مسیر را طی کردهاند. بزرگترین و مهمترین نکته در گردشگری سلامت ایران که از آن غافل هستیم، بحث آموزش علمی و عملی است وگرنه کلاسهای متعدد در وزارت بهداشت، وزارت گردشگری و میراث فرهنگی و بسیاری از ارگانها تحت عنوان گردشگری سلامت با حضور افرادی که خود را در این مسئله صاحب نظر و فکر میدانند، برگزار میشود؛ من ضمن احترام به اساتید و بزرگواران اعلام میکنم: این کافی نیست! ما باید ابتدا آن حس نیاز را، ایجاد کنیم. پس از آن چهرههای بین المللی در این حوزه را از کشورهای اطراف که پیشرفت آشکاری داشتهاند، به عنوان مدرس، دعوت کنیم. خودمان را بهروز کنیم. پیغمبر اسلام فرمودهاند: برای کسب علم باید حتی تا چین هم بروید! حالا ما نیازی نیست جایی برویم. با اینترنت، به آنسوی کره زمین هم به سادگی دسترسی داریم. به عبارت دیگر کسب دانش خیلی راحت شده، فقط باید بخواهیم.
مطالب مرتبط
مطالبات صنعت گردشگری؛ نقشه راه گردشگری
مطالبات صنعت گردشگری؛ نقشه راه گردشگری مطالبات صنعت گردشگری نورالدین رهبر؛ مدیر عامل شرکت خدمات مسافرتی رادمان سفر نمیدان...
استفاده از AI برای پیشبینی تقاضای خدمات خاص در صنعت گردشگری
استفاده از AI برای پیش بینی تقاضای خدمات خاص در صنعت گردشگری استفاده از AI برای پیش بینی تقاضای خدمات خاص در صنعت گردشگری هوش م...
چالش ها و راهکارهای توسعه برند گردشگری ایران
میزگردتخصصی گردشگری با محوریت چالش ها و راه کارهای توسعه برند گردشگری ایران؛ با حضور اساتید، صاحب نظران، مسئولان و پیش کسوتان بخش خصوصی برگزار شد. آنچ...