جدیت دولت سیزدهم به ما ثابت شد!

گفتگوی اختصاصی سفرنویسان با جناب دکتر ابراهیم پور فرج، در راستای بررسی آسیب ها و چالش ها، همچنین بررسی وضعیت موجود جامعه تورگردانان ایران با نگاهی اجمالی به فعالیت های اخیر دولت سی...
تبلیغات

 

گفتگو با ابراهیم پورفرج؛ ریاست جامعه تورگردانان ایران

 

از اواخر سال 98 بروز بحران اپیدمی کرونا، رکودی طاقت‌فرسا را به تمامی صنایع تحمیل کرد. در صنعت گردشگری؛ جامعه تورگردانان، با توجه به شرایط سختی که پیش از همه‌گیری کرونا و قرنطینه جهانی پیش آمده بود، تحت فشاری مضاعف قرار گرفتند.  این فشارها به قدری عرصه حضور و بقا را برای بخش خصوصی سخت کرد که پس از سال‌ها تلاش و ممارست و رد شدن از موانع بسیار، تعداد قابل توجهی از فعالان، حتی مجبور به اعلام ورشکستگی شده و آنان که دوام آوردند به اجبار دست به تعدیل نیرو زدند. این میان، طی نشست‌ها و گفتگوهای بسیار میان بخش خصوصی و بخش دولتی، برای اولین بار جامعه تورگردانان از دولت پیشین خواستار حمایت و کمک در شرایط پرفشار و بحران زده شد و راه‌کارهایی که این کمک، دو سویه باشد را به دولت پیشین اعلام کرد. به این امید که با حمایت ایشان گذر از روزهای سخت، کمی سهل شده و فعالان این حوزه حداقل، سرمایه انسانی خود را از دست ندهند. این اتفاق به دلایل گسترده من‌جمله نا آگاهی و عدم شناخت صحیح مسئولان و در راس آنها مدیران تصمیم گیرنده، در دولت پیشین رخ نداد و جامعه تورگردانان متحمل خسارات جبران ناپذیری شد.  

گفتگوی اختصاصی سفرنویسان با جناب دکتر ابراهیم پور فرج، در راستای بررسی آسیب‌ها و چالش‌ها، همچنین بررسی وضعیت موجود جامعه تورگردانان ایران با نگاهی اجمالی به فعالیت‌های اخیر دولت  سیزدهم  است.

 

  • جامعه تورگردانان در شرایط کرونا با چه چالش‌هایی مواجه بود؟ عملکرد دولت سیزدهم را نسبت به دولت پیشین چگونه ارزیابی می‌کنید؟

همان‌طور که در بسیاری از مصاحبه‌ها گفته‌ام، گردشگری ایران خیلی پیش‌تر از شیوع کرونا با مشکل مواجه شده بود. اولین ضربه، تظاهرات به‌خاطر قیمت بنزین بود، سپس موضوع هواپیمای اوکراینی و پس از آن شهادت سردار سلیمانی که پیامدهای تلخی برای گردشگری ایران داشت. پس از ساقط شدن هواپیما، عملاً تمامی پروازها لغو شد و نه پرواز رفت داشتیم و نه برگشت. تمامی توریست‌هایی که در آن دوران وارد ایران شده بودند، تاریخ پرواز بازگشت‌شان را تغییر دادند و زودتر از ایران خارج شدند. بعد از آن هم با شهادت سردار سلیمانی، اختلافات بیشتر شد. زمانی‌که کرونا آمد، ما از آبان ۹۸ عملاً تعطیل شده بودیم. وقتی به پایان سال رسیدیم، کرونا شروع شد و متعاقب آن، تمام دنیا تعطیل شد. این ویروس به اقتصاد جهانی ضربه زد و ما نیز ضربه‌ای مضاعف داشتیم. اما این‌که چرا ایران بیشتر آسیب دید؟ پاسخ ساده است: چون پیش از شروع بحران کرونا، ما به انزوا رفته بودیم. درحالی‌که دنیا در جست‌وجوی راه‌حل برای این بحران بود، ما پیش از آن نیز مشکلات بزرگی در صنعت گردشگری داشتیم.

از آنجا که صنعت گردشگری، صنعتی آسیب‌پذیر است، ما این موضوع را به دولت انتقال دادیم. آقای دکتر مونسان، وزیر گردشگری، معاون اول آقای جهانگیری و آقای همتی، رئیس بانک مرکزی را به دفترشان دعوت کرد و با هم در مورد مشکلات و تعطیلی‌هایی که از آبان ۹۸ درگیرش بودیم، گفتگو کردیم. ما همه حرف‌ها را زدیم و آنها شنیدند. اما بعد متوجه شدیم که حرف‌های ما جدی گرفته نشده است. اشتباهی که صورت گرفت این بود که دولت در زمان ویروس کرونا، ناآگاهانه وارد بازار شد. دولت باید تیمی تشکیل می‌داد، صنایع و تشکل‌ها را فرا می‌خواند و بررسی می‌کرد که کدام صنایع بیشترین آسیب را دیده‌اند، مثل صنعت گردشگری. ما به دولت نامه نوشتیم و پیشنهاد کردیم که اگر پرسنل‌مان را اخراج کنیم (چون درآمدی نداریم)، آنها بیکار خواهند شد و در نتیجه از دولت حقوق بیکاری طلب می‌کنند. ما پیشنهاد دادیم که دولت ۵۰ درصد دستمزد پرسنل را پرداخت کند و ۵۰ درصد را هم ما تأمین کنیم، زیرا سرمایه اصلی ما در صنعت گردشگری، نیروی انسانی متخصص است. ما نیرویی نیاز داریم که بازاریابی کند، ایران را بشناسد، زبان خارجی بداند و... اما متأسفانه، این پیشنهادات نادیده گرفته شد.

دولت شناخت دقیقی از میزان خسارت وارد شده به بخش‌های مختلف نداشت و همین مسئله، آسیب‌های مضاعفی به گردشگری وارد کرد. درحالی‌که برخی مشاغل همچنان فعال بودند و حتی سود کردند، دولت هیچ بررسی دقیقی انجام نداد و با ارائه وام ۱۲ درصدی، شرایط را برای همه یکسان در نظر گرفت. در نتیجه، نه‌تنها کمکی به گردشگری نشد، بلکه با تحمیل وامی که فقط برای رفع تکلیف بود، وضعیت را بدتر کرد. بسیاری از آژانس‌های مسافرتی و هتل‌ها مجبور شدند این وام را با وجود نداشتن درآمد، بازپرداخت کنند. مبلغ این وام‌ها نیز به‌قدری ناچیز بود که مثلاً برای یک آژانس که ماهانه ۶۷۰ میلیون تومان حقوق پرداخت می‌کرد، دریافت وامی ۳۰۰ میلیون تومانی هیچ کمکی محسوب نمی‌شد. برای شرکت‌های بزرگ، این مبالغ ناچیز بود و نشان می‌داد که دولت هیچ بررسی دقیقی انجام نداده است. ما بارها اعتراض کردیم و گفتیم که فقط یک‌بار از دولت کمک خواسته‌ایم، اما حتی پاسخ درستی هم دریافت نکردیم. نتیجه این شد که بسیاری از کسب‌وکارهای گردشگری تعطیل شدند و راهنماهای تور که روزمزد بودند، بیکار ماندند.

با روی کار آمدن دولت جدید، جلساتی با مسئولان برگزار شد و ما شاهد جدیت بیشتری در بحث گردشگری بودیم. ما تقاضا کردیم که ویزای گردشگران طبیعت‌گرد صادر شود، زیرا این گردشگران به مناطق طبیعی سفر می‌کنند و خطر کمتری نسبت به تورهای سلامت دارند. در دولت پیشین، صدور ویزا برای گردشگران سلامت مجاز شد اما برای طبیعت‌گردان نه! ما بارها درخواست کردیم که جلسه‌ای برای توضیح این مسئله برگزار شود، اما ترتیب داده نشد. در دولت جدید، با توضیح مسئله به رئیس‌جمهور، ویزا با رعایت پروتکل‌های بهداشتی آزاد شد. ایران کشوری در چهارراه شرق و غرب است، تمدنی دارد که حتی بر اروپا تأثیر گذاشته است، فرهنگ غنی و طبیعتی زیبا دارد. اما امتیاز بزرگ‌تر ایران، مردم آن هستند. ایرانیان مردمی بافرهنگ، محترم و مهمان‌نوازند و برخورد مردم ایران با گردشگران، در هیچ جای دنیا دیده نمی‌شود. گردشگری فقط منبع درآمد نیست، بلکه وسیله‌ای برای معرفی فرهنگ ایران و اصلاح تصورات نادرست درباره کشور است. بسیاری از گردشگران خارجی گفته‌اند که رسانه‌هایشان درباره ایران دروغ می‌گویند. گردشگری می‌تواند ذهنیت‌ها را تغییر دهد و کینه‌ها را از بین ببرد. ما با آزاد شدن ویزا، امیدوارتر شدیم، اما ناگهان ستاد کرونا طی یک بخشنامه غیرمنتظره اعلام کرد که از روز بعد، ورود به ایران ممنوع است و مرزها بسته خواهند شد!

 

  • در مورد نتایج و پیامدهای این بخشنامه توضیح دهید؛ آیا مشکل از سر راه گردشگری برداشته شد؟

لازم به اشاره نیست که اکنون پایان سال میلادی، یعنی تعطیلات مسیحیان است. گردشگر خارجی می‌خواهد وارد کشور ما شود. بلیطش را تهیه کرده و برنامه‌ریزی کرده است. آژانس مبدا هم در تعطیلات سال نو است و مشتری منتظر ورود به ایران طبق برنامه از پیش تعیین‌شده است. حال چطور باید به او اطلاع داد که نمی‌تواند به ایران بیاید و مرزهای کشور بسته شده‌اند؟ چطور باید پاسخگو بود؟ چرا باید برای یک صنف بدون اطلاع و هماهنگی تصمیم‌گیری شود؟ مگر ما خودمان وزیر نداریم؟ چرا بدون مشورت در برنامه‌های یک صنعت که وزیر و معاونت مشخصی دارد، دخالت می‌شود؟

حرف من همیشه این بوده که اگر قرار است تصمیمی برای صنعت گردشگری گرفته شود، این تصمیم باید در حضور وزیر و معاونت این صنعت باشد. آنها به‌طور مستقیم با فعالان حوزه گردشگری در ارتباط هستند و مشکلات و چالش‌های این صنعت را بهتر از هر کسی می‌شناسند. وقتی بدون مشورت با وزیر و معاون یک صنعت، برای آن تصمیم‌گیری می‌شود، آیا به تاوانی که بخش خصوصی باید به خاطر این تصمیم ناگهانی بپردازد، فکر کرده‌اید؟ بخش خصوصی بعد از دو سال و نیم تعطیلی اجباری و در آغاز پذیرش گردشگر، باید ضرر کنسلی بلیط‌های گردشگران خارجی را پرداخت کند؟ پول خسارت هتل‌ها و رزروهای آنها را چه کسی باید بدهد؟ وقتی هیچ اطلاعاتی ندارید، برایتان ساده می‌شود، اما نمی‌دانید که پشت یک کنسلی چه خسارات هنگفتی بر دوش بخش خصوصی باقی می‌ماند. آن‌هم برای شرکت‌هایی که طی این مدت چیزی جز خسارت از بازار گردشگری برداشت نکرده‌اند.

بعد از شنیدن این خبر، ما با وزارت میراث فرهنگی، هنری، گردشگری و صنایع‌دستی گفتگو کردیم. خدا را شکر که این‌بار وزیر و معاون گردشگری سریع وارد عمل شدند. از طرف تمامی اعضای جامعه تورگردانان ایران، واقعاً سپاسگزار آقای ضرغامی و شالبافیان هستیم، چراکه تنها در عرض یک روز، بخشنامه اصلاح شد. چون بیشتر مخاطبان ما از مرزهای هوایی وارد ایران می‌شوند، بخشنامه به این شکل تغییر کرد که به‌جز چهار کشور اروپایی و هشت کشور آفریقایی، سایر کشورها می‌توانند از طریق مرزهای هوایی وارد ایران شوند. این امتیاز بسیار خوبی بود.

یک وقت هست که وزیر و معاون تلاش می‌کنند، حتی اگر نتیجه‌ای هم نداشته باشد، ما راضی و خشنودیم، چون می‌بینیم که به خواسته‌های ما توجه می‌شود. وقتی مشکلات ما برای دولت‌مردان اهمیت دارد و آن را جدی می‌گیرند، این به ما قوت قلب می‌دهد. خوشبختانه در این مورد خاص، هم پیگیری شد و هم نتیجه حاصل شد. ما تنها از اینجا است که به راستی وعده‌های یک دولت‌مرد ایمان می‌آوریم. وقتی وزیر میراث فرهنگی، هنری، گردشگری و صنایع‌دستی و معاون گردشگری، کنار بخش خصوصی می‌ایستند تا مشکل را حل کنند، این حس بسیار خوبی است. همه‌چیز که مالی نیست. ما اصلاً توقع کمک مالی نداریم، اما انتظار داریم که در شرایط سخت کنار ما باشند!

 

  • نظر شما در مورد نمایشگاه گردشگری امسال چیست؟

در رابطه با نمایشگاه‌ها، به‌طور کلی یک موضوع را می‌گویم. متأسفانه هر سال این نمایشگاه‌ها به‌صورت غیرحرفه‌ای برگزار شده‌اند. نمایشگاه‌ها برگزار می‌شوند، اما فقط آژانس‌های توربَر شرکت می‌کنند، درحالی‌که جامعه تورگردانان که فعالیت‌شان آوردن تور به ایران است، در این نمایشگاه‌ها حضور ندارند. این در حالی است که این دو گروه مکمل یکدیگر هستند و حضورشان در کنار هم باعث تعامل فرهنگی و اقتصادی و همچنین اشتغال‌زایی می‌شود. علت عدم حضور تورگردانان در این نمایشگاه‌ها، علاوه بر غیرحرفه‌ای بودن برگزاری، این است که هیچ نفع و سودی برای آنها ندارد. نمایشگاه زمانی برای ما مفید خواهد بود که شرکت‌های متعددی از کشورهای مختلف در آن شرکت کنند.

نمونه‌هایی از نمایشگاه‌های موفق که تورگردانان در آن حضور دارند، شامل ITB Berlin آلمان، IFTM Top Resa فرانسه، IBTM World اسپانیا، WTM London انگلستان و بسیاری دیگر هستند. اگر نمایشگاه ایران به رویدادی تبدیل شود که شرکت‌هایی که تور به ایران می‌فرستند در آن حضور داشته باشند و با شرکت‌های ایرانی ارتباط برقرار کنند، می‌توان آن را یک نمایشگاه موفق دانست. ما به نمایشگاه‌های دیگر در کشورهایی مثل اسپانیا، آلمان، چین، انگلیس و اتریش می‌رویم، چون حضور ما در آنجا مفید است. در این ۱۱ نمایشگاه، طرف‌های تجاری ما نیز حضور دارند و دور هم جمع می‌شوند. ما در این نمایشگاه‌ها مذاکره می‌کنیم، قرارداد می‌بندیم و تفاهم‌نامه امضا می‌کنیم. نکته مهم این است که در این نمایشگاه‌ها، فقط با یک کشور خاص کار نمی‌کنیم، بلکه با بیش از ۱۸۰ کشور روبه‌رو هستیم. این نمایشگاه‌ها فرصتی ایجاد می‌کنند که ما با ده‌ها کشور ارتباط بگیریم، گروه‌هایی را برای سفر به ایران جذب کنیم و همکاری‌های تجاری شکل بگیرد.

امسال، می‌دانم که جناب شالبافیان تلاش دارند این نمایشگاه را از حالت عمومیِ بی‌ثمر، به یک نمایشگاه حرفه‌ای و تخصصی تبدیل کنند. این اقدام قابل‌تقدیر است و نشان می‌دهد که معاونت گردشگری به دنبال افزایش بهره‌وری نمایشگاه است. چنین اقداماتی است که ما را مطمئن می‌سازد که این دولت در کار خود جدی است! ما نمی‌گوییم همه اقدامات بد است، اگر کسی بد عمل کند، می‌گوییم بد است، اما در عین حال، تلاش‌های مثبت و زحمات افراد متعهد را نیز می‌بینیم و قدردان آنها هستیم. نمایشگاهی که امسال برگزار می‌شود، می‌تواند یک نقطه شروع مفید باشد. اگر این روند و طرز تفکر ادامه پیدا کند، نمایشگاه در سال‌های آینده مفیدتر و موفق‌تر خواهد شد و چه‌بسا در لیست ۱۱ نمایشگاه بین‌المللی که جامعه تورگردانان ایران در آن شرکت می‌کنند، قرار بگیرد.

ما سال‌ها است که با کانون اتومبیل‌رانی که زیرمجموعه وزارت میراث فرهنگی، هنری، گردشگری و صنایع‌دستی است، همکاری داریم و با برگزاری نمایشگاه توسط نهادهای متخصص مشکلی نداریم. مشکل ما تنها با غیرحرفه‌ای‌گری است. چون در نهایت، این بخش خصوصی است که هزینه‌های مربوط به زمین، غرفه‌سازی، رفت‌وآمد، اقامت در هتل و سایر موارد را می‌پردازد. پس چرا باید افراد غیرمتخصص برای بخش خصوصی تصمیم بگیرند؟ ما می‌دانیم که چگونه غرفه خود را طراحی کنیم تا بتوانیم به بهترین شکل با مشتریان صحبت کنیم. در برخی نمایشگاه‌ها، متولیان برگزاری و ساخت غرفه‌ها را به افراد ناآگاه و غیرمتخصص می‌سپارند، و این دقیقاً همان مشکلی است که ما به آن اعتراض داریم. بنابراین، ما فقط مخالف غیرحرفه‌ای‌گری و سپردن کار به افراد ناآگاه هستیم. کانون اتومبیل‌رانی سال‌ها است که نمایشگاه برگزار می‌کند و ما اعتراضی نداریم، زیرا به آن اعتماد داریم. این کانون از نیازهای یک نمایشگاه آگاه است، با ما برای ساخت غرفه‌ها مشورت می‌کند و خودسرانه تصمیم‌گیری نمی‌کند. بحث اصلی، ایجاد اعتماد، حرفه‌ای عمل کردن و شفافیت است. بخش خصوصی برای حضور در نمایشگاه هزینه مالی می‌کند، بنابراین منطقی است که انتظار داشته باشد کار به دست اهل فن سپرده شود.

تبلیغات

مطالب مرتبط

حفظ محیط‌زیست، محرک توسعه گردشگری در ایران

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در مراسم روز درختکاری، بر ضرورت هم افزایی میان گردشگری و حفظ محیط زیست تأکید کرد.

چالش های جامعه تورگردانان در شرایط کرونا

گفت و گوی اختصاصی با دکتر ابراهیم پورفرج؛ ریاست جامعه تورگردانان ایران؛ گردآورندگان از اواخر سال 98 بروز بحران اپیدمی کرونا، رکودی طاقت فرسا را به تما...

تدوین استراتژی‌های محتوای اجتماعی در بازاریابی گردشگری

تدوین استراتژی های محتوای اجتماعی در بازاریابی گردشگری تدوین استراتژی های محتوای اجتماعی در بازاریابی گردشگری تدوین استراتژی ها...