توسعه گردشگری سلامت؛ بررسی نقش ایرانیان خارج از کشور
چالشهای بازاریابی و پتانسیل مغفول ایرانیان خارج از کشور
ابراهیم پورفرج، ریاست جامعه تورگردانان ایران در گفتوگو با مجله سفرنویسان در میزگرد "توسعه گردشگری سلامت؛ بررسی نقش ایرانیان خارج از کشور" اظهار داشت: متاسفانه بخش درمان اعتقادی به بازاریابی و تبلیغات ندارد و هزینهای برای آن نمیکند. همینطور، بخش متولی و آژانسها نیز در این زمینه سرمایهگذاری لازم را انجام نمیدهند و حتی برنامه مدونی برای تبلیغات وجود ندارد. در این میان، ظرفیتی تحت عنوان ایرانیان خارج از کشور وجود دارد که تقریباً مغفول مانده است. این افراد در ایران ریشه دارند و معمولاً به دلیل پایینتر بودن هزینههای درمان در ایران نسبت به کشور محل اقامتشان، برای بهرهمندی از خدمات درمانی به ایران سفر میکنند.
اما هر ایرانی خارج از کشور میتواند فراتر از این عمل کند و کشور خود را در حوزه سلامت به عنوان مقصد گردشگری سلامت به کشور محل سکونتش معرفی کند. داشتن سایت یا سامانه جامع به زبانهای مختلف برای ارجاع علاقهمندان میتواند بسیار کمککننده باشد. ما بیش از 8.5 میلیون ایرانی در خارج از کشور داریم؛ اگر هر نفر تنها 10 نفر را به ایران راهنمایی کند، میتواند به میزان قابل توجهی گردشگری سلامت ایران را تأمین کند. سؤال این است که چگونه میتوان این ظرفیت را فعال کرد و با ایرانیان خارج از کشور ارتباط برقرار نمود؟ آیا این موضوع قابل انجام است؟ خلاصهای از نشست پیش رو که به همت باشگاه گردشگری سلامت ایران و همکاری مجله سفرنویسان برگزار شده است را با شما به اشتراک میگذاریم.
ایرانیان خارج از کشور: یاریرسان نه ناجی و ضرورت حمایت از بخش خصوصی
پورفرج در ادامه سخنان خود افزود: ایرانیان خارج از کشور میتوانند بسیار مفید باشند، اما ناجی نیستند. البته از داخل ایران نیز میتوان به کل دنیا دسترسی داشت. این ایده از نظر عددی بسیار جذاب و امیدبخش است، اما در عمل چگونه خواهد بود؟ تجربیات شخصی من نشان میدهد که نمیتوان امید چندانی به این پتانسیل داشت. به عنوان مثال، زمانی که به نمایشگاههای خارجی میرفتیم، آژانسهای ایرانی مستقر در آلمان از ما درخواست میکردند که گروههایمان را به ایشان معرفی کنیم، در حالی که ما روی آنها برای معرفی گروههای گردشگری حساب میکردیم. ما خودمان برای آشنا شدن با آژانسهای خارجی با آنها ارتباط برقرار میکردیم. اما اگر راهکاری برایش موجود باشد، میتواند تأثیر خوبی داشته باشد. اگر ایرانیان مقیم در کشورهای دیگر بتوانند مردم آن کشور را با ایران، توانایی و تخصص و هزینههای کم درمانی در ایران آشنا کنند، شاید تعدادی از افراد علاقهمند به آمدن به ایران جهت بهرهمند شدن از خدمات پزشکی باشند. اما این امر کم اتفاق میافتد.
چه این اتفاق رخ دهد چه خیر، ما در تورهای سلامت، نیازمند بهبود بخشیدن شرایط هستیم. باید روی تبلیغات کار شود و اقلام تبلیغاتی افزایش یابد. آژانسداران و تورگردانان باید تمام تلاششان را به کار گیرند. حتی اگر این گزینه یکی از گزینههای عالی باشد، نباید تنها به آن تکیه کرد و به امید آن بود. در رابطه با بحث ایرانیان خارج از کشور، تاکید میکنم که آنها میتوانند مفید و حتی بسیار کمککننده باشند، اما اینکه کلمه "ناجی" را برایشان انتخاب کنیم، با این موافق نیستم. در گردشگری به دلیل تعلل بخش دولتی (در همه دولتها)، طبیعتاً رفتارهای ایرانهراسی ایجاد شده است، به خصوص برای گردشگری که بیشتر از صنایع دیگر تحت تاثیر سیاست دولتمردان است. وقتی ما میگوییم دولت این کارها را نکرد و گردشگری آسیب دید، اشاره داریم به اینکه بخش دولتی نه هزینه کرد و نه کمک. اما فراموش نکنیم، زمانی 200 الی 300 نفر وارد ایران میشدند و برای یک ویزا ما 2 ماه دوندگی داشتیم. اگر آن روزها را با اکنون مقایسه کنیم که این رقم تا پیش از کرونا به 7 میلیون نفر رسیده بود، میتوانیم مدعی باشیم به واقع، اتفاقی افتاده است. اگر بخش دولتی بهتر از آنچه میبینیم عمل میکرد، بهتر از این میشد.
ایشان همچنین به حمایتهای مقطعی از بخش خصوصی اشاره کرد: یک زمانی جناب محبخدایی مسئولیت پیدا کرد، آن زمان تنها زمانی بود که در طول سالهای حضورم در عرصه گردشگری برای حضور در نمایشگاهها از ما حمایت شد. در زمان روی کار آمدن ایشان، برای نمایشگاه آلمان 300 میلیون از بخش خصوصی حمایت شد. اگر این اتفاق مستدام بود، میتوانست تضمین کننده رونق این صنعت باشد. در زمان آقای مونسان نیز قول حمایت در نمایشگاه آلمان به ما داده شد، اما پس از برگزاری نمایشگاه، صورتحساب از آلمان رسید و ما آن را به سازمان بردیم. جناب تیموری با ما مخالفت کرد و هزینه زمین نمایشگاه که قولش را در حضور 15 نفر از جناب مونسان گرفته بودیم، به ما پرداخت نشد و ما آن هزینه را نیز از جیب بخش خصوصی دادیم. میخواهم این نکته را بگویم که هم نیکی و هم بدی را ببینیم و اتفاقهای خوب را نادیده نگیریم. اگر پیشرفت ولو اندک را نادیده بگیریم، فعالیتهای بخش خصوصی را نادیده گرفتهایم. بخش خصوصی سرمایهگذاری کرده و زحمت کشیده و به نمایشگاههای مختلف رفته است تا آنجا که میتوانسته ایران را به دنیا معرفی کند و منصفانه نخواهد بود اگر این مسائل را نادیده بگیریم. اگر ایرانیان مقیم در خارج بیایند و دست بخش خصوصی را بگیرند و از بخش خصوصی حمایت کنند، بینهایت مفید خواهد بود. اما سفارتهای ما شاید جزو ماموریت و دستور کارشان نیست که مقدمات توسعه گردشگری را حتی فراهم بیاورند. ما برای افتتاح غرفه گردشگریمان در نمایشگاه، چند بار باید به ملاقات سفیر میرفتیم تا ایشان برای افتتاحیه تشریف بیاورند! حال آنکه سفرای کشورهای دیگر از ساعت 9 صبح در محل نمایشگاه حضور داشتند. این عارضه یا بیماری همهگیر شده است. همه دچار این رخوت و تنبلی شدهاند. مخلص کلام، گلایه بسیار است و زمان تنگ!
مطالب مرتبط
روابط گردشگری ایران و آفریقا؛ بابک یوسفیان
بابک یوسفیان، مدیر عامل شرکت پرشیا مهر، درباره سمپوزیوم ایران-آفریقا و فرصت های گردشگری سلامت بحث می کند. او بر نقش رسانه ها در توسعه اقتصادی و اهمیت...
توسعه گردشگری ایران: چرا هنوز در حال "اختراع چرخ" هستیم؟ (گفتگو با مرتضی ماسوله)
مرتضی ماسوله، رئیس بنیاد ملی توسعه پایدار گردشگری، از چالش های توسعه گردشگری ایران می گوید. چرا با وجود پتانسیل ایرانیان خارج از کشور، هنوز چرخ اختراع...
استانداردهای جهانی در گردشگری پزشکی: مقایسهی خدمات سلامت در کشورهای مختلف
تحلیل و مقایسه ی استانداردهای جهانی در صنعت گردشگری پزشکی. این گزارش به بررسی جایگاه ایران در این بازار رقابتی و چالش ها و فرصت های پیش رو می پردازد.
دیدگاه ها